نسخهای تمدنی برای عبور از بحران مصرف
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، آیه «وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» از سوره اعراف، در نگاه نخست توصیهای اخلاقی درباره خوردن و آشامیدن به نظر میرسد؛ اما در لایههای عمیقتر، نسخهای تمدنی برای تنظیم رفتار فردی و اجتماعی و بنیانی برای حفظ عزت و استقلال جامعه اسلامی است. این فرمان الهی، مرزی روشن میان بهرهمندی مشروع از نعمتها و سقوط در ورطه افراط و زیادهروی ترسیم میکند؛ مرزی که عبور از آن تنها یک خطای شخصی نیست، بلکه میتواند پیامدهایی اقتصادی، فرهنگی و حتی راهبردی برای یک ملت به همراه داشته باشد.
امروز که مسئله مدیریت منابع، از آب و انرژی گرفته تا سرمایههای انسانی و اقتصادی، به یکی از چالشهای اصلی کشور تبدیل شده است، بازخوانی این آیه بیش از همیشه ضرورت دارد. قرآن کریم با بیانی کوتاه و قاطع، اصل بهرهمندی را نفی نمیکند؛ بلکه آن را در چارچوب اعتدال سامان میدهد. بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید. همین قید کوتاه، بنیان یک سبک زندگی مسئولانه را شکل میدهد.
اسراف؛ از خطای فردی تا تهدید ملی
اسراف در فرهنگ قرآنی تنها به معنای دور ریختن غذا یا ولخرجیهای آشکار نیست. هرگونه مصرف بیهدف، بیبرنامه و خارج از حد نیاز، مصداق اسراف است؛ خواه در مصرف آب هنگام وضو و شستوشو باشد، خواه در استفاده بیرویه از برق و سوخت، خواه در خرید کالاهای غیرضروری و تجملی و حتی در اتلاف وقت و استعدادهای انسانی.
وقتی جامعهای به مصرفزدگی عادت کند، آرامآرام بنیانهای اقتصادی خود را تضعیف میکند. منابع طبیعی کاهش مییابد، هزینههای عمومی افزایش پیدا میکند و وابستگی به بیرون تشدید میشود. در چنین شرایطی، دشمن نیازی به حمله مستقیم ندارد؛ زیرا ملت با دست خود زمینه فشار و آسیبپذیری را فراهم کرده است. اسراف، در این معنا، به خودتحریمی پنهان تبدیل میشود؛ تحریمی که نه از بیرون، بلکه از درون ساختار فرهنگی جامعه اعمال میشود.
فرهنگ تجملگرایی و چشموهمچشمی، یکی از ابزارهای همین خودتحریمی است. وقتی ارزش اجتماعی افراد به میزان مصرف و نمایش ظواهر گره میخورد، رقابت ناسالم برای خرید بیشتر و هزینههای بیثمر شکل میگیرد. نتیجه آن، افزایش بدهی خانوارها، فشار اقتصادی و کاهش پسانداز و سرمایهگذاری مولد است. این چرخه معیوب، در نهایت به تضعیف تولید داخلی و گسترش وابستگی میانجامد.
محبوبیت الهی؛ سرمایهای فراتر از اقتصاد
بخش پایانی آیه، هشدار تکاندهندهای در خود دارد: خداوند اسرافکنندگان را دوست ندارد. این تعبیر، صرفاً بیان یک ناپسندی اخلاقی نیست؛ بلکه بیانگر از دست رفتن سرمایهای معنوی است که پشتوانه اصلی جامعه مؤمن محسوب میشود. در منطق قرآن، محبت الهی سرچشمه برکت، آرامش و توفیق است. جامعهای که رفتار خود را بر مدار تقوا و اعتدال تنظیم کند، از این پشتوانه معنوی برخوردار میشود و در برابر بحرانها استوار میماند.
از این منظر، مدیریت مصرف تنها یک ضرورت اقتصادی نیست، بلکه تمرینی برای تقوا و پاسداری از امانتهای الهی است. هر قطره آب، هر لقمه نان و هر ساعت از عمر انسان، نعمتی است که درباره آن پرسش خواهد شد. بیتوجهی به این امانتها، افزون بر خسارت مادی، نوعی ناسپاسی در برابر بخشش الهی استدر میدان جنگ اقتصادی و فرهنگی، مهمترین سلاح جامعه ایمانی، همین سرمایه معنوی است. صرفهجویی آگاهانه و انتخاب مسئولانه در مصرف، گامی در مسیر جلب رضایت پروردگار و تقویت روحیه مقاومت و عزت ملی است.
اصلاح الگوی مصرف؛ یک راهبرد فرهنگی
اصلاح الگوی مصرف سالهاست بهعنوان یکی از ضرورتهای اساسی کشور مطرح میشود. این مفهوم، تنها به کاهش هزینهها محدود نیست؛ بلکه به معنای استفاده هدفمند، عادلانه و مبتنی بر نیاز از منابع است. در سطح فردی، این اصلاح به معنای برنامهریزی در خرید، پرهیز از اسراف در غذا و انرژی، و دوری از خریدهای هیجانی و نمایشی است. در سطح خانوادگی، به معنای مقابله با چشموهمچشمی و تقویت فرهنگ قناعت و رضایت است.
در سطح اجتماعی، اصلاح الگوی مصرف با حمایت از تولید داخلی، کاهش وابستگی به کالاهای لوکس خارجی و مدیریت منابع ملی پیوند میخورد. هر بار که کالای باکیفیت داخلی بهجای نمونه خارجی انتخاب میشود، گامی در جهت تقویت اقتصاد ملی برداشته شده است. در مقابل، گرایش بیضابطه به مصرف کالاهای تجملی وارداتی، خروج سرمایه و تضعیف تولید ملی را به دنبال دارد.
نهادینه شدن این فرهنگ، نیازمند آموزش و الگوسازی مستمر است. خانواده نخستین مدرسه مصرف مسئولانه است. کودکی که میآموزد چراغ اضافی را خاموش کند، آب را بیهوده هدر ندهد و غذای خود را بهاندازه بردارد، در واقع پایههای یک فرهنگ پایدار را در وجود خود شکل میدهد. مدرسه، رسانه، مسجد و چهرههای مرجع فرهنگی نیز در این مسیر نقش تعیینکننده دارند. سبک زندگی ساده و بهدور از تجمل، باید به ارزش اجتماعی تبدیل شود.
استقلال اقتصادی در گرو اعتدال
تجربه تاریخی نشان داده است که ملتهای وابسته، بیش از هر چیز در حوزه اقتصاد آسیبپذیر میشوند. استقلال اقتصادی، تنها با افزایش تولید یا درآمدهای ارزی محقق نمیشود؛ بلکه با مدیریت صحیح مصرف و جلوگیری از هدررفت منابع تکمیل میگردد. اگر درآمد ملی افزایش یابد اما مصرف بیضابطه ادامه پیدا کند، نتیجهای جز اتلاف سرمایهها نخواهد داشت.
اعتدال در مصرف، امکان سرمایهگذاری در زیرساختها، آموزش، پژوهش و فناوری را فراهم میکند. جامعهای که از اسراف پرهیز میکند، منابع خود را بهسوی توسعه پایدار هدایت میکند. در مقابل، جامعه مصرفگرا بخش عمدهای از توان مالی خود را صرف امور غیرضروری میکند و در زمان بحران، پشتوانهای برای عبور از فشارها ندارد.
از این رو، پرهیز از اسراف را باید بخشی از راهبرد کلان پیشرفت دانست. این نگاه، مصرف درست را از سطح یک توصیه اخلاقی فراتر میبرد و آن را به عنصر سازنده امنیت و اقتدار ملی تبدیل میکند.
خودتحریمی؛ خطری خاموش
یکی از آسیبهای جدی فرهنگ مصرف، پدیده خودتحریمی است. هنگامی که جامعهای با بیتوجهی به ظرفیتهای داخلی، به مصرف کالاهای غیرضروری و وارداتی گرایش پیدا میکند، در عمل فرصت رشد را از تولیدکنندگان خود میگیرد. این رفتار، همانند تحریمی است که از بیرون اعمال میشود؛ با این تفاوت که عامل آن، خود مردم هستند.
خودتحریمی تنها به عرصه کالا محدود نمیشود. بیتوجهی به استعدادهای داخلی و بیمهری به نخبگان نیز نوعی اسراف در سرمایه انسانی است. مهاجرت نیروهای متخصص، اتلاف سالها سرمایهگذاری آموزشی است که میتوانست در خدمت پیشرفت کشور قرار گیرد. بنابراین، اسراف مفهومی گسترده دارد و هرگونه هدررفت سرمایه مادی و معنوی را دربرمیگیرد.
بازگشت به فرمان الهی، یعنی تنظیم رفتار مصرفی بر پایه عقلانیت و ایمان، راه برونرفت از این چرخه است. سادهزیستی آگاهانه و انتخاب هوشمندانه، نه نشانه عقبماندگی، بلکه علامت بلوغ فرهنگی و اجتماعی است.
زندگی به اندازه؛ از خانه تا جامعه
اجرای این آموزه قرآنی از خانه آغاز میشود. کاهش مصرف آب هنگام شستوشو، خاموش کردن وسایل برقی غیرضروری، برنامهریزی برای خرید و پرهیز از دورریز غذا، نمونههایی ساده اما اثرگذار هستند. اگر هر خانواده سهم خود را در مدیریت مصرف جدی بگیرد، در مقیاس ملی تأثیری چشمگیر پدید خواهد آمد.
گفتوگوهای خانوادگی درباره شیوههای صرفهجویی، میتواند به شکلگیری پویشهای کوچک اما مؤثر منجر شود. مدارس نیز با آموزش عملی دانشآموزان درباره اهمیت منابع طبیعی و انرژی، نقش مهمی در تربیت نسل مسئول دارند. رسانهها با ترویج سبک زندگی متعادل و پرهیز از تبلیغ تجملگرایی، میتوانند فضای فرهنگی جامعه را اصلاح کنند.
مصرف درست، به معنای محرومیت از نعمتها نیست؛ بلکه بهرهمندی عاقلانه و شکرگزارانه از آنهاست. قرآن راه ریاضت افراطی را توصیه نمیکند؛ بلکه مسیر اعتدال را نشان میدهد. انسان میتواند از نعمتها استفاده کند، اما نباید در آنها غرق شود و از حد بگذرد.
جامعه محبوب خدا
در نهایت، پیام آیه اعراف این است که اعتدال در مصرف، شاخصه جامعهای است که میخواهد محبوب خدا باشد. محبوبیت الهی، سرمایهای است که هیچ تحریم و فشاری توان مقابله با آن را ندارد. جامعهای که نعمتها را امانت میداند و با تدبیر از آنها بهره میگیرد، به عزتی دست مییابد که ریشه در ایمان و عقلانیت دارد.
اسراف، مرز میان شکر و ناسپاسی است. هر گام در مسیر اصلاح الگوی مصرف، گامی در جهت شکرگزاری عملی و پاسداری از استقلال است. امروز که جهان با بحرانهای متعدد زیستمحیطی و اقتصادی روبهروست، بازگشت به این فرمان الهی میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد.
زندگی به اندازه، نه یک شعار، بلکه یک ضرورت فردی و اجتماعی است. اگر این فرهنگ در خانهها، مدارس و نهادهای اجتماعی نهادینه شود، جامعهای شکل خواهد گرفت که هم از نظر اقتصادی مقاوم است و هم از نظر معنوی برخوردار. چنین جامعهای، در پرتو اعتدال و تقوا، مسیر پیشرفت پایدار و عزتآفرین را خواهد پیمود.