عزت از بیگانه جستن، راه ذلت است / قرآن چگونه منشأ حقیقی اقتدار را معرفی میکند؟
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، قرآن کریم در آیه ۱۳۹ سوره قرآن کریم، یک پرسش کوبنده مطرح میکند: «أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ؟» آیا عزت را نزد آنان میجویند؟ سپس پاسخ قاطع میدهد: «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا»؛ همۀ عزت از آنِ خداست. این آیه نهتنها یک بیان اعتقادی، بلکه یک اصل راهبردی برای زندگی فردی و اجتماعی است.
شأن نزول؛ عبرتی فراتر از تاریخ
مفسران نقل کردهاند که این آیه درباره گروهی از منافقان در مدینه نازل شد که برای حفظ موقعیت خود، به یهودیان تکیه میکردند و گمان داشتند از این راه میتوانند عزت و امنیت کسب کنند. اما قرآن این محاسبه را خطا دانست و نشان داد تکیه بر جبهه باطل، هرچند در ظاهر قدرت داشته باشد، سرانجامی جز خواری ندارد.
این هشدار، محدود به آن دوران نیست. در هر زمان، اگر فرد یا ملتی برای حفظ منزلت خود به قدرتهای بیرونی و بیگانه دل ببندد، در واقع عزت خود را در معرض معامله قرار داده است.
واژۀ «عزت» از ریشۀ «عَزَّ» به معنای استحکام، قدرت و شکستناپذیری است. در منطق قرآنی، عزت صرفاً قدرت مادی نیست؛ بلکه قدرتی همراه با کرامت، استقلال و بینیازی است. عزت حقیقی آن است که انسان در برابر باطل خم نشود و ارزشهای خود را قربانی منافع زودگذر نکند.
از این منظر، ممکن است فردی ثروتمند باشد اما عزیز نباشد؛ زیرا برای حفظ جایگاهش دست به سازش و وابستگی زده است. در مقابل، ممکن است انسانی در ظاهر امکانات اندکی داشته باشد، اما به سبب ایمان و استقامت، از عزتی درونی برخوردار باشد که هیچ تهدیدی آن را متزلزل نمیکند.
خطای راهبردی؛ طلب عزت از بیگانه
قرآن با تعبیر پرسشی «أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ» در واقع به یک خطای فکری اشاره میکند: این تصور که میتوان با تکیه بر قدرتهای پوشالی، عزت پایدار به دست آورد. تاریخ گواهی میدهد هرگاه حکومتها یا ملتها برای تثبیت موقعیت خود به بیگانگان متوسل شدهاند، دیر یا زود دچار تحقیر و وابستگی شدهاند.
نمونۀ روشن این واقعیت در تاریخ معاصر ایران، حکومت محمدرضا پهلوی است. او گمان میکرد با تکیه بر حمایت غرب، میتواند اقتدار و امنیت پایدار ایجاد کند؛ اما در بزنگاه سقوط، همان قدرتهایی که پشتیبانش بودند، او را تنها گذاشتند. این تجربه تاریخی نشان میدهد عزتی که بر پایه وابستگی بنا شود، با نخستین تغییر معادلات فرو میریزد.
در نقطه مقابل، پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی نمونهای از تکیه بر خدا و اعتماد به ظرفیت درونی ملت است. مردمی که بدون اتکا به قدرتهای جهانی و تنها با ایمان، وحدت و شعار «اللهاکبر» در میدان حاضر شدند، توانستند رژیمی وابسته را سرنگون کنند.
این رخداد نشان داد که عزت ملی زمانی شکل میگیرد که ملتها سرچشمۀ قدرت را در ایمان و خودباوری جستوجو کنند، نه در رضایت بیگانگان.
وابستگی؛ آغاز ذلت
وابستگی، ظاهری فریبنده دارد. ممکن است در کوتاهمدت امتیازاتی به همراه داشته باشد، اما بهای آن از دست دادن استقلال تصمیمگیری است. ملتی که امنیت و عزت خود را به حمایت بیرونی گره بزند، ناگزیر باید ارزشها و منافع خود را با خواست آن قدرت هماهنگ کند؛ قرآن هشدار میدهد که چنین مسیری، پایانش پشیمانی است. زیرا عزت حقیقی تنها در دست خداست و هر قدرتی جز او، محدود و ناپایدار است. جامعهای که این حقیقت را باور کند، در برابر تطمیع و تهدید، دچار لغزش نمیشود؛ از نگاه قرآن، عزت موهبتی است که در پرتو ایمان، تقوا و استقامت به دست میآید. چند گام اساسی در این مسیر قابل توجه است:
ایمان و توکل: باور به اینکه سرچشمۀ عزت خداوند است، انسان را از کوچکشدن در برابر دیگران بازمیدارد، عمل صالح و تقوا: گناه و سستی، روح انسان را خوار میکند؛ اما پاکی و درستکاری، او را در نگاه خدا و خلق عزیز میسازد، صبر و پایداری: عزت بدون هزینه به دست نمیآید. ملتهایی که برای استقلال خود ایستادگی کردهاند، طعم عزت را چشیدهاند، جهاد و مقاومت در برابر ظلم: کسی که در برابر باطل تسلیم نشود، حتی اگر در ظاهر شکست بخورد، در حقیقت سرافراز است.
عزت در زندگی فردی
این آموزه تنها به عرصه سیاست و روابط بینالملل محدود نمیشود. در زندگی فردی نیز انسان ممکن است برای جلب رضایت دیگران، از اصول خود کوتاه بیاید. دانشجویی که برای پذیرفتهشدن در جمعی نادرست، ارزشهایش را کنار میگذارد، در واقع عزت خود را معامله کرده است. کارمندی که برای حفظ موقعیت، به بیعدالتی تن میدهد، بخشی از عزت درونی خود را از دست میدهد.
در مقابل، کسی که حتی در شرایط سخت بر اصول خود پای میفشارد، گرچه ممکن است در کوتاهمدت با دشواری روبهرو شود، اما عزتی پایدار به دست میآورد.
باور به اینکه «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» روحیه استقلال را تقویت میکند. چنین باوری، فرد و جامعه را از تقلید کورکورانه و وابستگی فکری رها میسازد. ملتی که عزت را از خدا بداند، نه از تهدید دشمن میترسد و نه از وعدههای او فریب میخورد.
این نگاه، پایه خودباوری فرهنگی و اقتصادی نیز هست. وقتی جامعهای به توان درونی خود ایمان داشته باشد، به جای انتظار از بیرون، به تقویت ظرفیتهای داخلی میاندیشد و عزت خود را در تولید، علم، اخلاق و معنویت جستوجو میکند.
راه عزت، از آسمان میگذرد
آیه ۱۳۹ سوره نساء یک هشدار و یک راهنماست. هشدار میدهد که جستوجوی عزت نزد بیگانه، سرابی بیش نیست و پایانش وابستگی و خواری است. و راهنمایی میکند که سرچشمۀ حقیقی عزت، خداوند است؛ خدایی که عزت را به بندگان مؤمن، استوار و مقاوم عطا میکند.
در جهانی که قدرتهای ظاهری پیوسته در حال تغییرند، تنها تکیهگاهی که نمیلرزد، ایمان به خداست. عزت از آنِ اوست و هرکس آن را از غیر او بخواهد، راه را به بیراهه برده است. اما آنان که عزت را در ایمان، تقوا و استقلال میجویند، حتی در سختترین شرایط نیز سربلند میمانند؛ زیرا به سرچشمۀ بیپایان قدرت متصلاند.