۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۷
کد خبر: ۸۰۳۱۱۸
یادداشت اختصاصی؛

فرقه‌ها چالشی جدی برای هویت ملی و زمینه‌سازی اغتشاشات

فرقه‌ها چالشی جدی برای هویت ملی و زمینه‌سازی اغتشاشات
 فرقه‌ها با ایجاد یک ساختار «ما» در برابر «آن‌ها»، فاصله‌گیری از جامعه بیرونی را تقویت کرده و حس جدایی از دیگران را در پیروان نهادینه می‌سازند. همین مسئله به ویژه با تخریب هویت ایرانی اسلامی در ذهن پیروان کافی است تا زمینه ساز بروز فجایعی مانند اغتشاشات اخیر باشند.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، مدعی این است: فرقه ها چالشی جدی برای هویت ملی محسوب می‌شوند.
 
حال ابتدا بگذارید هویت را بررسی کنیم که اصلا هویت چیست؟
 
کلمه هویت از منظر لغوی به معنای هستی و وجود و ماهیت و سرشت است که در معنای اصطلاحی به مجموعه خصوصیات و مشخصات فردی و اجتماعی و احساسات و اندیشه‌های مرتبط با آنها اطلاق میشود که این فرد این خصوصیات رو از طریق توانایی کنش متقابل با خود و یافتن تصوراتی از خود به دست می‌آورد و سوال من کیستم؟ پاسخ می‌دهد که این هویت امری سیال است که به طور فرایند هویت‌یابی همواره در طول زندگی انسان ادامه دارد.
 
گذشته از سطح فردی، هویت در سطح بالاتر به مفهوم هویت جمعی نیز قابل رویت است که یکی از مهم ترین افراد و مصادیق این هویت، هویت ملی است که این هویت پیرامون مفهومی به نام ملت شکل گرفته است به این بیان که هر ملیتی که از دیرباز در سرزمینی مشخص استقرار یافته است، طی تاریخ خود، دارای مجموعه ای از علائق محصر به فرد شده که موجب تشخص یافتن آن از ملت های دیگر گردیده است.
 
حال سوالی که مطرح است این است که آیا فرقه ها نیز می‌توانند این هویت ملی و یک‌پارچه افراد را تغییر دهند یا خیر؟ قبل از پاسخ به این سوال، نیاز ست که بدانیم که اصلا فرقه چیست؟
 
فرقه‌ها از بحران تا کنترل ذهن؛ چگونه گروه‌های اعتقادی غیرمتعارف شکل می‌گیرند
 
اما فرقه چیست؟
 
فرقه در ادبیات علمی و اجتماعی به گروهی اطلاق می‌شود که بر پایه باورها و آموزه‌های غیرمتعارف شکل می‌گیرد و معمولاً تحت هدایت رهبری کاریزماتیک فعالیت می‌کند. در ساده‌ترین تعریف، فرقه مجموعه‌ای از افراد است که به نظام اعتقادی خاص و متمایزی پایبند هستند؛ نظامی که اغلب با فرهنگ و ارزش‌های رایج جامعه در تعارض قرار دارد.
 
  • در تعاریف فرهنگ‌لغوی، از جمله در فرهنگ لغت وبستر، فرقه به‌عنوان نظامی از باورهای مذهبی یا شکل افراطی از ارادت به یک شخص یا ایده خاص توصیف شده است. این مفهوم می‌تواند شامل پرستش فردی خاص یا وابستگی شدید به یک اندیشه نیز باشد.
  • از منظر دانشگاهی و منابعی مانند دایرةالمعارف بریتانیکا، فرقه گروهی است که نه تنها با ساختار اجتماعی غالب در تضاد قرار دارد، بلکه معمولاً ویژگی‌هایی همچون رهبری کاریزماتیک، انزوای اعضا از جامعه و به‌کارگیری روش‌های کنترل روانی را نیز در خود جای داده است.

فرقه‌ها از بحران تا کنترل ذهن؛ چگونه گروه‌های اعتقادی غیرمتعارف شکل می‌گیرند

مراحل عمومی شکل‌گیری فرقه‌ها

به این ترتیب، می‌توان گفت فرقه‌ها پدیده‌ای پیچیده و چندوجهی هستند؛ اما برای پاسخ به سوال اصلی و اثبات مدعی، بایستی به این مطلب نیز نیز توجه کنیم که مطالعات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی نشان می‌دهد که فرقه‌ها برخلاف تصور عمومی، به‌صورت ناگهانی یا تصادفی پدید نمی‌آیند؛ بلکه فرایندی مرحله‌به‌مرحله را طی می‌کنند که در بسیاری از نمونه‌های تاریخی و معاصر، شباهت چشمگیری دارد.
 
۱. بحران اجتماعی یا روانی
 
نقطه آغاز اغلب فرقه‌ها، بروز بحران‌های جمعی یا فردی است. در چنین شرایطی افراد با احساس بی‌هویتی، ناامیدی یا نارضایتی از ساختارهای اجتماعی موجود، به‌دنبال معنا، امید و تعلق خاطر تازه می‌گردند. این فضای پر از خلأ، بستری آماده برای ظهور رهبران فرقه‌ای می‌سازد.
 
۲. ظهور رهبر کاریزماتیک
 
در مرحله دوم، شخصی با جذابیت فردی و توانایی اقناع بالا ظاهر می‌شود. او معمولاً خود را حامل پیامی ویژه، برخوردار از قدرت ماورایی یا کلید رهایی معرفی می‌کند. شخصیت کاریزماتیک رهبر نقشی محوری در جذب نخستین گروه از پیروان ایفا می‌کند.
 
۳. ایجاد نظام اعتقادی انحصاری
 
به‌محض شکل‌گیری هسته اولیه، رهبر چارچوبی اعتقادی بنا می‌نهد که اغلب شامل روایت تازه‌ای از جهان، معنای زندگی و مسیر رهایی است. این نظام فکری بر دوگانه‌هایی چون «حق در برابر باطل» یا «نجات‌یافتگان در برابر گمراهان» استوار است و نوعی مرز هویتی میان «ما» و «دیگران» ترسیم می‌کند.
 
۴. استفاده از تکنیک‌های کنترل ذهن
 
برای تثبیت اعضا، ابزارهای روانی متنوعی به کار گرفته می‌شود؛ از القای گناه و شرم گرفته تا ایجاد احساس ترس، کنترل رفتارهای روزمره، و تشویق به وابستگی شدید به گروه. در بسیاری از گزارش‌ها، این مرحله با پدیده‌ای مشابه «شست‌وشوی مغزی» مقایسه شده است.
 
فرقه‌ها از بحران تا کنترل ذهن؛ چگونه گروه‌های اعتقادی غیرمتعارف شکل می‌گیرند
 
۵. جداسازی اجتماعی
 
به‌تدریج پیروان از خانواده، دوستان، رسانه‌ها و جامعه بزرگ‌تر دور می‌شوند. این جداسازی به رهبر و ساختار فرقه اجازه می‌دهد تا تنها مرجع هویت‌بخش و مشروعیت‌بخش اعضا باقی بماند. در این حالت، فرد خود را تنها در پیوند با گروه تعریف می‌کند.
نکته بسیار واضح در این خصوص، انکار یا فاصله پیروان فرقه از خانواده است. یعنی مستحکم ترین نهاد اجتماعی که بر پایه رابطه خونی و عاطفی شکل میگیرد در جریان آموزه های فرقه ها نقش می بازد و فرد پیرو به جدایی از خانواده تشویق می‌شود. همین مسیر در باره هویت ملی نیز امتداد پیدا می کند. 
 
۶. نهادینه‌سازی و تثبیت
 
در گام پایانی، گروه با طراحی آیین‌ها و مراسم روزانه، تولید محتوای رسانه‌ای، گسترش شبکه‌های ارتباطی و جذب اعضای تازه، به نهادی پایدار بدل می‌شود. در این مرحله فرقه نه‌تنها یک اجتماع کوچک، بلکه یک ساختار منسجم و خودکفا به شمار می‌رود که می‌تواند سال‌ها و حتی نسل‌ها تداوم پیدا کند.
 
حال با ضمیمه و در کنار هم قرار دادن نکاتی که در بالا ذکر شد و این نکته پایانی که در شکل دهی و سازمان دهی هویت هر فرد به طور کلی، دو عنصر دخالت دارند:
 
1-    تعریف ما از خود
2-    تعریف ما از دیگران
 
می‌توان ادعا کرد که فرقه ها نقش بسزایی در تخریب هویت ملی و ایجاد یک هویت جدید دارند که در تعارض با هویت ملی است چرا که فرقه‌ها با ایجاد یک ساختار «ما» در برابر «آن‌ها» و تعریفی جدید از خود و دیگران، فاصله‌گیری از جامعه بیرونی را تقویت کرده و حس جدایی از دیگران را در پیروان نهادینه می‌سازند.
 
از این رو در اغتشاشات سابق شاهد حضور پر رنگ فرقه های متعدد در این اغتشاشات بوده ایم که همین امر، می‌طلبد که تمرکز ویژه ای بر فرقه ها در اغتشاشات اخیر نیز صورت پذیرد.
ارسال نظرات