تنگه هرمز ذیل حقوق مخاصمات است نه حقوق دریاها
امیرحسین تقی پور- در تحلیل پیامدها و دستاوردهای جنگ و تنشهای اخیر، غالباً توجهات به سمت موضوعاتی نظیر پرونده هستهای یا تهدیدات مربوط به تغییر رژیم جلب میشود. با این حال، خوانش دقیقتر از صحنه تقابل ایران و هژمونی ایالات متحده نشان میدهد که یک مسئله از تمامی این موارد اهمیت بالاتری دارد: حفظ و اعمال حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز. این آبراهه صرفاً یک مسیر تجاری نیست، بلکه شاهرگ حیات استراتژیک و نقطه ثقل پایان دادن به هژمونی غرب در منطقه است. در واقع، تثبیت کنترل بر این تنگه، حیاتیترین و ماندگارترین دستاورد ایران در تحولات اخیر به شمار میرود.
دیپلماسی با همسایگان و ضرورت اخذ ضمانتهای امنیتی
یکی از محورهای اصلی در بحث کنترل تنگه هرمز، نقش کشورهای ساحلی به ویژه عمان است. آمارهای پیش از جنگ نشان میدهد که حدود 95 درصد از عبور و مرور دریایی این منطقه از مسیر آبهای عمان صورت میگرفته است. متأسفانه در مقاطعی از این مسیر به عنوان ابزاری علیه منافع ملی ایران استفاده شد. اکنون، در میز گفتگوها با مقامات عمانی، مسئله اصلی صرفاً قدردانی از میانجیگریهای آنها در قیاس با سایر کشورهای منطقه نیست. خواسته صریح و قاطع ایران آن است که دولت عمان به عنوان یک کشور دوست، ضمانتهای قطعی ارائه دهد که آبهای ساحلی این کشور مجدداً به عنوان پایگاهی برای تحرکات نظامی یا فشارهای اقتصادی علیه ایران مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
اولویت بلامنازع «اعمال کنترل» بر «درآمدزایی»
در محافل رسانهای، غالباً بحث درآمدزایی از تنگه هرمز مطرح میشود. اما در دکترین استراتژیک، «درآمدزایی» فرع بر «اعمال کنترل» است. تا زمانی که حاکمیت کامل و توانایی بازرسی کشتیها تثبیت نشود، صحبت از منافع اقتصادی بیمعناست. ایران باید در عمل نشان دهد که حق بازرسی و نظارت بر این شاهراه را داراست و چه طرف عمانی در این بازی همراهی کند و چه نکند، این اعمال قدرت باید صورت پذیرد. اگر کنترل و حاکمیت به درستی محقق شود، درآمدهای اقتصادی نیز به طور طبیعی به دنبال آن تأمین خواهد شد.
تغییر پارادایم از «حقوق دریاها» به «حقوق مخاصمات»
یکی از مهمترین استدلالها برای اعمال حاکمیت، تغییر نگاه حقوقی به این آبراهه است. موضوع تنگه هرمز دیگر صرفاً ذیل «حقوق بینالملل دریاها» تعریف نمیشود، بلکه مستقیماً ذیل «حقوق مخاصمات» قرار میگیرد. امروزه محمولههایی که از این تنگه عبور میکنند صرفاً کالای تجاری نیستند؛ موادی نظیر گاز هلیوم که از این منطقه صادر میشود، میتواند مستقیماً در توسعه تکنولوژیهای پیشرفته نظامی و هوش مصنوعی در کشورهای متخاصم کاربرد داشته باشد و در نهایت برای ساخت تسلیحاتی علیه ایران استفاده شود. بر اساس حقوق مخاصمات، ایران این حق مسلم را دارد تا برای دفاع از امنیت خود، بر ورود و خروج این کالاهای استراتژیک نظارت و بازرسی داشته باشد.
استراتژی دوگانه: تعامل حداکثری در کنار آمادگی مستقل
رویکرد تصمیمگیران در این خصوص، یک استراتژی دوگانه و هوشمندانه است. ایده اصلی این است که تا جای ممکن در چارچوب دیپلماسی با همراهی عمان و سایر کشورهای خلیج فارس پیش برویم و در دل یک ساختار حقوقی، صلح کامل و امنیت را ایجاد کنیم. اما این رویکرد مکملی قطعی دارد: اگر توافق و همراهی حاصل نشود، دست ایران خالی نیست. پیام صریح این است که جمهوری اسلامی به صورت مستقل پای اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز خواهد ایستاد و برای حفظ این شاهرگ حیاتی تا پای جان مقاومت خواهد کرد.
در نهایت، این دو دیدگاه —تلاش برای توافق منطقهای و آمادگی برای اعمال قدرت یکجانبه— رقیب هم نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. تنگه هرمز خط مقدم دفاعی و اقتصادی ماست و تسلط بر آن، ضامن بقا و تأمینکننده منافع ملی در نظم جدید منطقه خواهد بود.