بازخوانی یک پروژه شکست خورده در جنگ ترکیبی علیه ایران
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، اغتشاشات اخیر را نمیتوان بهدرستی تحلیل کرد، مگر آنکه آن را در چارچوب تحولات کلان منطقهای و بینالمللی و تقابل راهبردی جمهوری اسلامی با نظام سلطه مورد بررسی قرار داد.
تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که هرگاه ایران اسلامی در مسیر تثبیت استقلال سیاسی، افزایش قدرت منطقهای، توسعه توانمندیهای دفاعی و خنثیسازی تحریمها گامهای مؤثری برداشته، دشمن با فعالسازی همزمان فشار خارجی و ناآرامی داخلی، تلاش کرده این مسیر را متوقف یا منحرف کند.
در این میان، جنگ ترکیبی بهعنوان اصلیترین راهبرد دشمن، ترکیبی از فشار اقتصادی، تحریم، عملیات روانی، جنگ رسانهای، تحریک اجتماعی و در نهایت آشوب خیابانی است اغتشاشات اخیر دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ جایی که نارضایتیهای واقعی برخی اقشار جامعه، دستاویزی برای اجرای یک سناریوی از پیش طراحیشده قرار گرفت.
تمایز میان اعتراض قانونی و اغتشاش سازمانیافته، نقطه کانونی این تحلیل است. جمهوری اسلامی ایران همواره بر حق مردم در بیان نقد و مطالبه تأکید داشته و سازوکارهای قانونی برای آن پیشبینی کرده است اما آنچه در حوادث اخیر رخ داد، فراتر از اعتراض بود.
تخریب اموال عمومی، آتش زدن زیرساختها، انسداد معابر، حمله به نیروهای امدادی و انتظامی، تهدید جان شهروندان و ایجاد رعب و ناامنی؛ اقداماتی که نهتنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه مستقیماً زندگی روزمره مردم، بهویژه اقشار ضعیف را هدف قرار میدهد.
نکته قابلتوجه، همافزایی آشکار میان اغتشاشات داخلی و جبهه رسانهای خارجی بود شبکههای معاند فارسیزبان، با قطع ارتباط خود با واقعیتهای میدانی، تلاش کردند خشونت را تطهیر، اغتشاشگران را قهرمانسازی و نیروهای حافظ امنیت را تحریف و تخریب کنند.
این رسانهها، آگاهانه صدای اکثریت جامعه را که خواهان آرامش، ثبات و اصلاح در چارچوب نظام هستند، سانسور کردند و تصویری جعلی از ایران به افکار عمومی جهان ارائه دادند.
از سوی دیگر، حمایت علنی مقامات غربی از آشوبها، وضع تحریمهای جدید همزمان با ناآرامیها و فعالیت سازمانیافته گروهکهای ضدانقلاب، نشان داد که ادعای «دغدغه حقوق ملت ایران» صرفاً پوششی برای پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی آنان است دشمنانی که سالهاست با تحریم دارو، فشار اقتصادی و تهدید امنیت ملی ایران، زندگی مردم را نشانه گرفتهاند، نمیتوانند دلسوز ملت ایران باشند.
در این شرایط پیچیده، نقش محوری و تعیینکننده مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی) بیش از پیش نمایان شد مواضع دقیق، سنجیده و بهدور از هیجان ایشان، بار دیگر کشور را از دوگانهسازیهای خطرناک و شکافسازی اجتماعی مصون داشت.
تأکید رهبری بر شنیدن مطالبات مردم، ضرورت جبران ضعفها و کوتاهیها از سوی مسئولان، و در عین حال برخورد قاطع و بدون اغماض با عناصر ناامنکننده، نشاندهنده الگویی از حکمرانی متوازن و عقلانی است که امنیت و مردمسالاری را توأمان دنبال میکند.
رهبر انقلاب با تفکیک روشن میان بدنه مردم و جریان اغتشاشگر، اجازه ندادند دشمن بتواند مردم را در برابر نظام قرار دهد؛ راهبردی که در فتنهها و بحرانهای پیشین نیز بارها کارآمدی خود را اثبات کرده است این نگاه، برخاسته از شناخت عمیق جامعه ایرانی و اعتماد به سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی است.
در این میان، رفتار مسئولانه و هوشمندانه اکثریت مردم ایران، مهمترین عامل شکست پروژه اغتشاش بود مردمی که با وجود مشکلات معیشتی و اقتصادی، بهخوبی میدانند ناامنی، تخریب و هرجومرج، نهتنها راهحل نیست، بلکه خود به تشدید مشکلات میانجامد اعلام برائت عمومی از خشونت، حمایت از امنیت و مطالبه اصلاحات در چارچوب قانون، پیام روشنی به دشمنان ایران مخابره کرد این ملت، آینده خود را با آشوب معامله نخواهد کرد.
البته این واقعیت نباید نادیده گرفته شود که برخی مطالبات اجتماعی و اقتصادی واقعی و جدی است و مسئولان موظفاند با نگاه جهادی، شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی بیشتر به آنها بپردازند.
تقویت عدالت اجتماعی، مقابله با فساد، بهبود معیشت مردم و ارتقای سرمایه اجتماعی نظام، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما تحقق این اهداف، نیازمند ثبات، همدلی و اعتماد متقابل است، نه نسخههای تحمیلی از سوی دشمنان این ملت.
در نهایت، اغتشاشات اخیر بار دیگر این حقیقت را آشکار ساخت که جمهوری اسلامی ایران، علیرغم فشارها و توطئهها، از پشتوانه مردمی، رهبری مقتدر و تجربه تاریخی عبور از بحرانها برخوردار است.
پروژه بیثباتسازی دشمن، همانند نمونههای پیشین، با شکست مواجه شد و ایران با اتکا به وحدت ملی و رهبری حکیمانه، مسیر اصلاح، پیشرفت و اقتدار خود را با قدرت ادامه خواهد داد.