۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۶
کد خبر: ۸۰۲۸۷۸
حجت الاسلام زارع تأکید کرد؛

تبلیغ تهاجمی؛ خروج از انفعال و ابتکار در روایت/مسجد، محور تبلیغ و تربیت

تبلیغ تهاجمی؛ خروج از انفعال و ابتکار در روایت/مسجد، محور تبلیغ و تربیت
مسئول مسجد تراز معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه «تبلیغ» هویت و فلسفه وجودی حوزه‌های علمیه است، تبلیغ تهاجمی را خروج از انفعال و ابتکار در روایت دانست.

اشاره: تأکید مکرر رهبر معظم انقلاب بر اولویت‌داشتن «تبلیغ»، در حقیقت یادآوری مأموریت تاریخی و هویت اصیل حوزه‌های علمیه است. حوزه‌ای که از آغاز برای تبیین، هدایت و اثرگذاری اجتماعی دین شکل گرفت، اگر تبلیغ را به حاشیه براند، ناخواسته از فلسفه وجودی خود فاصله می‌گیرد. آنچه امروز بیش از گذشته اهمیت دارد، نه صرفاً افزایش فعالیت‌های تبلیغی، بلکه بازتعریف راهبرد تبلیغ است؛ راهبردی که مسجد را به‌عنوان کانون اصلی دینداری و زیست ایمانی بازنشانی کند.

در کنار این رویکرد مفهوم «تبلیغ تهاجمی» به‌مثابه خروج از انفعال، ضرورتی انکارناپذیر است. در جهانی که جنگ روایت‌ها تعیین‌کننده است، بسنده‌کردن به پاسخ‌گویی ما را همواره یک گام عقب نگه می‌دارد. ابتکار در روایت اول، تبیین فعالانه گفتمان اسلامی و افشای واقع‌بینانه بحران‌های تمدن غرب، نیازمند دانشی است که باید از متن آموزش‌های اصلی حوزه بجوشد، نه از حاشیه‌ها.

اگر تبلیغ مسجد‌محور و تبلیغ تهاجمی به‌عنوان دو رکن مکمل، به‌صورت راهبردی در آموزش و عمل حوزوی نهادینه شود، مطالبه رهبری از اولویت تبلیغ، به واقعیتی عینی و اثرگذار تبدیل خواهد شد.

در همین راستا خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، با حجت الاسلام مهدی زارع مسئول مسجد تراز معاونت تبلیغ قم گفت‌وگویی داشته است که در ادامه مشروح آن تقدیم خوانندگان گرامی خواهد شد:

رسا ـ با توجه به تأکید مکرر رهبر معظم انقلاب بر اینکه «تبلیغ» باید اولویت نخست حوزه‌های علمیه باشد، به نظر شما اهمیت و چرایی این مطالبه چیست و این اولویت چگونه باید در عمل محقق شود؟

تأکید رهبر معظم انقلاب بر اولویت‌داشتن تبلیغ، ناظر به هویت و فلسفه وجودی حوزه‌های علمیه است. اساساً حوزه از ابتدا برای «تبلیغ و تبیین دین» شکل گرفته و اگر این کارکرد در حاشیه قرار بگیرد، حوزه از مسیر اصلی خود فاصله می‌گیرد. اینکه رهبر معظم انقلاب در مقاطع مختلف و به‌صورت مجدد بر این موضوع تأکید می‌کنند، نشان‌دهنده آن است که احتمالاً در دوره‌هایی، برخی اولویت‌های فرعی یا موضوعات دیگر جای اولویت اصلی یعنی تبلیغ را گرفته‌اند و اکنون نیاز به بازگشت آگاهانه و جدی به این مسیر احساس می‌شود.

البته باید توجه داشت که در سال‌های اخیر در حوزه علمیه تلاش‌ها و پیگیری‌های قابل‌توجهی در عرصه تبلیغ انجام شده و مباحث تبلیغی نسبت به گذشته رشد داشته است؛ اما سخن اصلی این است که اگر تبلیغ را به‌عنوان اولویت اول بپذیریم باید به «کانون اصلی تبلیغ» نیز توجه ویژه داشته باشیم. به نظر می‌رسد نخستین و مهم‌ترین پایگاه تبلیغ دین، مسجد است. اگر مسجد را محل دینداری و تبلیغ بدانیم، همه اشکال و انواع تبلیغ باید نهایتاً به تقویت این کانون منتهی شود؛ یعنی نتیجه تبلیغ حضور پایدار مردم در مسجد باشد.

البته تبلیغ اشکال متنوعی دارد؛ از تبلیغ در مدارس و پارک‌ها گرفته تا فعالیت‌های تخصصی تبلیغی که بسیاری از آن‌ها نیز مؤثر و ارزشمند هستند. این‌ها قابل انکار نیست؛ اما اگر هدف ما اثرگذاری عمیق، ماندگار و نهادینه در وجود انسان‌هاست، باید تبلیغ به‌گونه‌ای باشد که ارتباط مستمر، گفت‌وگو و پیوند اجتماعی میان مبلغ و مخاطب شکل بگیرد. چنین اثری بیش از هر جای دیگر، در بستر مسجد امکان تحقق دارد.

به باور من تحقق آنچه رهبر انقلاب مدنظر دارند، نیازمند «تحول در امر تبلیغ» است؛ تحولی نه صرفاً شکلی، بلکه راهبردی. یعنی به جای آنکه تمرکز اصلی تبلیغ را صرفاً بر موضوعات پراکنده‌ای مانند حجاب، فرزندآوری یا سایر مسائل اجتماعی ـ که البته مهم و لازم‌اند ـ قرار دهیم، باید همت اصلی را معطوف به تبلیغ مسجد و جذب مردم به این پایگاه ایمانی کنیم. وقتی مردم به مسجد آمدند و در جمع مؤمنان قرار گرفتند بسیاری از اهداف دیگر تبلیغی به‌صورت طبیعی و درونی محقق می‌شود.

کسی که در فضای مسجد و جمع مؤمنان قرار می‌گیرد به‌تدریج هنجارهای دینی را می‌پذیرد؛ اگر در ابتدا در مسئله حجاب یا فرزندآوری باور و التزام کامل نداشته باشد، قرار گرفتن در جمعی که این ارزش‌ها را زندگی می‌کنند، او را به سمت پذیرش و عمل سوق می‌دهد. مسجد محل شکل‌گیری «گروه مؤمنین» است و این قرار گرفتن در جمع ایمانی، بسیاری از آسیب‌ها را کاهش داده و زمینه ولایت‌پذیری، دینداری عمیق و سبک زندگی اسلامی را فراهم می‌کند.

بنابراین اگر حوزه علمیه بتواند تبلیغ مسجد‌محور را به‌عنوان راهبرد اصلی دنبال کند و مردم را به این کانون بازگرداند، بخش عمده‌ای از اهداف متنوع تبلیغی ـ از مسائل فرهنگی و اجتماعی گرفته تا اعتقادی و اخلاقی ـ به بهترین شکل ممکن پوشش داده خواهد شد. این همان مسیری است که می‌تواند مطالبه رهبر معظم انقلاب درباره اولویت تبلیغ را به‌صورت عینی و اثربخش محقق کند.

رسا ـ اخیراً رهبر معظم انقلاب از «تبلیغ تهاجمی» و لزوم هجوم به اندیشه‌ها و مبانی غرب سخن گفته‌اند. تعریف شما از تبلیغ تهاجمی چیست و مهم‌ترین الزامات، بایدها و نبایدهای آن کدام‌اند؟

برای تبیین مفهوم تبلیغ تهاجمی، ابتدا باید میان دو نوع مواجهه تبلیغی تفکیک قائل شویم. بخش قابل‌توجهی از پرسش‌هایی که در فضای تبلیغ دینی مطرح می‌شود، مربوط به احکام، اعتقادات و مسائل درون‌دینی است. پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها، هرچند گاهی به آن «تدافعی» گفته می‌شود، در واقع پاسخ به نیازهای مؤمنان و بخشی طبیعی و ضروری از وظیفه تبلیغی است و اشکالی در آن وجود ندارد.

اما نوع دیگری از مسائل وجود دارد که محصول «هجمه دشمن» است؛ هجمه‌ای که در حوزه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی امنیتی طراحی و اجرا می‌شود. در این موارد، جریان‌های معارض با اسلام و انقلاب، با تولید شبهه و روایت‌های جهت‌دار، حمله را آغاز می‌کنند و ما صرفاً در جایگاه پاسخ‌گو قرار می‌گیریم. این شیوه، چند آسیب جدی دارد؛ نخست اینکه معلوم نیست پاسخ‌های ما اصلاً به مخاطبانی که هدف آن حمله بوده‌اند برسد، و دوم اینکه بخش قابل‌توجهی از ظرفیت فکری و رسانه‌ای ما صرف واکنش به موضوعاتی می‌شود که طرف مقابل طراحی کرده است.

تبلیغ تهاجمی دقیقاً در نقطه مقابل این وضعیت تعریف می‌شود. در تبلیغ تهاجمی، ما منتظر طرح شبهه یا حمله طرف مقابل نمی‌مانیم، بلکه خودمان آغازگر بحث می‌شویم. به جای آنکه صرفاً به حرف‌های آنان پاسخ دهیم، به تبیین فعالانه نقاط قوت اسلام، انقلاب و نظام فکری خودمان می‌پردازیم و هم‌زمان، ضعف‌ها، ناکارآمدی‌ها و بحران‌هایی را که جوامع غربی به‌واسطه ساختارهای مدیریتی، اقتصادی و فرهنگی خود با آن مواجه‌اند، برای افکار عمومی تشریح می‌کنیم.

یکی از الزامات مهم تبلیغ تهاجمی این است که تصویر واقعی غرب برای مردم ترسیم شود. نباید اجازه داد این تصور شکل بگیرد که غرب بهشت و الگوی بی‌نقص سعادت انسانی است. تبیین مشکلات عمیق اجتماعی، خانوادگی، هویتی و اخلاقی در غرب، بخشی از همین تبلیغ تهاجمی است؛ تبلیغی که نه از موضع انفعال، بلکه از موضع اعتمادبه‌نفس و ابتکار عمل صورت می‌گیرد.

از بایدهای اساسی تبلیغ تهاجمی، توجه جدی به «روایت اول» است. روایت اول در هر موضوع، اهمیت بسیار بالایی دارد و متأسفانه در بسیاری از مسائل، ما از این فرصت غفلت کرده‌ایم. وقتی روایت نخست را جریان مقابل تولید می‌کند، حتی اگر بعداً پاسخ داده شود، ذهن مخاطب تا حد زیادی شکل گرفته است. یکی از ارکان تبلیغ تهاجمی این است که در موضوعات داخلی و بین‌المللی، ما روایت اول را در دست بگیریم و چارچوب ذهنی مخاطب را خودمان ترسیم کنیم.

در عین حال از نبایدهای تبلیغ تهاجمی این است که همه عرصه تبلیغ را به منازعه و پاسخ‌گویی تقلیل دهیم. در مسائل درون‌دینی و پرسش‌های مؤمنان، پاسخ‌گویی آرام، دقیق و اقناعی همچنان ضروری است. تبلیغ تهاجمی نافی تبلیغ تربیتی و پاسخ‌محور نیست، بلکه ناظر به حوزه‌ای است که در آن، جنگ روایت‌ها و مبانی فکری جریان دارد.

در مجموع تبلیغ تهاجمی یعنی خروج از حالت انفعالی، ابتکار در طرح مسئله، تولید روایت اول، برجسته‌سازی نقاط قوت گفتمان اسلامی ـ انقلابی و افشای واقع‌بینانه ضعف‌های تمدن غرب؛ مسیری که اگر به‌درستی طی شود، می‌تواند موازنه فکری و رسانه‌ای را به نفع جبهه حق تغییر دهد.

رسا ـ یکی از الزامات نقش‌آفرینی مؤثر در «تبلیغ تهاجمی»، برخورداری از دانش و مهارت‌های متناسب با این عرصه است. به نظر شما آیا ساختار آموزشی و تبلیغی حوزه‌های علمیه امروز به این دانش مجهز است؟ در حال حاضر ما در چه نقطه‌ای قرار داریم؟

در ارزیابی وضعیت موجود ابتدا باید به این نکته توجه کرد که نظام آموزشی حوزه به‌گونه‌ای طراحی شده که اگر طلبه‌ای به‌صورت عمیق و جدی دروس حوزوی را دنبال کند، به‌تدریج قدرت اجتهاد و توان تحلیل پیدا می‌کند و این ظرفیت را خواهد داشت که در موضوعات مختلف، از جمله عرصه تبلیغ تهاجمی، فعالیت مؤثر داشته باشد. با این حال، این مسیر برای همه طلاب به‌صورت طبیعی و یکسان طی نمی‌شود.

امروز شاهد آن هستیم که برخی طلاب در حوزه تبلیغ تهاجمی به مهارت و تسلط قابل‌توجهی رسیده‌اند و به‌خوبی در این میدان فعالیت می‌کنند؛ اما این وضعیت، یک جریان عمومی و فراگیر نیست. یعنی نمی‌توان گفت آموزش‌های موجود به‌گونه‌ای بوده که همه یا حتی اکثریت طلاب، به‌صورت نظام‌مند به این سطح از آمادگی برسند. این خود نشان می‌دهد که آموزش‌های فعلی، هرچند لازم، اما کافی نیست.

در سال‌های اخیر نهادها و مجموعه‌هایی که مأموریت تبلیغی دارند، دوره‌ها و آموزش‌هایی را در این زمینه طراحی و اجرا کرده‌اند؛ اما واقعیت این است که این آموزش‌ها غالباً محدود به جمع خاصی از طلاب است و نمی‌تواند نیاز عمومی حوزه را پاسخ دهد. به نظر می‌رسد برای تحقق واقعی تبلیغ تهاجمی، باید یک گام اساسی‌تر برداشته شود.

این گام اساسی، ورود مباحث مرتبط با تبلیغ تهاجمی به «دروس اصلی حوزه» است. یعنی نباید آموزش این مهارت‌ها صرفاً به زمانی موکول شود که طلبه تصمیم می‌گیرد وارد عرصه تبلیغ شود. لازم است از همان پایه‌های ابتدایی تحصیل، طلاب با مبانی فکری، روش‌های مواجهه با جریان‌های رقیب، مهارت روایت‌سازی، تحلیل گفتمان و شیوه‌های اقناع آشنا شوند و آموزش‌های لازم را به‌صورت تدریجی و ساختاریافته دریافت کنند.

اگر چنین نگاهی حاکم شود، طلاب در طول مسیر تحصیل، هم‌زمان با رشد علمی، به توانمندی‌های تبلیغی نیز دست پیدا می‌کنند و در آینده، برای ورود به عرصه‌های تخصصی تبلیغ، نیاز به آموزش‌های جبرانی و فشرده نخواهند داشت. شنیده می‌شود که در برخی مدارس و مراکز خاص، گام‌هایی در این زمینه برداشته شده است، اما این اقدامات هنوز فراگیر نشده و همه طلاب را دربر نمی‌گیرد.

در مجموع می‌توان گفت ما در آغاز راه هستیم؛ ظرفیت‌ها و نمونه‌های موفق وجود دارد، اما برای رسیدن به وضعیت مطلوب، لازم است آموزش تبلیغ تهاجمی از حالت محدود و نهادی خارج شده و به بخشی از آموزش عمومی و پایه‌ای حوزه‌های علمیه تبدیل شود. تنها در این صورت است که می‌توان انتظار داشت حوزه به‌صورت گسترده و مؤثر، به دانش و توان لازم برای نقش‌آفرینی در تبلیغ تهاجمی مجهز شود.

برچسب ها: تبلیغ مسجد فرهنگ
ارسال نظرات