نامه مهم سید حمید روحانی خطاب به امام خمینی

روز یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۶۷ امام خمینی طی حکمی حجتالاسلام سید حمید روحانی را مامور تدوین تاریخ انقلاب اسلامی کردند. ایشان در این پیام با درک خطر سلطه رویکردهای تحریفآمیز و مادیگرایانه بر متون تاریخی، بر لزوم تاریخنگاری صحیح انقلاب تاکید کردند. ۱۶ روز بعد سید حمید روحانی رئیس وقت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در نامهای خطاب به امام ضمن تشکر از ایشان، بر ضرورت بازنگری در نگارش تاریخ از جمله در محتوای کتب درسی تأکید کردند. در پی این نامه امام خمینی در ۴ اسفند ۱۳۶۷، با تاکید مجدداً بر اهمیت این موضوع، فرمان جلوگیری از تحریف کتب درسی تاریخی را صادر کردند (صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، صفحه ۲۹۴).
در ادامه، متن نامه سید حمید روحانی را میخوانید:
محضر مبارک مرجع عالیقدر جهان اسلام و رهبر انقلاب اسلامی حضرت آيتالله العظمی امام خمینی
متع الله المسلمين بطول بقا وجوده الشريف
امام عزیز و بزرگوارم روحی له الفدا
با اهدا سلام و نقم انا ملكم الشریف معروض میدارد:
پیام بلندپایه و روحبخش آن حضرت را همراه با رهنمودهای تاریخی و تاریخساز، با اشتیاقی فراوان دریافت کردم، آنچه درباره اینجانب مرقوم فرمودهاید. باید عرض کنم: كم من ثنأ جميل لست اهلال نشرته. از عواطف كريمه و تفقدات پدرانه آن امام بزرگوار کمال امتنان را دارم و از خداوند متعال میخواهم که نعمت آن وجود ذیجود را برای اسلام، مسلمانان و مستضعفان جهان مستدام بدارد.
گفتن ندارد که همه پیامها و رهنمودهای آن حضرت در حد خود بیمانند، سازنده، آموزنده و الهامبخش است، لیکن آنچه اهمیت و عظمت این پیام را فزونی میبخشد، این است که در پی گذشت هزارهای از بریدن و بیگانه شدن پیروان اسلام، بهویژه جامعه روحانیت از تاریخ و غربت و مظلومیت تاریخ اسلام و تشيع، اکنون برای نخستین بار، از سوی مقام معظم مرجعیت شیعه، درباره اهمیت تاریخ و شیوه نگارش و تدوین آن، رسما رهنمودهایی صادر میگردد و روی نگارش آن از زبان تودهها تأکید به عمل میآید.
امام بزرگوار به حق آگاهاند که در عرصه تاریخنگاری گذشته، بهویژه در سده اخیر، آنچه که به نام «تاريخ» رقم خورده است، نهتنها از زبان تودهها نمیباشد، بلکه بیشتر، ساخته و پرداخته زبان و قلم دشمنان تودهها (ماسونها – كمونيستها و...) میباشد. تودههای مستضعف و رهبران آنان که تاریخسازان و تاریخآفرینان راستین هستند، در عرصه اینگونه تاریخنگاریهای تحریفشده، حضور ندارند و یا با چهرههای بدلی، قلابی و مسخشده به صحنه آورده شدهاند.
ماسونها و کمونیستها و دیگر عوامل استکبار جهانی، بهخوبی میدانند که اگر رویدادهای تاریخی از زبان تودهها ثبت شود، درسهای ارزنده، آموزنده، پندآمیز و توفانخیز، به نسلها میدهد و تاج و تخت کاخنشینان و منافع جهانخواران را با خطری جدی و ریشهای روبهرو میکند. از این رو ناگزیرند که در راه تحریف تاریخ بکوشند و واقعیت ما را با بافتهها، پندارها و برداشتهای نادرست و ناروا انحرافی و افسانهای وارونه سازند و با اینگونه ترفندها و نیرنگها از تداوم حرکتها و انقلابها پیشگیری کنند. در طی سده پیشین که نهضتها و خیزشهای اسلامی آسایش و آرامش را از زورمداران و جهانخواران سلب کرده است، میبینیم که تاریخنگاری، تدوین کتابهای درسی و آموزشی، برنامههای علمی و فرهنگی، حتی نگارش قصه کودکان در انحصار ماسونها و کمونیستها قرار گرفته است و شگردهایی از سوی آنان در راه فرهنگزدایی، اسلامزدایی، شخصیتزدایی و بیگانه ساختن تودههای مسلمان از تاریخ خونبار اسلام (که هر گام آن قیامی گلگون با رنگ و بوی عاشورا در خود دارد) به کار گرفته شده است. و در راه بدنام کردن پیشوایان مذهبی و رهبران نهضتهای اسلامی توطئهها و نقشههایی در دست اجرا قرار گرفته است.
تنها در دهه ۱۳۴۰ در پی آغاز نهضت اسلامی آن امام عزیز، میبینیم که درباره سلسلهجنبان حرکتهای سده پیشین، سيد جمالالدین اسدآبادی، دهها کتاب و مقال نوشته شده است و در آن سیل تهمت، پیرایه و ناسزا به سوی آن شخصیت بزرگ اسلامی سرازیر گردیده است. و آنگاه که سوابق نویسندگان این کتابها و مقالهها مورد بررسی قرار میگیرد، روشن میشود که بیشتر آنان ساواکی، ماسونی و کمونیست بودهاند و کمتر کسی از این دست نویسندگان را میتوان یافت که سر در آخور غرب و شرق نداشته باشند - انگیزه آنان از آن هجوم قلمی و تبلیغاتی به سید جمال، زمینهسازی برای به زیر سئوال بردن امام بزرگوار و قیام خونبار ۱۵ خرداد ۴۲ و پیشگیری از اوج و گسترش آن قیام اسلامی ملت ایران بوده است.
در این میان، دردمندانه باید گفت که در حوزههای علمیه و در مجامع علمی اسلامی علم تاریخ و نگارش آن، جایگاهی ندارد، در این مراکز نهتنها مورخ و تاریخنویس کمتر یافت میشود، بلکه کشش به مطالعه تاریخ و سیر در سرگذشت گذشتگان، هرگز وجود ندارد در صورتی که تاریخ از دیدگاه قرآن كريم، منبع تفکر، درس عبرت برای خردمندان، نمایانگر حقایق، نشاندهنده فرجام جنایتکاران و ناباوران آیات الهی میباشد و میبینیم که زینب كبرا، صديقه صغرا (سلامالله عليها) در راه رساندن حماسه عاشورا به ابناء بشر و به همه ملتها، به اسارت تن در میدهند و رنجهای فراوانی تحمل میکنند.
اگر در حوزههای علمیه و مجامع روحانی، ارزش و اهمیت تاریخنگاری شناخته میشد و علل و اسباب شکستها، ضعفها و لغزشهای گذشتگان بهدرستی مورد ارزیابی قرار میگرفت، تاریخنگاری در انحصار ماسونها و کمونیستها درنمیآمد. امروز نیز عناصر مرموزی که به ولایت فقیه اعتقاد ندارند و دین را از سیاست جدا میپندارند و بر این باورند که حکومت اسلامی تنها به دست حضرت ولیعصر (عجلالله فرجه) میتواند بنیان یابد، و نیز آن دسته از خودباختگانی که تز «اسلام منهای روحانیت» را دنبال میکنند، هیچگاه نمیتوانستند (همانند دوران مشروطه) خود را در پشت چهره مقامات روحانی پنهان سازند و در راه کنار زدن علما و روحانیان از صحنه و شعلهور ساختن آتش اختلاف، توطئه کنند. اگر به فرمان قرآن کریم گوش فرا داده میشد و سرگذشت گذشتگان مورد بررسی و ارزیابی قرار میگرفت، امروز سرمایهداران تبهکار، روحانینمایان فاسد و روشنفکرنماهای جنایتکار نمیتوانستند بازیگر میدان باشند و انقلاب اسلامی و ارزشهای آن را به خطر اندازند.
در دوران مشروطه، این سه دسته مرموز دست در دست یکدیگر دادند و در آن برهه که رهبران مشروطه به قم هجرت کرده بودند، از فرصت بهره سوء گرفته، تودهها را به درون سفارت انگلستان کشاندند و نهضت عدالتخواهی را به بیراهه سوق دادند. امروز نیز این سه باند مرموز را میبینیم که در کنار یکدیگر ایستادهاند و در راه آسیب رساندن به انقلاب اسلامی و کشاندن فرزندان انقلاب به توطئه، دسیسهچینی کردهاند و بر آناند که انقلاب اسلامی را زیر پای شیطان بزرگ قربانی کنند. من از شر آنها به خدا پناه میبرم و از امام بزرگوارم استمداد میکنم.
امام عزیز و بزرگوارم
حضرتعالی خود آگاهید که سرمایهداران در درازای تاریخ همواره در برابر آیین الهی ایستاده بودند و از هیچ توطئه خیانتباری علیه راستقامتان تاریخ و رادمردان الهی کوتاهی نورزیدند. آنان با پیامبران خدا جنگیدند، درِ خانه عترت را بستند، خاندان عصمت و طهارت را خانهنشین کردند و به شهادت رساندند. بسیاری از حرکتها و نهضتها را با شکست روبهرو ساختند. امروز نیز باید گفت که سرمایهداران، آخرین پایگاه شیطان بزرگ برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی ایران به شمار میآیند. اگر مبارزهای قهرآمیز، همهجانبه و ریشهای با آنان انجام نگیرد، انقلاب اسلامی در معرض خطری جدی و بنیانکن قرار میگیرد و در آینده، در برابر هجوم همهجانبه «مترفین» و زراندوزان، بیدفاع میماند و رسالت مقدس اسلامی به پایان نمیرسد.
بسمالله الرحمن الرحیم «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ.» صدقالله العلی العظیم.
امام عزیز و بزرگوارم
فرزندان انقلابی و پاکباز شما تا دیروز گرفتار مشتی روحانینمای مصلحتاندیش بودند که آنان را به جرم مبارزه با شاه، آمریکا و انگلیس تکفیر میکردند و مورد نکوهش قرار میدادند و اعتقاد داشتند که اگر آمریکا و انگلیس نباشند، اسلام از میان میرود! امروز نیز گرفتار همین روحانینماها هستند که مبارزه با سرمایهداران و مترفین را با گرایش به «مارکسیسم» مساوی میپندارند و بر آناند که هر صدایی را که علیه سرمایهداران بلند شود، در سینه خفه کنند! کتابهایی با تحلیل ماتریالیستی و الحادی در نظام جمهوری اسلامی چاپ و پخش میشود و در آن، اسلام و روحانیت مورد هتک قرار میگیرد و صدای اعتراضی علیه آن شنیده نمیشود، ولیکن اگر نظری ضد سرمایهداران و سرمایهداری در کتابی یا مقالهای نوشته شود، فریاد «وا اسلاما» گوش فلک را کر میکند!
راستی این درد را چگونه توان تحمل کرد که در برخی از کتابهای درسی دانشگاهها و مدارس که در نظام جمهوری اسلامی تدوین شده است، مطالبی دروغ، تحریفشده و دور از واقعیت آورده شده است؟ آیا رواست که جوانان دانشجو و دانشآموز ما در نظام جمهوری اسلامی نیز ناگزیر باشند تاریخ دروغ و تحریفشده را بیاموزند؟
به نظر میرسد دستهای مرموزی در کار است تا در شرایط فعلی که نمیتوانند قدرت را از روحانیت سلب کنند، عالمان دینی، متفکران اسلامی و پژوهشگران وفادار به انقلاب اسلامی را به کنارهگیری از امور اجرایی وادارند و از کارهای علمی، فرهنگی، فکری و تحقیقاتی دور کنند و فرهنگ جامعه را طبق اندیشههای انحرافی جهت دهند و از حاکمیت فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) جلوگیری کنند.
با وجود پژوهشگران صادق و قلمبهدستان متعهد در حوزههای علمیه و دانشگاهها، چرا باید تدوین کتابهای درسی و تاریخی بر عهده عناصری گذاشته شود که بافت فکری آنان با فرهنگ قرآن بیگانه است و انقلاب اسلامی نتوانسته است دگرگونی فکری در آنان پدید آورد؟ هنوز تاریخ را با دید فراماسونری و ماتریالیستی تحلیل میکنند و برخی از آنان نیز بر آناند که نگذارند چهارچوبی که ماسونها و کمونیستها برای تدوین تاریخ ساختهاند، شکسته شود و تاریخ از زبان تودهها رقم بخورد.
لیکن، علیرغم اینگونه تلاشها و توطئههای شیطانی و بیتفاوتی برخی از مسئولان و دستاندرکاران در برابر تاریخ انقلاب اسلامی، فرزندان روحانی شما که از مکتب انسانساز و قهرمانپرور آن امام بزرگ، درس اخلاص، پایداری و استقلال فکری فرا گرفتهاند، بر آناند که در راه تدوین تاریخ انقلاب اسلامی از زبان تودهها و پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها، با همه نیرو و توان بکوشند.
به یاری خداوند متعال و با پشتیبانی آن امام بزرگوار، هرگز اجازه نخواهند داد که تاریخ انقلاب اسلامی نیز به دست دشمن نوشته شود. همچنین، با بازنگری در تاریخ گذشته، بیگانهزدگانی را که قلمهای خویش را در راه تحریف تاریخ و در تاریکی نگاه داشتن تودهها به کار بردهاند، رسوا خواهند ساخت و واقعیتهای تاریخی را از لابهلای دروغپردازیها، شایعهسازیها و تحریفهای تاریخنگاران مغرض بیرون خواهند کشید و آشکار خواهند کرد. یقین است که دعاهای خیر آن عارف سالک، زاهد، و مجاهد بزرگ، بدرقه راه ما خواهد بود و این پاکباختگان را در پیمودن راه درست و صراط مستقیم هدایت خواهد کرد، إنشاءالله.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
أدام الله ظلّکم علی رؤوس الأنام
فرزند روحانی شما – سید حمید روحانی
۱۳۶۷/۱۱/۱۱