یادداشت؛
اهمیت روایتگری صحیح در بزنگاههای تاریخی
رهبر انقلاب با هشدار درباره «کودتای تروریستی» دشمن پس از شکست در جنگ، بر ضرورت روایتگری صحیح برای افشای چهره واقعی آمریکا و مزدوران داخلی که با کشتهسازی به دنبال تفرقهافکنی هستند، تأکید کردند.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، امروز کشور با فتنهای عظیم روبرو شده است؛فتنهای که رهبری از آن با تعبیر «کودتای تروریستی» یاد کردهاند و تأکید نمودهاند که هدف دشمن—آمریکا—بلعیدن ایران بوده است. به نظر میرسد این توطئه پس از ناکامی در جنگ ۱۲ روزه و دریافت ضربه از نیروهای مقاومت، و در پی ایجاد وحدت ملی، طراحی و اجرا شده است. این پروژه از تابستان با موضوعاتی مانند «ناترازیها» آغاز شد و با حوادثی نظیر «کشتهسازی» ادامه یافت، تا نهایتاً با سوءاستفاده از اعتراضات صنفی بهحق اصناف و بازاریان، توانست پشت این مطالبهٔ مشروع پنهان شده و به اهداف شوم خود دست یابد .
الگوی تاریخی دشمن: از شکست جنگ مستقیم تا ایجاد تفرقهافکنی داخلی
هرگاه دشمن تمام توان خود را برای ایجاد آشوب و تفرقه در داخل کشور بهکار بسته،نشاندهنده این است که به همان میزان در نبرد مستقیم متحمل شکست شده و دچار هراس گشته است. این الگو را بهوضوح در تاریخ صدر اسلام میبینیم: در جنگ صفین، هنگامی که معاویه کار خود را در نبرد رودررو تمامشده میدید، تمام کوشش خود را مصروف به هم ریختن درون سپاه امیرالمؤمنین(ع) کرد. امروز نیز اگر شاهدیم دشمن با تمام قوا و از طریق عناصر فتنهانگیز و نفوذی وارد عمل شده، حاکی از آن است که در میدان نبرد مستقیم، ضربههای کاری از رزمندگان خورده و ما در آستانه یک پیروزی بزرگ قرار داریم. در چنین شرایطی، روایتگری صحیح نقشی حیاتی مییابد.
درس تاریخی جنگ جمل: فاجعه «کشتهسازی» و نقش «ستون پنجم»
جنگ جمل،برخلاف میل امیرالمؤمنین(ع)، بین مسلمانان درگرفت. حضرت با وجود تجاوزات سپاه مقابل (مانند اخراج عثمان بن حنیف و شهادت حکیم بن جبله)، تا آخرین لحظه از جنگ اجتناب میکردند؛ زیرا بهخوبی میدانستند که هر کشتهای از هر سو، به نفع معاویه و به زیان حکومت عدل تمام میشود. نامههای ایشان به سران جمل نیز بهجایی نرسید، که علت آن را میتوان در دو جریان دانست: ۱-تحریکات مداوم عبدالله بن زبیر، ۲ـ وجود «ستون پنجم» بنیامیه به رهبری مروان بن حکم در بین جملیون
مروان نقش ویرانگری ایفا کرد. در اوج جنگ، مشاهده شد که او تیرها را بیهدف به هر دو سپاه میزند. وقتی علت را پرسیدند، پاسخ داد: «فرقی نمیکند از کدام طرف کشته شوند.» حتی طلحه نیز قربانی تیر او شد. این «کشتهسازی» عامدانه، برای ایجاد هزینه و تفرقه در سپاه امام(ع) و بهرهبرداری تبلیغاتی دشمن بود. امیرالمؤمنین(ع) با دیدن این کشتهها میگریست.
عدم روایتگری صحیح بعد از حادثه
چالش روایتگری ضعیف در جبهه حق
مشکل بزرگ دیگر در جبهه امام(ع) بود که ضعف روایتگری توسط برخی خواص باعث شد که حتی خون شهدای خودی را به گردن ایشان میانداختند. اوج این تراژدی زمانی بود که با شهادت عمار یاسر، دستگاه تبلیغاتی معاویه این شهادت را نیز به امام(ع) نسبت داد و گفت: «عمار را کسی به کشتن داد که او را به میدان جنگ آورد.»
عبرت گیری
از این تاریخ عبرتآموز درمییابیم که روایت پس از یک حادثه،گاه از خود حادثه اثرگذارتر است. یک روایت نادرست یا ضعیف، میتواند هزینهای به مراتب سنگینتر از اصل واقعه بر نظام تحمیل کند.
در فتنه اخیر،روایتگری صحیح یک وظیفه واجب است. باید روشن شود پشت صحنه و مجریان اصلی این حوادث چه کسانی بودند که همانند مروان در جمل، به کشتهسازی از هر دو سو دست میزدند تا برای کشور هزینه بسازند.
وظیفه امروز روایتگران
امروز ملت باید به درستی درک کند که:
· قاتل اصلی مردم، آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
· عامل اصلی این ناآرامیها، تحریمها و فشار اقتصادی آمریکای جنایتکار است.
· این کشتهها با اسلحه سازمانی نیروهای مسلح کشور نبوده، بلکه کار عوامل و مزدوران داخلی است که توسط دشمن تسلیح و هدایت شدهاند.
امروز در آستانه فتح بزرگ و پیروزی نهایی هستیم روایتگری قوی، متقن و مبتنی بر واقعیت، سلاح مؤثری برای افشای دشمن و حفظ وحدت ملی است که امروزه باید بیش از همیشه به آن توجه کرد.
ارسال نظرات