۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۴۷
کد خبر: ۸۰۴۳۳۴
یادداشت؛

زخم‌ها به قیام‌شان، التیام یافت!

زخم‌ها به قیام‌شان، التیام یافت!
تقدیم به شهدای مظلوم و مقتدر فتنه تروریستی دی! آنان که یافتند که راه انجام رسالت‌شان گشاده‌تر است و در پیشگاه خداوند موجب خشنودی بیشتر!

به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در تیرگی‌های شب که اهل فتنه و جهل جامه‌ای از دود سیاه پوشیده، شیطان از هر سو روی‌ نمود و روان‌هایی بر شانه‌های هوا سوار شدند تا به صورت اشباح ترسناک و سایه‌هایی خشمگینانه به چشم تجاوزکارانه در خدمت جلادانی در آمدند که دهن‌های‌شان هم‌چون خلیجی سرشار از خون است.

شیطان سرکش از آنان فریادهایی برآورد تا به جنود جنایت و جهالت و فتنه‌زده‌ها و راکبان شترهای فتنه امید بخشند. 

 در آن شب‌های تیره، جهالت، خباثت، پستی، شقاوت و ریاکاری به هم دست دادند تا برای ملتی همه دشواری‌ها را گرد آورند اما بانگ الهی بر دل‌های اهل ایمان و حافظان امنیت و کیان ملت آن مجاهدان در انتظار نواخته شد که: «و قاتلوهم حتی لاتکون الفتته» (۱)

 آنان که جان‌آگاه به مسئولیت خویش بودند، علاقه به ماندن را با انجام وظیفه به سنجش گذاشتند و یافتند که راه انجام رسالت‌شان گشاده‌تر است و در پیشگاه خداوند موجب خشنودی بیشتر!

لذا به قامت قیام کردند و به مقابله برخاستند و جمعی از ایشان با جراحات سخت و زخم‌های تیغ و تیر کین دشمن، جان‌شان را تقدیم کردند و به دار خلد بار یافتند و ندای حق را به جان اجابت کردند که فرمود: «قُلْ أَذالِکَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ کانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَ مَصِیراً» (۲)

جنت و رضوان پایدار خداوند را بر آرزوها و زیست در دنیای فانی ترجیح دادند و در حافظه ملت و نزد پرودگار باقی و بقا یافتند.

آن بار یافتگان به قلعه امن و بقا و مجاوران رضوان‌الهی، جان‌شان را مظلومانه و مقتدرانه تقدیم کردند و بقا یافتند و برای این ملک، نظام و ملت و اسلام، بقیه‌الله و ذخیره‌الله شدند و به یُمن این عزت، شرافت و بقا، زخم‌‌ها، آلام تن، جان و روح ملت و پیکره ایران سربلند و مجروح و این حرم مانای الهی، التیام یابد. زخم‌هایی عمیقی که از قتل و کشتار کودکان، زنان، جوانان و نوجوانان بر جان و روح‌‌مان نشست!

زخم‌های سوزناک از سوختن قُبّه‌ها و مناره‌های اماکن قدسی و شریف و کتاب خداوند در جای جای میهن مجروح، اشک‌ و آه جاری ساخت و به فریاد در آمد و پژواک آن با عروج شهیدان هم پرواز گشت و پرده‌ تیره از اهل نفاق و ظلم بر افکند و جامه سیاه از آن خون آشامان درید و رسوای‌شأن ساخت و بنیان‌شان برانداختند!

جراحت‌هایی که از هدم و خاکستر شدن اموال و خانه مردمان این‌ ملک، اندوه بر سینه‌ها‌ نشاند و آلامی سخت و ژرف از بریده شدن‌حنجره‌های سربازان و حافظان عزت، امنیت و نوامیس و‌ سوخته شدن جسم‌های پاک‌شان و سرهای بریده و دور مانده از بدن‌های شریف و خون‌های جاری بر کالبد نازک و نازنین کودکان بر قلوب نشست و شعله‌هایی که به آتش کین و خشم تروریست‌ها و اهل فتنه، جهل، مزدبگیران زمامداران جهان جنایت و کفر، آتش‌ افروزان مجذوب قبله شرک و شرارت افروخته و شعله‌ور گشت و در صدد بود که همه هستی و موجودیت ملت و ملکی که کیان و مهد اسلام و تمدنی فرهنگ‌پایه و نظامی که عهد شهیدان است، بسوزانند و براندازند اما قدرتی که به منبع لایزال الهی توکل داشت و قوت از او می‌جست، دست ستمگر آنان را نفریبید و باور داشتند که بر فراز ستم، دستی است. با این باور به وعده‌های خداوند و اعتماد به رهبری ولی خدا بر قدرت‌های شیطانی فائق آمدند.

چنان‌که امیر‌مؤمنان در وصف و ارجمندی شهدای بزرگ از یارانش فرمودند: «دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا، وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ». (۲) هنگامی ‌که به جهاد فراخوانده شدند، اجابت کردند و به پیشوای جهاد اطمینان ورزیده و پیروی‌اش کردند.

مردانی بصیر که با جهاد و شهادت‌شان کلمه فائقه الهی را در تابلویی به پهنای جهان بر افراشتند که « الدین کله لله» (۴) و او این راه را به فرجامی نیک خواهد رساند. «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(۵)

 به انفاس قدسی و خون پاک و مظلومیت این شهیدان‌ و به نفیر بصیرانه ملت حسینی و درایت و طنین رحمانی ولی مدبر و ربانی، التیام بخش گردید و دل‌‌ها آرام گرفته و قرار یافتند و از همیشه به عنایت و الطاف ولی اعظم الهی حضرت صاحب عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف، امیدوارتر شدند که از گردنه‌های سخت فتنه‌ها و شرارت‌های جهان کفر و جنایت و عمله‌هایش عبور و به بشارت نائبش، ظفر و پیروزی را در افقی قریب احساس و در آغوش خواهند گرفت. ان‌شاء‌الله

و ایمان داریم رغم همه اندوه سخت و جان‌کاه در شهادت آن جوانان و کودکان و مردان و زنان که «مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می‌گوید.» (۶)

۱-انفال،۳۹

۲-،نهج‌البلاغه،خطبه۱۸۲

۳-فرقان، ۱۵

۴-فرقان، ۳۹

۵- صف،۹

۶-از سهراب سپهری

 

حجت‌الاسلام حمید احمدی 

ارسال نظرات