فتنۀ دیماه ۱۴۰۴؛ روایت حملۀ آمریکایی–صهیونی و غفلتهای داخلی
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در این گزارش که با استناد به دادهها و مستندات امنیتی منتشر شده، آمده است که فتنهی دیماه ۱۴۰۴ بخشی از پروژهی «جنگ داخلی هدایتشده» از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود که با هدف تجزیهی ایران و کشتار گستردهی مردم طراحی شد. طبق این بیانیه، بیش از ۲۴۲۷ نفر از نیروهای امنیتی و مردم عادی در این حوادث به شهادت رسیدند و خسارات مالی آن تا کنون بیش از ده هزار میلیارد تومان برآورد شده است.
متن کامل گزارش بدین شرح است:
باسمه تعالی
فاعتبرو یا اولی الابصار
فتنه آمریکایی-صهیونیستی دی ماه 1404 که با هدف ایجاد جنگ داخلی و کشتار میلیونی مردم ایران و زمینه سازی جهت حملۀ خارجی و تجزیۀ کشور توسط داعشیها در کشور عزیزمان رقم خورد خسارات مالی و جانی بسیار سنگینی به جا گذاشت.برآورد خسارات مالی تا کنون بیش از ده هزار میلیارد تومان بوده است. ۲۴۲۷ نفر از هموطنان اعم از نیروهای حافظ امنیت و مردم در این آشوبها به شهادت رسیدند که ۱۵ نفر از آنها توسط عناصر محارب سوزانده شدند. آمار شهدای این واقعه از تعداد شهدای مدافع حرم بیشتر بوده است. قساوت داعشیها در کشتار مردم به گونهای بوده که جمجمۀ برخی از شهدا زیر ضربات اجسام سخت کاملا از بین رفته بود. محاربین حتی به کودکان دو و سه ساله رحم نکرده و با هدف کشتهسازی آنها را هدف گلولههای خود قرار دادند.
نوع رفتار محاربین نشان میدهد که آنها هیچ مرزی برای جنایت و توهین به مقدسات نمیشناختند. آتش زدن قرآن مجید، سوزاندن مساجد و امامزاده سبزقبا، حاکی از آن است که این افراد چنان مسخ شده بودند که به هیچ چیز باور نداشتند.
عملکرد و مجاهدت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در کنترل و قطع مسیرهای ارتباطاتی محاربین به ویژه ردیابی و قطع دهها هزار استارلینک تأثیر مهمی در فروکش کردن جنایتها داشته و جان افراد زیادی را نجات داده است.
بر این اساس و با توجه به مطالبۀ مردم ومسئولان محترم مبنی بر لزوم بررسی ابعاد و علل بروز اغتشاشات موارد ذیل به عنوان برخی از مهمترین علل بروز این فتنۀ آمریکایی-صهیونیستی یادآوری می شود:
1.عدم پشتیبانی کافی از راهبرد تقویت محور مقاومت؛
درسالیان اخیر دشمن به این توهم رسیده است که ایران، تقویت محور مقاومت را اولویت خود نمیداند. ترور شهید سیدحسن نصرالله در مهر 1403 ضربۀ مهمی را به محور مقاومت وارد کرد و بلافاصله سوریه مورد تهدید واقع شد. آمریکا و اسرائیل توطئههای خود علیه سوریه را عملی ساخته و در آذر 1403حکومت مطلوب خود را بر آن سرزمین مسلط کردند. مواضع برخی مقامات در این حوادث به این تصور دامن زد که سیاست منطقهای جدیدی در پیش گرفته شده است. در حالی که وقتی چند ماه بعد آمریکا در خرداد 1404 به ایران حمله کرد معلوم شد که اگر در خارج از مرزها با دشمن نجنگیم باید در کشور خود ضربات آنها را تحمل کنیم. فتنۀ دی ماه 1404 نیز مرحلۀ بعدی ورود جنگ به خانۀ ماست. در چنین شرایطی عدم توجه به توانایی های راهبردی کوتاهی به شمار میرود و باعث طمع دوبارۀ دشمن در حمله به خاک کشور ما خواهد شد.
2.اجرای سیاستهای نئولیبرالیستی اقتصادی؛
این فتنه بر بستر اعتراضات به حق مردم و بازاریان در خصوص رهاسازی نرخ ارز و طلا به وقوع پیوست. تمایل عجیب به سیاستهای نئولیبرالیستی فشار شدیدی را به طبقۀ متوسط و مستضعف جامعه وارد کرده و سفرههای آنها را هر روز کوچکتر میکند. اجرای این سیاستها و عمل به نسخههای اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول طی سه دهۀ گذشته پیامدهای تورمی بسیار زیادی را به جامعۀ ما تحمیل کرده است و شگفت آنکه هر بار با توجیهی جدید این سیاستها در دستور کار قرار میگیرد. در حالی که جامعۀ ما به سیاست تثبیت نرخ ارز و کنترل دولت بر اقتصاد نیاز مبرمی دارد.
3. عدم برخورد قاطع قوه قضاییه با فتنهگران در سه دهۀ گذشته؛
عملکرد قضایی پس از فتنۀ کوی دانشگاه (1378) در مواجهه با آشوبگران و محاربین بهرۀ مناسبی از پشتوانه قانونی و شرعی نداشت. چرا که عفوهای گسترده و گروهی، دشمنان خارجی و محاربین داخلی را به این نتیجه رسانده است که میتوانند در کشور شورش به راه بیاندازند و در پایان کار نظام اسلامی و نیروهای امنیتی را در جایگاه متهم بنشانند.
در فتنۀ انتخابات (1388)، نزدیک 30 نفر از نیروهای امنیتی به شهادت رسیدند ولی باز هم قاتلان مجازات نشدند. نتیجۀ طبیعی این روند تلاش وحشیانه برای کشتهسازی در فتنه دی ماه بود. در اغتشاشات مربوط به قیمت بنزین (1398) خسارات مالی بسیار زیادی –معادل بودجۀ عمرانی کشور- وارد شد ولی هزینه خسارتها از مجرمان و محاربان گرفته نشد از این رو تحریککنندگان عناصر آشوبگر و مجرمان به این توهم رسیدند که دارای حاشیۀ امن هستند. براین اساس برخورد قاطع و بازدارنده با عوامل محارب این فتنه آمریکایی-صهیونیستی و گرفتن خسارتهای وارده از آنها مطالبۀ قطعی مردم است
4.فقدان حکمرانی مجازی؛
با وجود مطالبۀ مکرر مقام معظم رهبری هنوز فضای مجازی ما از کمترین قوانین بازدارنده محروم است. این امر باعث شده نوجوانان و جوانان در معرض تبلیغات زهرآگین دشمنان کشور قرار بگیرند و دشمنان با تزریق ناامیدی و نفرت، آنها را به رفتار خصمانه علیه میهن وهموطنان خویش وادارند. وضع قانون صریح و امنیتآوردراین خصوص ازسوی مجلس محترم میتواند این خلأ خسارتبار را جبران کند.
دبیرخانه تشکل اساتید حوزه علمیه قم