۰۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۲:۰۹
کد خبر: ۷۷۵۸۲۴
یادداشت؛

جنگ نرم؛ مهم‌ترین جنگ دنیای امروز

جنگ نرم؛ مهم‌ترین جنگ دنیای امروز
جنگ نرم، مجموعه اقدامات خصومت‌آمیز، تعمدی و برنامه‌ریزی شده است که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی، «ارزش‌ها و نگرش‌های پایه و بنیادین» و القای ناکارآمدی مدل سیاسی مورد قبول مردم در یک نظام سیاسی می‌شود.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، مهمترین جنگ دردنیای امروز جنگ نرم است. چرا که ادوات جنگ سخت میتواند به تعداد محدودی از افراد صدمه وارد کند اما در جنگ نرم همه آحاد جامعه مورد حمله واقع می‌شود.

جنگ نرم، مجموعه اقدامات خصومت‌آمیز، تعمدی و برنامه‌ریزی شده است که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی، «ارزش‌ها و نگرش‌‌‌های پایه و بنیادین» و القای ناکارآمدی مدل سیاسی مورد قبول مردم در یک نظام سیاسی می‌‌‌شود. این جنگ همه عرصه‌‌‌های اجتماعی یک نظام سیاسی را می‌‌‌تواند تحت تاثیر قرار دهد.مقام معظم رهبری حضرت آیت‌‌الله العظمی خامنه‌‌ای در آذر سال ١٣٨٨جنگ نرم را به معنای ایجاد تردید در دل‌‌‌ها و ذهن‌‌‌های مردم تعریف فرمودند. از این مختصر نیز می‌‌‌توان نتیجه گرفت که جنگ نرم، پدیده‌‌‌هایی همچون «تهاجم فرهنگی»، «عملیات روانی» و جز آن را نیز در بر می‌‌‌گیرد و اعم از آن است. از تعریف مذکور چنین پیداست که:جنگ نرم یک اقدام تعمدی و تدبیر شده است مهم ترین قلمروهای جنگ نرم؛ فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی است.

قصد اصلی عاملان جنگ نرم تاثیر نهادن بر باورها، نگرش‌ها، ارزش‌‌‌ها و انگیزش مخاطبان است. آماج جنگ نرم به مردم کشورها محدود نمی‌شود، بلکه دولتمردان و نخبگان را نیز هدف  قرار می‌‌‌دهد. عاملان جنگ نرم در پی آن هستند که در بلند‌مدت منش و رفتار مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند. مقدمه جنگ نرم سیاسی( ناکارآمد‌سازی مدل سیاسی موجود)، تهاجم فرهنگی(دگرگونی در هویت فرهنگی) است.

 جنگ نرم؛ مهم ترین جنگ دنیای امروز

فرآیند جنگ نرم

در دکترین جنگ نرم، قاعده این است که مردم کشور هدف، اهداف دشمن را محقق کنند. الزام آن تصرف قلب و مغز است، به عبارت دیگر، کسانی که قلب و ذهن‌شان تسخیر شده، در راستای اهداف دشمن خود عمل‌‌‌ می‌کنند. پرسش این است، راه تسخیر مردم به گونه‌ای که خود آنان خواسته‌‌‌های دشمن شان را محقق سازند چیست؟ این راه بسیارساده و در عین حال دشوار است.برای تاثیر بر ذهن و قلب در دو حوزه، شناختی و عاطفی جنگ نرم انجام می‌‌‌شود:

‌ هدف در بعد شناختی یا ذهنی تصرف ذهن است. عاملان جنگ نرم با بهره‌گیری از روش اقناع، مجاب‌سازی، تغییر ادراک و شست‌وشوی مغزی در پی آن هستند تا افکار، اندیشه، ذهن و نظام شناختی مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند.آنان در این زمینه از روش مدیریت ادراک بهره می‌‌‌گیرند.در این روش تلاش می‌‌‌شود افراد و نخبگان کشور هدف، نسبت به مسأله‌ای قانع شوند، اطلاعات ویژه‌‌ای را به آنان القا کنند تا زمینه سیادت بر مغز آنان فراهم شود.

‌ ‌ هدف در بعد عاطفی و هیجانی تصرف قلب و تحریک افراد برای اقدام خاص است.عاملان جنگ نرم می‌‌‌کوشند تا نظام عاطفی مخاطبان و نگرش آنان را تحت تاثیر قرار دهند. به عنوان مثال آنان می‌‌‌کوشند تا نفرت مخاطبان را نسبت به حکومت خویش برانگیزند و عشق و علاقه آنان را معطوف خود سازند. تصرف قلب افراد با ارضا و تحریک انجام ‌‌‌می‌شود. رضایت افراد از چیزی موجب زمینه‌سازی تصرف قلب آنان‌‌‌ می‌شود. آنان در این زمینه از روش عملیات روانی با تولید سوژه برای برانگیختن جامعه هدف بهره می‌‌‌گیرند. و در این راه یکی از ابزارهای مهم آنان جنگ روایت‌هاست یعنی از تمام سوژه‌های ممکن روایتی که خود می‌پسندند و به نوعی ضربه به جامعه هدف است را ارائه می‌کنند.

 جنگ نرم؛ مهم ترین جنگ دنیای امروز

راه مقابله با جنگ نرم

«قدرت نرم» جوهر و درون مایه یک نظام است.جنگ نرم برای مقابله با قدرت نرم است، راه مقابله با آن حفظ و افزایش عناصر و مولفه‌‌‌های قدرت نرم است.جنگ نرم را ابتدا باید شناخت و باور کرد.اینکه مقام معظم رهبری تاکید دارند، جنگ نرم یک حقیقت است و در دو دهه با ادبیات مختلف آن‌را تبیین کرده‌اند، حاکی از این است که متاسفانه باور، برداشت و تحلیل درست از آن وجود ندارد.بنابراین اقدام اول، شناخت پیشینه، ماهیت، ابعاد گروه‌‌‌های آماج، ابزار و روش‌‌‌های جنگ نرم است.

قطعاً نخبگان و رسانه‌‌‌ها بیشترین نقش را در شفاف‌سازی و تبیین جنگ نرم دارند. پیچیدگی یکی از شاخص‌‌‌ها و ویژگی‌‌‌های جنگ نرم است.در این جنگ رفتار دشمن در تحمیل اراده غیر مستقیم است. بنابراین راهکار اصلی عمق‌بخشی و افزایش معرفت است. روشنگری، بصیرت بخشی و شفاف سازی صحنه جنگ برای جامعه و نخبگان ابزار مقابله با جنگ نرم دشمن است.

اگر بپذیریم، جنگ نرم در همه حوزه‌‌‌های سیاسی فرهنگی، اقتصادی، علمی و اجتماعی و در دو سطح نخبگان و بدنه اجتماعی شکل می‌‌‌گیرد، هریک از این حوزه‌‌‌ها به راهبرد مقابله با جنگ نرم نیاز دارد.

راه مقابله در جنگ نرم، به‌دست گرفتن ابتکار عمل و خلاقیت است. ما نباید هر روز شاهد طرح سوال، شبهه و القای یک مساله بی مورد برای نظام باشیم.

موفقیت در این است که هر لحظه برای دشمن مساله ایجاد کنیم و دشمن مجبور شود، به آن پاسخ دهد.در جنگ نرم میدان بازی را ما باید تعریف کنیم و توجه داشته باشیم در میدان بازی دشمن قرار نگیریم.طبیعی است الزامات بدست گرفتن ابتکار عمل هم باید فراهم شود.در حال حاضر کشور نیازمند تحلیلی واحد از روند تحولات در میان نخبگان مدافع نظام است، فضای سیاسی کشور باید آرام باشد و از هیجان‌سازی کاذب پرهیز شود. تمرکز بر کارآمد‌سازی نظام و عدم فرصت‌سازی برای تبلیغات و دستگاه‌‌‌های رسانه‌‌ای بیگانه راهکار برون رفت از فتنه ها و کاهش پیامد‌‌‌ها و آثار جنگ نرم است.

 جنگ نرم؛ مهم ترین جنگ دنیای امروز

جنگ روایتها

یکی از مهم‌ترین مسائل امروز عالم رسانه روایت و روایتگری است، آن هم به‌خاطر جنگ روایتی است که در عالم وجود دارد. یک مؤسسه‌ آمریکایی در این‌باره می‌گوید ما در این قرن وارد جنگ روایت می‌شویم و هر کس بتواند روایت خودش را -به یک معنا گزارش خودش را- از پدیده‌ها در آن روز حاکم کند، آن روز حاکم است.

بعضی وقایع برای جامعه یا ملت،‌ مهم و سرنوشت‌ساز است؛ چون سرنوشت‌ساز است، باید به‌سرعت این موضوع در بستری دقیق و صحیح روایت شود. اگر شما روایت نکردید، مخاطب ناچار است که روایت دیگران را -اگرچه نادرست- بشنود که در رفتار و گفتار جامعه و محیط تأثیر می‌گذارد. بنابراین، روایتگری درست و صحیح کاری اساسی و ضروری و وظیفه اخلاقی و انسانی است.

نکات مهم برای ارائه‌ی روایت غالب

در جریان ارتباطات امروز، افکار عمومی دائم مترصد این است که از محیطش، از خودش، از پیرامونش، از گذشته‌اش و از آینده‌اش اطلاعاتی بگیرد برای اینکه بتواند درست حرکت کند. اینجا رسانه‌ها نقش ویژه‌ای پیدا می‌کنند تا بتوانند اطلاعاتی به افراد بدهند که هوشمند شوند. منتها جریان رسانه‌ در عالم رسانه تکنیک‌های ویژه‌ای برای تأثیرگذاری بر مخاطبین دارد. به همین دلیل ما رشته‌های گوناگونی در حوزه رسانه تحت عنوان تبلیغات یا نظریه‌های ارتباطات مثل نشانه‌شناسی رسانه‌ای داریم که از این نشانه‌ها و این علائم چگونه در یک تصویر یا صوت استفاده شود که تأثیر بگذارد.

ما در ایران یک جریان حرفه‌ای رسانه‌ای داریم که کارش را تا حدی بلد است و پاسخ‌گوی کارش هم هست، منتها یک جریان غیرحرفه‌ای آماتوری هم داریم که گاهی کارش خوب است، گاهی هم چون شناخت حرفه‌ای ندارد روی افکار عمومی تأثیر منفی می‌گذارد. مثلاً، تا با پدیده‌ای مواجه می‌شود که فکر می‌کند به نظرش مهم است، آن را منتشر می‌کند، امّا نمی‌داند مضر است. حرفه‌ای‌ها می‌فهمند مضر است و این را با تفسیر بازنشر می‌دهند.

کار بزرگی که باید صورت بگیرد اینکه جریان آموزشی مدام رسانه‌ای باشد تا کسانی که می‌خواهند در عرصه رسانه‌ به‌صورت غیرحرفه‌ای فعالیت کنند به این لایه‌ها توجه داشته باشند. بطور نمونه بعد از حمله‌ آمریکا به افغانستان، آمریکایی‌ها برای اینکه بتوانند مجاهدین را حذف و منزوی کنند، از واژه جنگ‌سالاران افغانستان استفاده کردند. جنگ‌سالاران افغانستان واژه منفی است، ولی این‌قدر از این واژه استفاده کردند که نه‌ تنها در رسانه‌های دنیا، بلکه در بعضی از رسانه‌های خودمان هم جا افتاد. برچسب‌زدن به این می‌گویند. یک برچسب می‌زنند، بعد مرتب تکرار می‌کنند. این‌قدر برچسب‌زنی پرقدرت است که حتی جریان حرفه‌ای هم خطا می‌کند، وای به حال جریان آماتوری که درگیر نباشد.

ما امروزه در عالم رسانه وارد حوزه‌‌ رقابت بسیار شدیدی شدیم که به جنگ رسانه‌ای شبیه است. بنابراین، باید خیلی هوشمندانه با شناخت و تدبیر و آشنایی با شیوه‌های کاربردی تبلیغات وارد این میدان شویم؛ و الّا ممکن است نتوانیم در این جنگ روایت‌ها پیروز میدان باشیم.

ارسال نظرات