۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۳
کد خبر: ۸۰۴۴۰۶

معرفی رمان «دارخلو»؛ روایتی از امید، تلاش و اسرار یک درخت کهنسال

معرفی رمان «دارخلو»؛ روایتی از امید، تلاش و اسرار یک درخت کهنسال
 رمان «دارخلو» اثر ایمان ویسی، داستانی تکان‌دهنده و پرکشش از زندگی خانواده‌ای فقیر است که ساکن روستایی دورافتاده و کوهستانی در اوایل دهه شصت خورشیدی هستند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، رمان «دارخلو» اثر ایمان ویسی، داستانی تکان‌دهنده و پرکشش از زندگی خانواده‌ای فقیر است که ساکن روستایی دورافتاده و کوهستانی در اوایل دهه شصت خورشیدی هستند.
 
خط داستانی «دارخلو» حول محور خرید یک گاو توسط این خانواده می‌چرخد؛ گاوی که قرار است چرخ زندگی آن‌ها را بچرخاند و امیدی تازه برای بقا ایجاد کند. اما دزدیده شدن این حیوان، زندگی خانواده را در آستانه فروپاشی قرار می‌دهد. مرد خانواده برای بازپس‌گیری سرمایه و امید خود، به دل کوهستان و صحرا می‌زند و در این مسیر پرفراز و نشیب، هم او و هم اعضای خانواده‌اش با اتفاقات عجیب و غریبی روبرو می‌شوند که ماهیت زندگی آن‌ها را تغییر می‌دهد.
 
عنوان «دارخلو» برگرفته از گویش محلی منطقه لردگان، زادگاه نویسنده، است و به معنای «درخت خمیده» می‌باشد. در دل داستان، درخت بلوطی خمیده و کهنسال بر فراز تپه‌ای در ابتدای روستا خودنمایی می‌کند. این درخت از دیدگاه اهالی روستا مقدس شمرده می‌شود و باورهای قدیمی حکایت از آن دارد که گنجی زیر پای آن مدفون شده است. این درخت نمادین، مکانی است که اکثر اتفاقات مهم و مرموز روستا در سایه‌ی آن و در اطرافش رخ می‌دهد.
 
ایمان ویسی در این رمان از زبانی ساده و صمیمی استفاده کرده که با گویش محلی آمیخته است، اما همین زبان ساده بستری برای ایجاد تعلیق و پیچیدگی‌های داستانی شده است. فضای معمایی اثر و پرسش‌هایی که در ذهن خواننده شکل می‌گیرد، او را تا صفحه آخر با خود همراه می‌کند.
 
نویسنده در صحنه‌ای از کتاب می‌نویسد:
«بنگ تفنگ! ساچمه از بالا و پایین می‌ریخت. سرها و دست‌ها و پاها خونی بود. در آن شور و غوغا که سگ صاحبش را نمی‌شناخت، یک نفر پیشانی سردار را هدف گرفت! ماشه چکاند تیر توی آسمان ناله کرد. سرب داغ در پیشانی سردار نشست و از بام خانه پرت شد پایین. ده به یک‌باره ساکت شد.»
ارسال نظرات