۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۱
کد خبر: ۸۰۲۴۰۴
محمدجواد نصیری:

هویت در محاصره رسانه؛ کی‌دراما چگونه ذائقه و باور نسل جوان را تغییر می‌دهد؟

هویت در محاصره رسانه؛ کی‌دراما چگونه ذائقه و باور نسل جوان را تغییر می‌دهد؟
پژوهشگر سلامت معنوی به بازخوانی پژوهشی مردم‌نگارانه درباره موج کره‌ای پرداخت و تأکید کرد: گسترش سریال‌ها، موسیقی‌ها و خرده‌فرهنگ‌های هواداری کره‌ای، زنگ خطری جدی برای هویت فرهنگی و دینی نسل جدید است.

اشاره: در سال‌های اخیر، جریان‌های فرهنگی و رسانه‌ای فراملی، به‌ویژه موج کره‌ای و پدیده‌هایی مانند کی‌پاپ، کی‌دراما و فرهنگ هواداری دیجیتال، به یکی از مؤثرترین عوامل شکل‌دهنده ذائقه، هویت و سبک زندگی نوجوانان و جوانان ایرانی تبدیل شده‌اند. این جریان‌ها دیگر صرفاً در قالب محصولات سرگرم‌کننده ظاهر نمی‌شوند، بلکه با اتکا به شبکه‌ای منسجم از رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، خرده‌فرهنگ‌های هواداری و کنشگری‌های سازمان‌یافته، به‌صورت تدریجی و ناخودآگاه لایه‌های عمیق‌تری از باورهای معرفتی، اخلاقی و معنوی مخاطبان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

در چنین وضعیتی، تحلیل‌های سطحی که این پدیده‌ها را به موسیقی، فیلم یا تفریح بی‌ضرر تقلیل می‌دهند، قادر به تبیین واقعیت میدان نیستند. فهم دقیق این جریان‌ها مستلزم نگاهی سیستمی و جامع است؛ نگاهی که بتواند اجزای به‌هم‌پیوسته این پدیده—از ساختار تولید محتوا و دیپلماسی فرهنگی گرفته تا مناسبات هویتی، روانی و تربیتی هواداران—را در قالب یک پکیج اثرگذار مورد بررسی قرار دهد.

در این راستا، با خبرنگار فرق و ادیان خبرگزاری رسا، با  محمدجواد نصیری پژوهشگر سلامت معنوی و عضو گروه علمی نقد معنویت‌های نوظهور معاونت تبلیغ حوزه‌های علمیه کشور، به گفتگو نشسته که مشروح ان در ادامه ذکر میشود:

رسا: چگونه نگاه سیستمی به جریان‌های فرهنگی و رسانه‌ای، به‌ویژه در مورد موج‌های هنری خارجی مانند BTS و فرهنگ هواخواهی دیجیتال، می‌تواند نقش آن‌ها در شکل‌دهی هویت و سبک زندگی نسل جوان را تحلیل کند؟

نگاه سیستمی یعنی وقتی می‌خواهید یک جریان را بشناسید، صرفاً یک بخش از آن را جدا نکنید و نگویید چون این بخش اشکالی ندارد، پس کل جریان سالم است. برای مثال، ما جریان‌های انحرافی‌ای داریم که همین ماه گذشته هم فعال بودند؛ در برنامه‌هایشان قرآن می‌خوانند. فردی می‌آید و می‌گوید مگر قرآن خواندن بد است؟ پاسخ روشن است: نه، قرآن بد نیست. حتی ممکن است یک آیه بیاورند و بگویند در حال تفسیر قرآن هستند. باز هم می‌گوییم قرآن بد نیست. اما مسئله اینجاست که شما باید سبک زندگی این افراد، ساختار تشکیلاتی آن‌ها، رابطه مراد و مرید، فرآیندهای شست‌وشوی ذهنی اعضا و آسیب‌هایی که به مخاطبان وارد می‌شود را ببینید.

این‌ها یک پکیج هستند؛ یک مجموعه به‌هم‌پیوسته که باید به‌صورت جامع و سیستمی دیده شود. سؤال اصلی این است: آیا این جریان در مجموع آسیب‌زاست یا نه؟ آیا هیچ نکته مثبتی ندارد؟ قطعاً دارد. همان‌طور که امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند، این جریان‌ها مشتی حق و مشتی باطل را به هم می‌آمیزند تا بتوانند مخاطب را فریب دهند. هیچ‌کدام از این جریان‌ها کاملاً خالی از نکات مثبت نیستند.

برای نمونه، در مورد گروهی مثل BTS، ما ویژگی‌های مثبتی می‌بینیم: کار تیمی، انسجام، هماهنگی، جذابیت‌های بصری و نظم. این‌ها نقاط قوت هستند، اما مسئله این است که این تعاون، علی‌البر نیست؛ در مسیر خیر و تعالی قرار نگرفته است. حتی علاقه‌مندی ظاهری این گروه‌ها به فرهنگ‌های دیگر، از جمله فرهنگ ما، یک ویژگی شناخته‌شده در بسیاری از جریان‌های انحرافی است و مختص موج کره‌ای یا BTS نیست. هر کسی که با ادبیات فرقه‌ها و جریان‌های انحرافی آشنا باشد، به‌خوبی می‌داند این رفتارها در چه پارادایمی معنا پیدا می‌کند؛ تطبیق‌پذیری فرهنگی آگاهانه، یکی از ابزارهای جذب است.

در اینجا به بحث مهم فرهنگ یا خرده‌فرهنگ هواخواهی دیجیتال می‌رسیم. این مسئله بسیار کلیدی است. در گذشته، زیست اجتماعی ما عمدتاً در فضای واقعی شکل می‌گرفت و هویت افراد از خانواده، مدرسه و جامعه اخذ می‌شد. اما امروز وضعیت کاملاً تغییر کرده است. بسیاری از نوجوانان و جوانان، هویت اصلی خود را از فضای مجازی دریافت می‌کنند. هویت، که محور وجود انسان است، اکنون برای بخش قابل‌توجهی از نسل جدید، در بستر فضای دیجیتال ساخته می‌شود.

هواخواهی به‌عنوان یک خرده‌فرهنگ زیسته، دارای دو مؤلفه اصلی است: هویت و سبک زندگی. هواخواهان، هم سبک زندگی و هم هویت خود را از این فضا دریافت می‌کنند. برخی پژوهشگران حتی از تعبیر قبیله‌های جدید استفاده کرده‌اند؛ قبیله‌هایی که آسیب‌های منفی آن‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است، اما متأسفانه در سیاست‌گذاری فرهنگی چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

بحران هویتی و روانی نسل جوان کره، نتیجه تعارض میان سنت کنفوسیوسی و مدرنیته است

در مقابل، برخی می‌گویند این‌ها فقط فیلم و موسیقی است و کاری با ما ندارند. این یک خطای جدی است. این جریان‌ها کاملاً برنامه‌ریزی‌شده عمل می‌کنند. ریشه‌های این جریان به پس از جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد؛ زمانی که کره به شمالی و جنوبی تقسیم شد، کره شمالی ذیل شوروی و کره جنوبی ذیل آمریکا قرار گرفت. از همان زمان، فرآیند فرهنگ‌سازی به‌صورت هدفمند آغاز شد. کره جنوبی، تحت تأثیر سال‌ها استعمار و خودتحقیری ناشی از سلطه ژاپن و چین، به‌تدریج فرهنگ آمریکایی را به‌عنوان الگوی خود پذیرفت و محتوایی که امروز صادر می‌کند، در واقع همان محتوای آمریکایی است، با ظاهری متفاوت.

رسا: چگونه جریان‌های فرهنگی و رسانه‌ای مانند موج کره‌ای، از طریق فیلم، سریال و موسیقی، سبک زندگی و باورهای معنوی مخاطبان را به‌صورت ناخودآگاه شکل می‌دهند و چه چالش‌هایی برای هویت دینی و اخلاقی نسل جوان ایجاد می‌کنند؟

فیلم‌ها و سریال‌های کره‌ای سرشار از مضامین روحی، باطنی و معنویت‌های خاص هستند. همان‌طور که ما درباره آثار پائولو کوئیلو می‌گوییم که صرفاً رمان نیستند، بلکه سبک زندگی و معنویت خاصی—عمدتاً الحادی و اومانیستی—را منتقل می‌کنند، در مورد موج کره‌ای نیز همین اتفاق رخ می‌دهد. چند سال پیش، آمار نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها نشان می‌داد که پرفروش‌ترین و پرخواننده‌ترین کتاب‌ها در میان دانشجویان، آثار پائولو کوئیلو بوده است؛ بالاتر از کتاب‌های دینی، مذهبی، شعر یا رمان‌های دیگر.

وقتی این جریان را دقیق بررسی می‌کنیم، می‌بینیم سبک زندگی‌ای را ترویج می‌کنند که آمیخته با اومانیسم، الحاد و حتی نوعی جادوگری—هرچند با عنوان جادوی سفید—است. این آموزه‌ها به‌صورت ناخودآگاه از ذهن مخاطب عبور می‌کند و به‌تدریج تبدیل به هویت او می‌شود. دقیقاً همین الگو را می‌توان در فیلم‌ها، موسیقی‌ها و محصولات موج کره‌ای نیز مشاهده کرد؛ قالب متفاوت است، اما محتوا و جهت‌گیری، همان است.

بنابراین، مسئله اصلی این است که نباید فریب ظاهر سرگرم‌کننده و بی‌ضرر این جریان‌ها را خورد. تحلیل صحیح، نیازمند نگاهی جامع، سیستمی و عمیق است؛ نگاهی که بتواند هم جذابیت‌ها را ببیند و هم آسیب‌ها را، و بر اساس آن، تصمیم‌گیری فرهنگی آگاهانه انجام دهد.

در بحث اخلاق، یک نکته مهم وجود دارد که لازم است اینجا به آن اشاره کنم. ما چرا این‌قدر بر این مسائل تأکید داریم؟ چون اگرچه این جریان آسیب‌های متعددی دارد، اما آن بخشی که در جایگاه تمدنی، دینی و فرهنگی ما اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند، مسائل اخلاقی است؛ مسائلی که هم حاد هستند و هم مخاطب ما خیلی سریع آن‌ها را درک می‌کند و با آن ارتباط می‌گیرد.

ببینید، ما در برخی جریان‌ها مثل جریان‌های فکری و نوظهور، وقتی می‌خواهیم تحلیل عمیق، نقد لایه‌های پنهان و ساختارهای درونی را ارائه دهیم، انتقال این مفاهیم به مخاطب نیازمند مقدمه‌چینی است. فهم آن‌ها فوری و ساده نیست. اما برخی مسائل اخلاقی کاملاً روشن و قابل انتقال هستند؛ شما می‌توانید آن‌ها را به‌راحتی به مخاطب منتقل کنید. به همین دلیل ما روی این بخش‌ها تأکید ویژه داریم، چون مخاطب سریع‌تر با ما همراه می‌شود. آسیب‌های فرامتنی و سیستمی البته وجود دارند، اما تحلیل آن‌ها نیازمند نگاه راهبردی است و باید در مراحل بعدی برای مخاطب تبیین شود.

در بحث انتقال مفاهیم و آموزه‌ها در موج کره‌ای—به‌ویژه در کی‌پاپ و کی‌دراما—به چند نمونه مشخص اشاره می‌کنم. اگر از نوجوانانی که در این فضا حضور دارند سؤال کنید، معمولاً این آثار را دیده‌اند. یکی از وجوه بسیار برجسته در فیلم‌ها و سریال‌های کره‌ای، آموزه تناسخ است؛ مسئله‌ای که در آثار کره‌ای کاملاً شناخته‌شده و پررنگ است و امروز به یکی از چالش‌های جدی الهیاتی ما تبدیل شده است.

سنت‌های کنفوسیوسی در حال تجربه بازنگری جدی توسط نسل جوان کره جنوبی است

بسیاری از مخاطبان عام—اعم از دانش‌آموز و دانشجو—بدون آنکه وارد بحث‌های معرفت‌شناختی، فلسفی یا استدلال‌های عقلی شوند، به‌راحتی این آموزه را می‌پذیرند. نه به دنبال علت هستند و نه استدلال؛ بلکه به‌واسطه همان جذابیت‌های سمعی و بصری که از طریق رسانه وارد ذهنشان می‌شود، ناخودآگاه احساس می‌کنند تناسخ آموزه‌ای درست و پذیرفتنی است و آن را راحت‌تر از آموزه معاد می‌پذیرند. این خود یک چالش جدی است.

در مقابل، ما وقتی می‌خواهیم مقابله کنیم، معمولاً سراغ استدلال‌های کلامی و الهیاتی می‌رویم؛ در حالی که مسیر پذیرش این آموزه‌ها برای مخاطب، اساساً کلامی و معرفت‌شناختی نبوده است که بخواهیم صرفاً با همان ابزار او را بازگردانیم. البته نقدهای کلامی و الهیاتی کاملاً ضروری‌اند و هر کسی که می‌خواهد در این حوزه ورود کند باید به آن‌ها مسلط باشد، اما مسئله این است که این‌ها همه کار نیست.

برای مثال، فیلم تو زیبا هستی بر اساس آموزه‌های مسیحیت ساخته شده؛ مسیحیتی که یکی از ادیان پرمخاطب در کره جنوبی است. یا فیلم گابلین که بر اساس توصیف بودایی‌ها از یک جن ساخته شده است. حتی در فیلم‌های عاشقانه نیز باورهای بودایی و آموزه تناسخ به‌صورت جدی ترویج می‌شود. اگر به فضای نشر کتاب در کشور نگاه کنیم، می‌بینیم آموزه‌های تناسخ و هندوئیسم به‌شدت در حال ورود به بازار نشر هستند. آماری که از وزارت ارشاد وجود دارد، واقعاً نگران‌کننده است؛ هجمه عظیمی از آموزه‌های شرقی وارد شده که با عقل، فرهنگ و دین ما در تعارض است. این جریان‌ها مکمل یکدیگرند؛ کتاب، فیلم و سریال، همگی در یک مسیر حرکت می‌کنند.

در سریال آقای ملکه تناسخ غیرهمجنس با قالب طنز روایت می‌شود. داستان درباره مردی به نام یوهان است؛ یک آشپز جوان که پس از حادثه‌ای، وقتی به هوش می‌آید، متوجه می‌شود روحش به سال‌ها قبل بازگشته و در بدن یک زن حلول کرده است؛ زنی که شاهزاده است. این سریال هم طنز دارد، هم جذاب است و هم از نظر بصری بسیار قوی است؛ ویژگی‌ای که در اغلب تولیدات کره‌ای دیده می‌شود.

اما مسئله اصلی، آموزه‌ای است که منتقل می‌شود. در بسیاری از فیلم یا سریال های کره‌ای‌ای به مسائل مرتبط با LGBTQ پرداخته شده است تا آن شخصیت منحرف و موضوع انحرافی با پذیرش مثبت وارد ذهن مخاطب شود. در سریال آقای ملکه، با همان فضای طنز، تناسخ و مسئله هویت جنسیتی به شکلی مطرح می‌شود که ذهن مخاطب درگیر آن گردد.

مخاطبی که در درون خود گرایش‌هایی را تجربه می‌کند و وقتی به فرهنگ و دین خود مراجعه می‌کند، این گرایش‌ها را تابو و انحراف می‌بیند، در چنین فضاهایی با توجیه‌های شبه‌الهیاتی مواجه می‌شود. به او گفته می‌شود شاید در زندگی‌های قبلی جنسیت تو چیز دیگری بوده و به همین دلیل اکنون چنین احساسی داری. این‌گونه توجیه‌ها امروز به‌وفور مطرح می‌شود.

در بحث هیپنوتیزم نیز ما با چالش مشابهی مواجه هستیم. برخی افراد ادعا می‌کنند با بازگشت به زندگی‌های گذشته—مثلاً صد سال قبل—می‌توانند واقعیت‌هایی را کشف کنند. جالب اینجاست که همین ادعاها امروز در داخل کشور نیز تکرار می‌شود. در حالی که این موارد بیشتر مبتنی بر تلقین است و هیچ ارتباط واقعی با روح و حقیقت ندارد، اما مخاطب تصور می‌کند با ادله‌ای محکم مواجه شده است؛ چون گوینده به زبان خودش سخن می‌گوید و ادعاهایش برای او باورپذیر جلوه می‌کند.

این‌ها همه نشان می‌دهد که ما با یک خروجی ساده و بی‌خطر مواجه نیستیم، بلکه با مجموعه‌ای از آموزه‌ها، تصاویر و روایت‌ها روبه‌رو هستیم که به‌صورت تدریجی، ناخودآگاه و عمیق بر ذهن و هویت مخاطب اثر می‌گذارند؛ مسئله‌ای که به‌ویژه در محیط‌های آموزشی و مدارس، آثار نگران‌کننده‌ای از خود بر جای گذاشته است.

بحران هویتی و روانی نسل جوان کره، نتیجه تعارض میان سنت کنفوسیوسی و مدرنیته است

رسا: چگونه جریان‌های فرهنگی و رسانه‌ای خارجی، از طریق سریال‌ها، موسیقی و شبکه‌های اجتماعی، به‌صورت سازمان‌یافته هویت و ذائقه نوجوانان و جوانان ایرانی را شکل می‌دهند و چه چالش‌هایی برای نظام آموزشی و تربیتی کشور ایجاد می‌کنند؟

سؤال اصلی و بهتر شاید این باشد که ما در کلاس‌ها و فضاهای آموزشی چه وضعیتی داریم؟ از برخی کلاس‌های درس، گزارش‌هایی از مباحث انحرافات اخلاقی، به دست ما رسیده که آمارها واقعاً نگران‌کننده است. قبلاً وضعیت به این شدت نبود؛ آسیب‌ها وجود داشت، اما امروز با تشدید و ضریب‌گیری این جریان مواجه هستیم. این پدیده به‌صورت ساختاری و سازمان‌یافته در حال گسترش است و همین مسئله احساس خطر جدی را برای ما ایجاد می‌کند.

این تشدید و گسترش سازمان‌یافته، یک چالش اساسی است و باید دید کنش ما در برابر آن چیست. در اینجا نقل‌قولی از آقای سپهر، متخصص روان‌شناسی یادگیری، مطرح می‌کنم. از ایشان می‌پرسند چرا مسئولان و متولیان امر واکنش مؤثری نشان نمی‌دهند؟ پاسخ می‌دهند که آثار و پیامدها را می‌شناسند، اما مسئله این است که در عمل، نمی‌دانند دقیقاً چه باید کرد. از یک‌سو، فضای موجود اجازه کنش تربیتی مؤثر را نمی‌دهد و از سوی دیگر، ظرفیت‌ها و شرح وظایفی که برای معلمان تعریف شده، اساساً متناسب با این حجم از چالش‌های تربیتی نیست.

امروز چالش اصلی معلم ما این است که محتوای درسی را تا زمان مشخصی به پایان برساند و دانش‌آموزان را برای یادگیری و آزمون‌ها آماده کند. حجم بالای آموزش و فشار برنامه‌های درسی، عملاً اجازه ورود جدی به عرصه تربیت را از معلم سلب کرده است. این وضعیت، یک غلبه ساختاری پیدا کرده و ریشه در سیاست‌گذاری‌های کلان دارد که اصلاح آن‌ها باید از سطوح بالادستی انجام شود.

در کنار این مسئله، برخی گروه‌های کی پاپ در ایران بسیار فعال هستند. قصد ندارم نام آن‌ها را مطرح کنم، اما اشاره به ساختارشان ضروری است. در میان گروه های دخترانه، به‌ویژه گروه‌های طرفدار بلک‌پینک، فعالیت گسترده‌ای مشاهده می‌شود. این گروه‌ها معمولاً یا کاملاً دخترانه هستند یا کاملاً پسرانه و به‌ندرت ترکیبی از هر دو جنس دیده می‌شود. نکته جالب این است که در گروه بلک‌پینک، بر اساس مشاهدات ما، بخش قابل توجهی از طرفداران را پسران تشکیل می‌دهند، در حالی که در مقابل، طرفداران گروه BTS عمدتاً دختران هستند.

هر یک از این گروه‌ها ساختار مشخص و هویت تعریف‌شده‌ای دارند. برای مثال، بلک‌پینک طرفداران خود را بلینک می‌نامد و BTS طرفدارانش را آرمی. این نام‌گذاری‌ها، بخشی از فرایند هویت‌سازی و تعلق جمعی است.

کی‌دراما در گذر دو دهه؛ از سنت‌محوری تا هویت دوگانه و ارزش‌های غربی

در ژاپن با پخش سریال سونات زمستانی، موج کره‌ای وارد فضای فرهنگی آن کشور شد. در ایران نیز از سال ۱۳۸۵، با پخش سریال جواهری در قصر، شاهد ورود جدی سریال‌های کره‌ای به تلویزیون بودیم؛ جریانی که تا امروز ادامه دارد. نقد اصلی ما به صداوسیما این است که با این سیاست‌ها، ذائقه مخاطب ایرانی تغییر داده شد. در جلساتی که با برخی مسئولان داشتیم، آن‌ها به آمارهای میلیونی بازدید فیلم های کره ای در تلوبیون اشاره می‌کردند و حتی خودشان هم متعجب بودند که چرا این آثار تا این اندازه دیده می‌شود. پاسخ ما روشن بود: این ذائقه را خود شما ایجاد کرده‌اید؛ چرا پیش از این چنین وضعیتی وجود نداشت؟

جالب است بدانید که سریالی مانند جومونگ در خود کره جنوبی، به‌اندازه‌ای که در ایران مخاطب داشت، دیده نشد. این سریال توانست درصد بسیار بالایی از مخاطبان ایرانی را جذب کند و همین مسئله به یک چالش جدی تبدیل شد. در کنار رسانه ملی، شبکه‌های ماهواره‌ای نیز به‌طور فعال وارد میدان شدند؛ شبکه‌هایی مانند فارسی‌وان و من‌وتو که به ترویج گسترده این محتواها پرداختند. طبق آماری که چند ماه پیش بررسی کرده بودم، تنها در یک بازه زمانی، حدود هجده سریال کره‌ای از این شبکه‌ها پخش شده بود. در فضای مجازی نیز که حجم محتوا عملاً قابل شمارش نیست.

نکته مهم این است که فیلم و سریالی که از تلویزیون پخش می‌شود، در همان‌جا متوقف نمی‌ماند، بلکه امتداد آن به فضای مجازی کشیده می‌شود. رسانه ملی با حساسیت‌هایی برخی آثار را پخش و برخی دیگر را حذف می‌کند و حتی آثاری که پخش می‌شوند، با سانسور همراه هستند. اما مشاهدات ما نشان می‌دهد که بسیاری از نوجوانان پس از تماشای نسخه سانسورشده، به دنبال نسخه کامل و بدون سانسور در فضای مجازی می‌گردند. این خود یک آسیب مضاعف است و زمینه ورود آن‌ها به جریان‌های بعدی را فراهم می‌کند.

در ادامه، وقتی نوجوانان می‌بینند که آیدل‌های محبوبشان—اعم از خواننده یا بازیگر—در شبکه‌های اجتماعی با افرادی که صراحتاً گرایش‌ها یا انحرافات خاصی را اعلام می‌کنند، تعامل دارند، مسئله وارد مرحله جدیدی می‌شود. این آیدل‌ها با چنین افرادی گفت‌وگو می‌کنند و همین باعث می‌شود مخاطب نوجوان، از سر علاقه، نام آن فرد را جست‌وجو کند. با یک جست‌وجوی ساده، حجم زیادی از محتوا در این فضا پیش روی او قرار می‌گیرد. چون این تعامل‌ها در فضایی مثبت و عادی صورت گرفته، این مفاهیم نیز برای مخاطب عادی‌سازی می‌شود.

این فرایند، دست‌کم یک نوع دیپلماسی فرهنگی کاملاً هدفمند و کاربردی است. ما باید این سازوکارها را بشناسیم و از ظرفیت‌های آن‌ها درس بگیریم؛ البته نه برای تقلید محتوا، بلکه برای فهم منطق اثرگذاری و طراحی مواجهه‌ای هوشمندانه و متناسب با فرهنگ و ارزش‌های خودمان.

کی‌دراما در گذر دو دهه؛ از سنت‌محوری تا هویت دوگانه و ارزش‌های غربی

رسا: چگونه کنشگری‌های فرهنگی و رسانه‌ای خارجی، از جمله فعالیت‌های سفارت کره و گروه‌های کوچک طرفداری، بر نوجوانان و جوانان ایرانی اثر می‌گذارد و چه پیامدهای رفتاری و روانی ممکن است ایجاد کند؟ و چه رویکردی در مواجه با این اثرات در پیش گرفتید؟

ما مستندات بسیار زیادی از کنشگری‌های این‌ افراد در ایران داریم، اما متأسفانه در مقابل، چنین کنشگری فعالی را از سوی خودمان نمی‌بینیم. نه سفارت ما، نه سازمان‌های فرهنگی ما و نه آن نهادهایی که باید در این فضا فعال باشند؛ یا اساساً فعال نیستند یا حتی گاهی برعکس عمل می‌کنند. این، یکی از چالش‌های جدی ماست.

چند وقت پیش هم یکی از دوستان آماری به من داد و گفت: شما این گروه‌های پرمخاطب را رصد می‌کنید؟ بعد توضیح داد که اتفاقاً بسیاری از این گروه‌ها، گروه‌های کوچک هستند؛ سه نفر، پنج نفر، ده یا پانزده نفر که با هم ارتباط دارند، شعر می‌نویسند، محتوا تولید می‌کنند و چون گروه‌های کوچکی هستند، حساسیت کسی را هم برنمی‌انگیزند. اما دقیقاً همین مسئله چالش‌برانگیز است؛ چون این‌ها با همین گروه‌های کوچک، در حال کنش‌گری هستند و بدون جلب توجه، فعالیت‌هایی انجام می‌دهند که کاملاً مشخص و آسیب‌زاست.

یکی از کارهایی که ما معمولاً با بچه‌ها انجام می‌دهیم، گفتن حقیقت کره است. مثلاً درباره پدیده دوربین‌های مخفی در مکان‌های عمومی، رختکن‌ها، اتاق‌های پرو، استخرها و ناهنجاری‌های جنسی گسترده‌ای که در خود کره به وجود آمده صحبت می‌کنیم. این‌ها نشان می‌دهد که اثرات این فضا تا چه اندازه مخرب بوده است. حتی خود کره جنوبی به این نتیجه رسیده که آسیب جدی ایجاد شده؛ تا جایی که دفترچه‌های کوچکی بین دانش‌آموزانشان پخش کرده‌اند و هشدار داده‌اند که این‌قدر به عمل‌های زیبایی گرایش نداشته باشید. یعنی خودشان هم فهمیده‌اند چه میزان آسیب در حال تولید است.

بهترین سریال های کره ای تا سال 2025 | سریال های کره ای جدید

همین فضا در فرهنگ ما هم خودش را نشان داده است. ما در فرهنگ هواداری موج کره ای، اقدام به خودکشی داشتیم؛ مثلاً دختری که به دلیل این‌که می‌خواست شبیه این آیدل‌ها شود و نمی‌توانست، و خانواده هم توان مالی نداشتند، اقدام به خودکشی کرده بود؛این فقط یک نمونه است و متأسفانه موارد متعدد دیگری هم داریم که آسیب‌های بسیار شدیدی دیده‌اند.

رفتاری که معمولاً در میان بچه‌ها دیده می‌شود، این است که کره به‌عنوان یک آرمان‌شهر مقبول شده است. فضای موج کره‌ای دقیقاً همین پذیرش را منتقل می کند. ما در مقابل، سعی می‌کنیم نقیض این تصویر را نشان دهیم. همان‌طور که در ایران افرادی هستند که در برج‌ها زندگی می‌کنند، در کنار آن افراد متوسط، ضعیف، فقیر و حتی کپرنشین هم داریم؛ در خارج از کشور هم دقیقاً همین وضعیت وجود دارد. اما کره را به‌صورت اغراق‌آمیز آرمانی نشان می‌دهند. دوستانی که در کره زندگی کرده‌اند و برگشته‌اند، می‌گویند همان مشکلاتی که اینجا هست، آنجا هم وجود دارد؛ نه آنجا آرمان‌شهر است و نه اینجا جهنم. حتی بعضی اشکالات و نواقص را در آنجا دیده‌اند که در ایران وجود ندارد و در مجموع، با وجود این‌که کره کشوری به‌اصطلاح پیشرفته است، وضعیت ما در برخی زمینه‌ها بهتر هم هست. وقتی این واقعیت‌ها را به مخاطب منتقل می‌کنیم، در بسیاری از موارد اثرگذاری خوبی دارد.

ارسال نظرات