از کشتار ۸ بهمن چه میدانیم؟
مورخان و ناظران عینی، تجمعات روز ۸ بهمن ۱۳۵۷ را خونینترین حادثه پس از فاجعه میدان ژاله در ۱۷ شهریور دانستهاند. در این روز، مردمِ به خشم آمده تهران در اعتراض به بستهشدن فرودگاهها در میدان ۲۴ اسفند و پیرامون آن از جمله دانشگاه تهران و نیز حوالی ساختمان ژاندارمری گرد هم آمدند و بازگشت فوری امام به کشور را خواستار شدند. مأموران ژاندارمری و انتظامی به روی مردم آتش گشودند که در پی این حادثه حدود چهل نفر به شهادت رسیدند. این کشتار برای دولت شاپور بختیار که به باور خود همواره شعار آزادی اجتماعات را میداد به لکه ننگی بدل گردید و بازتابهای این حادثه به اندازهای بود که دولت را ناچار به عقبنشینی درمقابل مردم و بازگشایی فرودگاهها کرد.
زمینهها
بعداز خروج شاه از کشور، روزبهروز بر شدت اعتراضات افزوده میشد و با وعدههای بختیار نهتنها مردم انقلابی راضی به عقبنشینی نمیشدند، بلکه بر دامنه مبارزات خود میافزودند. یکی از مهمترین راهپیماییهای مردم ایران در دوران نخستوزیری بختیار، تظاهرات روز اربعین بود. جامعه روحانیت تهران نیز تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت راهپیمایی پرشکوهی برگزار نماید. اربعین روز ۱۳۵۷/۱۰/۲۹ فرارسید. در تهران مردم گروه گروه در مکانهای از پیش اعلام شده تجمع کردند و سپس به سوی خیابان آیزنهاور (آزادی) حرکت کردند. خیابان مملو از جمعیت به سوی میدان شهیاد (آزادی) در حرکت بود. جمعیت عظیمی در میدان تجمع کردند و گنجایش میدان به پایان رسید. انتهای جمعیت نیز در چهارراه کالج نیز متوقف شد. [۱]
بختیار که از خروش مردم ایران بیمناک شده بود و هرزمان زمزمه بازگشت امام بیشتر به گوش میرسید، تصمیم گرفت تا از ورود ایشان به کشور جلوگیری کند. قرار بود ۴ بهمن یک پرواز ویژه موسوم به «پرواز انقلاب» از تهران برای بازگرداندن امام خمینی به پاریس عزیمت کند. به همین مناسبت کارکنان هواپیمای ملی ایران و سازمان هواپیمایی کشوری روز سوم بهمن، طی اطلاعیهای از مردم خواستند در اجتماعی که در محل ترمینال ۴ فرودگاه مهرآباد برای انجام پرواز انقلاب برپا میشود، شرکت کنند. اما فرمانداری نظامی تهران از نخستین ساعات بامداد با پخش مکرر اعلامیه خود، مسدود شدن فرودگاه مهرآباد را اعلام کرد و افزود که این فرودگاه به روی تمام پروازهای داخلی و خارجی مسدود شده است. [۲]
به دنبال بستن فرودگاه بر روی امام خمینی، اوضاع کشور خصوصاً تهران بار دیگر متشنج شد. با تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران، اطراف دانشگاه مرکز درگیری شد. روز ۶ بهمن در تهران شایع گردید که امام خمینی با یک هواپیما پاریس را به مقصد تهران ترک کردهاند و هواپیمای امام در همدان در پایگاه شاهرخی به زمین نشسته. به دنبال این شایعه دهها هزار نفر به خیابانها ریختند و با شعار مرگ بر شاه به تظاهرات پرداختند. در روز ۸ بهمن تجمعات ادامه یافت و نقطه درگیری در میدان ۲۴ اسفند (انقلاب اسلامی) نزدیک دانشگاه بود [۳]که در ادامه به شرح این واقعه خواهیم پرداخت.
شرح واقعه
روز یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۵۷ جمعیت زیادی که برای اشغال فرودگاه به طرف مهرآباد رفته بودند، چون همه راههای منتهی به فرودگاه را به وسیله مأمورین نظامی اشغال و به روی خود بسته میبینند، پس از مدتی سرگردانی ناچار خسته و عصبانی به طرف شهر مراجعت میکنند.
برابر گزارش ژاندارمری کشور، وقتی جمعیت به میدان ۲۴ اسفند و درمقابل اداره ژاندارمری کشور میرسد، زمانی بوده که پرسنل ژاندارمری به علت خاتمه ساعت اداری از ادارات مختلف خارج و مشغول سوار شدن به اتوبوسها بودند که ناگهان مخالفین به طرف اتوبوسها حملهور شده، دو دستگاه اتوبوس را آتش زده و یک دستگاه دیگر را واژگون مینمایند. درنتیجه زدوخوردی بین جمعیت مهاجم و درجهداران ژاندارمری صورت میگیرد که تعدادی از طرفین زخمی میشوند. چون حادثه درمقابل اداره ژاندارمری بود، مأمورین انتظامی و نگهبانان ژاندارمری برای جلوگیری از توسعه آتشسوزی و زدوخورد مداخله میکنند. [۴]
این در حالی است که شاهدان و ناظران عینی بیان کردند که حدود ساعت ۱۳ گروهی که لباس شخصی به تن داشتند از ساختمان ژاندارمری خارج شدند و به سوی اتوبوسهای سرویس ژاندارمری سنگ پرتاب کردند. حمله این گروه به اتوبوسها مدت زیادی طول نکشید و سپس به ساختمان بازگشتند. اما در این لحظه از طبقات فوقانی ساختمان به روی تظاهرکنندگانی که برای تماشای حمله افراد مذکور به اتوبوسها در آن محل جمع شده بودند، آتش گشوده شد و در دم عدهای نقش بر زمین شدند و بدین ترتیب تظاهرکنندگان به دنبال این ماجرا که گفته میشد از قبل نقشه آن چیده شده بود، وارد کارزار شدند. [۵]
در این زمان، دانشگاه تهران نیز مملو از جمعیت بود. مردم جلوی مسجد دانشگاه تجمع کرده بودند و روحانیون برای آنها سخنرانی میکردند. شعار مردم یکسره این بود: «رهبران! رهبران! ما را مسلح کنید». در همین لحظات عدهای از جوانان با دستهای خونین وارد دانشگاه شدند و با هیجان تمام شعار میدادند. پرهیجانترین لحظه زمانی بود که جوانی کبد یکی از شهدا را ـ که در اثر اصابت گلوله از سینهاش بیرون افتاده بود ـ روی دست با هیجان تمام شعار میداد: «این است سند جنایت بختیار.» در همین لحظه استاد مرتضی مطهری در جلوی جمعیت حاضر شد و با سخنانی کوتاه جمعیت هیجانزده را به آرامش دعوت کرد و سپس از آنها خواست تا برای نشان دادن مخالفتشان با دولت بختیار در خیابانهای دانشگاه یک راهپیمایی سمبلیک انجام دهند. استاد مطهری و عدهای از روحانیون در پیشاپیش و مردم به دنبال آنها در خیابانهای دانشگاه راهپیمایی کردند و مجدداً به مسجد بازگشتند. [۶]
براساس آخرین گزارشها، تعداد شهدا و مجروحین این واقعه در بیمارستانها به شرح زیر بود: بیمارستان هزار تختخوابی ۱۴ کشته و ۱۲۴ مجروح؛ بیمارستان لقمانالدوله ۳ کشته و ۱۵ مجروح؛ بیمارستان داریوش کبیر ۴ کشته و ۴۰ مجروح؛ بیمارستان سعادتآباد ۱ کشته و ۱ مجروح؛ بیمارستان کودکان ۴ کشته و ۱۵ مجروح؛ بیمارستان دکتر شریعتی ۶ کشته و ۸۰ مجروح؛ بیمارستان فارابی ۴ کشته؛ بیمارستان فیروزگر ۳ کشته و ۱۳ مجروح؛ بیمارستان سینا ۱ مجروح؛ سوانح ۱ مجروح و بیمارستان شفا یحیاییان ۳ مجروح که دو نفرشان فلج شدند. [۷]

مکانهای درگیری
بهطورکلی در این روز سرتاسر تهران به خروش درآمد و در گوشه و کنار تهران درگیری با نیروهای نظامی آغاز شد، اما همانطور که گفته شد هسته اصلی تجمعات در حوالی ستاد ژاندارمری در اول خیابان سیمتری (کارگر جنوبی) بود و نزدیکیهای ظهر درگیریها بیشتر به میدان ۲۴ اسفند (انقلاب اسلامی) کشیده شد، بهطوری که به میدان جنگ شباهت پیدا کرده بود. تیراندازی و زدوخورد بیش از ۷ ساعت ادامه داشت. [۸]جنگ و گریز تا ساعتها طول کشید، بوی خون و باروت، فریاد تکبیر و گلوله در هم پیچیده بود. هرلحظه عدهای به زمین میغلطیدند و آمبولانسها آژیرکشان پیکرهای غرق به خون را به بیمارستانی حمل میکردند. [۹]
علاوه بر ستاد ژاندارمری، دانشگاه تهران مرکز دیگری از تجمعات بود و گروه تظاهرکنندگان مقابل دانشگاه نیز به اجتماعکنندگان مقابل ژاندارمری پیوستند و با یکیشدن این دو گروه، درگیری به اوج رسید و سپس از میدان ۲۴ اسفند به خیابانهای اطراف کشیده شد. درمجموع خطوط درگیری خیابانهای امیرآباد (کارگر شمالی)، سیمتری (کارگر جنوبی)، مقابل دانشگاه تهران، میدان ۲۴ اسفند (انقلاب اسلامی)، آیزنهاور (آزادی)، اسکندری، چهارراه کاخ (فلسطین) و انتهای شاهرضا (انقلاب اسلامی) را دربر میگرفت و پشت این خطوط مردم دارو، شیر، بنزین، پنبه و وسایل امداد توزیع میکردند. [۱۰]

بازتابها و واکنشها
بیشک واقعه خونین ۸ بهمن نمیتوانست از دید رسانهها و مطبوعات پنهان بماند. از این رو، علاوه بر مطبوعات و جراید داخلی، رسانههای خارجی نیز به پوشش خبر آن اقدام نمودند. رادیو مسکو، آسوشیتدپرس و سایر مطبوعات اعلام کردند: «در تظاهرات و برخوردهای خونین سراسر کشور، دهها نفر کشته یا مجروح شدند. مردم تهران در حالی که برای پیوستن به روحانیون متحصن در دانشگاه تهران در خیابان شاهرضا [انقلاب اسلامی]حرکت میکردند، از طبقات بالای ساختمان ژاندارمری به سوی آنان تیراندازی شد و چهره پایتخت به صورت یک شهر جنگزده درآمد. این حرکت که انعکاس جهانی داشت، برخی از خبرگزاریها آن را مشابه کشتار هفدهم شهریور دانستند. نکته قابل توجه در این روز همیاری مردم بود. تنها پس از یک ساعت از آغاز کشتار، راهرو بیمارستانها مملو از لوازم بیمارستانی اهدایی از سوی مردم شده بود.» [۱۱]
شاپور بختیار که در ابتدای نخستوزیری وعده آزادی بیان و اجتماعات را داده بود، در مصاحبهای به تاریخ ۹ بهمن یعنی فردای فاجعه، تقصیر را به گردن مردم انداخت و گفت: «اینگونه آشوبها را هیچ کشوری تحمل نمیکند. من اعلام میکنم که از بعد از ۱۶ دی هر خونی که ریخته شده به گردن افرادی است که میخواهند این مملکت آسایش نداشته باشد.» [۱۲]
جبهه ملی ایران ـ که یک ماه پیش شاپور بختیار را اخراج کرده بود ـ بلافاصله طی بیانیهای کشتار ۸ بهمن تهران را شدیداً محکوم کرده و خواستار تعقیب و مجازات قانونی آمران و مجریان آن شد. در اعلامیه جبهه ملی آمده است: «کشتن مردم بیگناه برای خفهکردن خواست آنان مبنی بر بازگشت حضرت آیتالله خمینی چیزی جز خیانت به مردم ایران و انقلابشان نیست ولی اکنون دوران فریبکاری و ترویج اخبار ضدونقیض گذشته است. باید همه قدرتهای خارجی بدانند تصور هر راهحل سیاسی بدون مداخله مستقیم افکار عمومی بینتیجه است.» [۱۳]
احمد زیرکزاده از اعضای جبهه ملی ایران در خاطرات خود درباره این کشتار میگوید: «منزل بودم دیدم یکی زنگ زد، تلفن را برداشتم دیدم یک کسی فریاد میزند یک دکتری است [که]از اعضای قدیم حزب ایران بود. میگوید: آقا اینجا نمیدانید چهخبر است! همینطور نعش میآورند. همینطور زخمی میآورند. تو را به خدا به این رفیقت [بختیار]یک تلفن بکن بگو دست از این کشتار بردارد. گفتم: من چی به او بگویم؟ به او بگویم نکش! میگوید به سربازها تیراندازی میکنند، آنها هم میزنند. من جوابش را میدانم... صبح فردای همان [روز]بود [با دفتر نخستوزیری تماس گرفتم و بختیار]گفت که میگویی چهکار کنم؟ دارند میزنندشان... چه کند سرباز؟ بعد گفتم که: آقا تو همان کاری که در همه جای دنیا میکنند بکن. گفت: چه؟ گفتم: دنیا چهکار میکند؟ وقتی این آشوب شد آشوبگران را میگیرند میبرند زندان حبس میکنند بعد از مدتی ولشان میکنند. گفت: این سربازها غیر از تیراندازی هیچچیز بلد نیستند. اینها فقط بلد هستند تیراندازی کنند.» [۱۴]
همچنین سازمان ملی پزشکان و دندانپزشکان ایران با صدور اعلامیهای اقدامات دولت و مأموران انتظامی را در جریان کشتارهای اخیر محکوم کرد. این سازمان در اطلاعیه خود یادآور شده است که از دهها مجروح که به بیمارستان هزار تختخوابی دکتر مصدق [پهلوی سابق، امام خمینی فعلی]منتقل شدهاند ضمن تحقیق معلوم شده که افراد بیگناه بوده که آماج گلوله قرار گرفتهاند و به هیچوجه مسلح نبودهاند و این مطلب قویاً تکذیب شده است و مجروحان در صورت رهایی از تخت بیمارستان حاضرند با کمک سازمان پزشکان و دندانپزشکان این امر را برای آگاهی عمومی روشن سازند. همچنین در این اطلاعیه از دولت بختیار خواسته شده که به هر شکل ممکن جلوی این کشتارها گرفته شود و بیش از این مردم بیگناه شهید نشوند. [۱۵]

جمعبندی
از ابتدای بهمنماه ۱۳۵۷ مردم ایران در انتظار ورود قریبالوقوع امام خمینی به کشور بودند و زمانی که دولت شاپور بختیار فرودگاهها را بست، موج عظیمی از اعتراضات عمومی به راه افتاد. مهمترین آن راهپیماییها و تجمعات روز ۸ بهمن بود که در آن جمعیتی که از به تعویق افتادن بازگشت امام، خشمگین و معترض شده بودند، در اعتراض به این اقدام دولت در میدان ۲۴ اسفند (انقلاب اسلامی) و خیابانهای اطراف آن تجمع کردند و دامنه درگیریها به حوالی ساختمان ژاندارمری واقع در خیابان سیمتری (کارگر جنوبی) کشیده شد. مأموران رژیم به تظاهرکنندگان حمله بردند و بسیاری را شهید کردند. کشتار ۸ بهمن تبعات سختی برای رژیم به همراه داشت و مهمترین پیامد آن عقبنشینی دولت بختیار و بازگشایی مجدد فرودگاههای کشور بود.
منابع
[۱]حسینیان، روحالله (۱۳۸۵). یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۷۵۹.
[۲]روزنامه اطلاعات، «اشغال نظامی مهرآباد برای جلوگیری از پرواز انقلاب»، شماره ۱۶۷۶۸، ۴ بهمن ۱۳۵۷، ص ۸.
[۳]حسینیان، همان، ص ۷۶۸.
[۴]قرهباغی، عباس (۱۳۶۵). اعترافات ژنرال، چاپ دوم، تهران: نشر نی، ص ۲۵۰.
[۵]روزنامه اطلاعات، «تهران در آتش و خون»، شماره ۱۵۷۷۱، ۹ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲.
[۶]حسینیان، همان، ص ۷۷۰.
[۷]روزنامه اطلاعات، همان، ص ۲.
[۸]همان، ص ۱.
[۹]حسینیان، همان، ص ۷۶۹.
[۱۰]روزنامه اطلاعات، همان، ص ۲.
[۱۱]کرباسچی، غلامرضا (۱۳۷۱). هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، جلد دوم، چاپ اول، تهران: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، ص ۱۱۰۶.
[۱۲]روزنامه کیهان، «بختیار: در راه بازگشت امام خمینی مانعی نیست»، شماره ۱۰۶۲۴، ۹ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲.
[۱۳]روزنامه اطلاعات، «جبهه ملی: عاملین کشتار باید محاکمه شوند»، شماره ۱۵۷۷۱، ۹ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲.
[۱۴]زیرکزاده، احمد (۱۳۶۴). پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، مصاحبه ضیاء صدقی با احمد زیرکزاده، ۱۹ مارس ۱۹۸۶ / ۲۸ اسفند ۱۳۶۴، آرلینگتون ویرجینیا، نوار شماره ۲، ص ۳۵.
[۱۵]روزنامه کیهان، «سازمان ملی پزشکان و دندانپزشکان: دولت بختیار باید جلوی کشتارها را بگیرد»، شماره ۱۰۶۲۴، ۹ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲.