ماهیت اسلامهراسی در غرب در شماره جدید ماهنامه مسجد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، صد و هشتاد و سومین شماره ماهنامه مسجد ویژه فرودین 94 به مدیر مسؤولی سعید کرمی از سوی مرکز رسیدگی به امور مساجد منتشر شد.
ماهنامه مسجد از چهار بخش سرمقاله، منبر، رواق، محراب و شبستان تشکیل شده است.
«گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است» عنوان سرمقاله این شماره از ماهنامه مسجد است.
در بخش «منبر» این شماره از ماهنامه مسجد این مطالب را میخوانیم: نوروز فاطمی زمینهساز نصرت الهی است، ایرانیان در نوروز به خوبی نگهدار حرمت فاطمیاند، سالی که نوروز و فاطمیه توأم است، نمونه فیش گنجی به نام قناعت، نمونه فیش معیارهای انتخاب همسر در سیره معصومان علیهم السلام، نمونه فیش روضه، اقوال شهادت ریحانة النبی صلی الله علیه و آله و سلم، پیام فاطمی و احسان و نیکوکاری، انعکاس نوروز در آیینه روایات، تحویل سال با نام محول الاحوال، امام خوبیها و طلایهدار وحدت و همدلی.
بارقه امید برای ارزشمندی، بیاراده در آیین، مجاور اهریمن، همچنان مهجور، پیروان کم ارزش، از حقوق فرودست تا برابری حقوق و نقش زن در جنبشهای معنوی عناوین مطالبی است که در بخش «رواق» این شماره از ماهنامه مسجد پیش روی ما قرار گرفته است.
در بخش «محراب» این شماره از ماهنامه مسجد عناوین پرچمداران بهشت، خادمان بهشتهای زمین، فرایند یک فراخوان، نیاز حقیقی و نیاز غیرحقیقی، مسجد ایده پرداز، ایدههای اجرائی، بر بام فام و بر بلندای فام را میخوانیم.
در بخش «شبستان» این شماره از ماهنامه مسجد این مطالب آمده است: اقتصاد بیمار موروث طاغوت و بیتدبیری، هر سال گامی به سوی پیشرفت، درد دلی غیرتخصصی، نامی که نکوست، رویارویی علمای شیعه با تمدن غرب، جمهوری اسلامی، ماهیت اسلامهراسی، میم مثل مادر، روایت جنگی که جنگ نبود؛ عطار جسم و جان، نقد سریال پردهنشین و اخبار مسجدی.
مقاله «ماهیت اسلام هراسی؛ اسلام به مثابه دیگری غرب» به قلم مسعود دیانی است، در قسمتی از این مقاله میخوانیم: در باب علل و دلایل اسلامهراسی در غرب دیدگاههای گوناگونی مطرح است که هرکدام سهمی از واقعیت ماجرا را به خود اختصاص میدهد.
برخی از تحلیلگران اصلیترین دلیل را در مهاجرت و افزایش جمعیت مسلمانان در غرب جستوجو میکنند. بیگمان این، یکی از دلایل اصلی اسلامستیزی و القای نفرت از مسلمانان در غرب، خصوصا اروپای مرکزی است. اروپای امروز با بحران هویت و کاهش جمعیت مسیحی از یکسو و افزایش جمعیت مسلمانان، اشتیاق به اسلام و اسلامگروی جوانان از سوی دیگر مواجه است.
آنچه به وضوح در تحلیل رابطه اسلامهراسی و افزایش جمعیت مسلمانان به چشم میخورد؛ عدم تناسب حجم رفتارهای اسلامستیزان با این عامل است. اگر علت اصلی اسلامهراسی در این مقوله خلاصه میشد، باید با واکنشهایی متفاوت و بسیار رقیقتر، از آنچه اتفاق میافتد روبهرو میشدیم؛ خاصه آنکه در وضعیتی که ذکر شد، انتظار میرود مقابله با مسلمانان نهایتا به عنوان یک اپیدمی اجتماعی لحاظ شود که تناسب چندانی با قدرت و رسانه ندارد.
آنچه امروز در غرب در حال رخ دادن است، حتی با در نظر گرفتن علتها و تحلیلهای دیگر، به راحتی قابل فهم و درک نیست. دلایلی همچون فعالیتهای خشونتآمیز برخی گروههای تندرو اسلامی یا هراس ایدئولوژی اسلام سیاسی یا تمایل تاریخی فرهنگ اروپا به نژادپرستی و اروپا محوری، هرگز نمیتواند این حجم بیسابقه از نفرت پراکنی علیه اسلام و مسلمانان را توجیه کند و در این میان بیشک اتفاق دیگری در حال رخ دادن است.
این همان نکتهای است که رهبری انقلاب اسلامی ایران در هسته مرکزی پیام خود بر آن تأکید کردند و آیت الله خامنهای از سیاست ایجاد «دیگری» در غرب و انگیزهها و اهداف آن با جوانان و اروپا و آمریکا شمالی سخن میگوید که: «شما به خوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت موهوم از ـ دیگری ـ زمینهساز مشترک تمام سودجوییهای ستمگرانه بوده است.»
رهبر انقلاب ایران همچنین از تغییر استراتژی در این زمینه سخن میگوید و آن تغییر دادن «دیگری» غرب از کمونیسم به اسلام است: «سخن من با شما درباره اسلام است و به طور خاص، درباره تصویر و چهرهای که از اسلام به شما ارائه گردد. از دو دهه پیش به این سو ـ تقریبا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود.»
مادام که کمونیسم و اتحاد جماهیر شوروی «دیگری» غرب محسوب میشد، قدرتهای غربی به خصوص آمریکا از القای هراس علیه شوروی و کمونیسم بیشترین بهرهها را از آن خود کردند.
پس از فروپاشی کمونیسم؛ خلأ «دیگری» باید با دشمنی دیگر پر میشد؛ «دیگری»ای با حجم انبوه از نفرت و هراس که هر نوع سیاست مداخلهجویانه و خشونتبار قدرتهایی غربی را پوشش دهد و اغراض استعماری و کشورگشایانه جدید را در زیر انبوه تبلیغات هراسافکن پنهان کند.
هانتینگتون در تحلیل و نظریهپردازی سیاست تمدنی، غرب را به عنوان یک هسته تمدنی منسجم در برابر دو تمدن قدرتمند اسلامی و چینی قرار داد. این گونه و با توجه به تنوع تحولات و بحرانهایی که در حوزه جهان اسلام برای به چالش کشیدن غرب صورت گرفت، در عمل، حوزه تمدنی اسلام، مقابل غرب قرار گرفت و غرب به مدد قدرت رسانهای خود، اسلام را «دیگری» ساخت.
قدرتهای غربی از این سیاست نهایت بهره را برده و میبرند و از این روند اسلام هراسانه، معامله باور نکردنی و شگفتی برای خود رقم میزنند. برای نمونه 11 سپتامبر 2001 میلادی را به یاد بیاورید، دو هواپیما به برجهای دوقلوی جهانی نیویورک برخورد کردند و این حملهها از همان آغاز به مسلمانان نسبت داده شد که بهترین بهانه برای تشدید اسلامهراسی و نفرت پراکنی علیه مسلمانان بود.
رسانههای غربی از هیچ کوششی در این راه فروگذاری نکردند و مسلمانان در سرتاسر اروپا مورد هجمهها و خشونتورزیهای گوناگون قرار گرفتند. انبوه سخنرانیها و فیلمها و تحلیلها علیه اسلام و مسلمانان روانه بازار شد و در این میان قدرتهای غربی مقدمه یک معامله بزرگ را فراهم آوردند و آن، اشغال دو کشور اسلامی در ازای دو برج فروریخته بود. این ماهیت اسلامهراسی در غرب است.
گفتنی است، صد و هشتاد و دومین شماره ماهنامه مسجد با شمارگان 3000 نسخه در 72 صفحه از سوی مرکز رسیدگی به امور مساجد منتشر شده است./998/ن602/ق