نقش تمدنی زنان در تربیت نسل آینده
خانم دکتر حاجی اسماعیلی استاد حوزه علمیه خواهران: موضوع بحث بنده «زن و انقلاب؛ از نقشآفرینی تا کنشگری تمدنی» است. برای رسیدن به بحث کنشگری تمدنی، ابتدا لازم است نسبت میان زن و انقلاب را مشخص کنیم. وقتی از زن و انقلاب اسلامی صحبت میشود، ذهنها معمولاً به سمت حضور زنان در تظاهرات یا پشتیبانی عاطفی و خانوادگی میرود. اگرچه این تصور نادرست نیست، اما به شدت ناکافی و تقلیلگرایانه است. اگر بخواهیم نقش زن را تنها به این موارد محدود کنیم، باید پرسید: آیا زن در انقلاب اسلامی «موضوع» انقلاب بود یا «فاعل» انقلاب؟ این نکته بسیار مهمی است.
وی ادامه داد: در مورد نسبت زن و انقلاب، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی قائلند که نقش زن نقشی حاشیهنشین و پیرو بوده و زنان تنها نقش عاطفی و پشتیبانی داشتهاند و نقش تصمیمسازی نداشتهاند، در حالی که میبینیم زنان انقلابی پیرو صرف نبودند؛ آنها دارای تحلیل، تشخیص و عاملیت بودند. حضور گسترده و پرهزینه زنان در انقلاب، بدون پشتوانه اعتقادی و فهم سیاسی، قابل فهم نیست. در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که زن را ابزار بسیج سیاسی میداند؛ دیدگاهی که برخی جامعهشناسان غربی، مانند خانم ژانت آفاری در کتاب «سیاست جنسی در ایران معاصر»، مطرح کردهاند و معتقدند امام خمینی (ره) زنان را بسیج کردند تا به انقلاب مشروعیت ببخشند و از آنها به عنوان ابزار استفاده شد. این نگاه نیز نادرست است؛ زیرا اولاً عاملیت زنان را نادیده میگیرد و ثانیاً قادر به تبیین تداوم حضور زنان پس از پیروزی انقلاب نیست. اگر حضور زنان تاکتیکی و نمایشی بود، امام (ره) پس از پیروزی میفرمودند: کار شما تمام شد، برگردید. در حالی که ایشان به حضور زنان رسمیت بخشیدند و تداوم آن را خواستار شدند و فرمودند: زنان باید در سرنوشت کشور دخالت کنند.
استاد حوزه های علمیه خواهران افزود: انقلاب اسلامی هیچکدام از این دو نگاه را نمیپذیرد و هویتی متفاوت را برای زن تعریف کرد: زن مؤمن، آگاه و مسئول اجتماعی. انقلاب اسلامی زن را فاعل تاریخی تبدیل کرد؛ هویت زن را بازتعریف نمود و ایمان، عقلانیت و مسئولیت اجتماعی را به هم پیوند زد. دوگانه خانه یا اجتماع در نگاه انقلاب از میان رفت و زن انقلابی هم در خانواده و هم در جامعه کنشگر است. انقلاب اسلامی بدون بازتعریف هویت زن امکانپذیر نبود، زیرا این انقلاب فرهنگی-ارزشی بود و فرهنگ بدون زن تغییر نمیکند؛ چرا که زن عامل اصلی انتقال ارزشهاست. بنابراین، زن نه پیرو صرف بود و نه ابزار سیاسی، بلکه فاعلی آگاه و تحولآفرین در تاریخ بود.
وی از تمایز های زن اسلامی و زن غربی گفته و اظهار داشت: در تحلیلهای رایج، زنان اغلب به عنوان مسئله اجتماعی یا هدف سیاستگذاری دیده میشوند، اما انقلاب اسلامی زن را به سطح سوژه ارتقا داد؛ انسانی که میفهمد، انتخاب میکند، مسئولیت میپذیرد و تاریخ میسازد. امام خمینی (ره) فرمودند: «زن یک انسان کامل است که میتواند به مقامات بالای انسانی و الهی برسد.» مسئولیت و تکلیف اجتماعی که انقلاب برای زن قائل شد، جنسیت بردار نیست. بنابراین، حضور زنان در انقلاب استثنا یا تسامح نبود، بلکه لازمه انسان بودن آنها بود. وجه تمایز زن انقلابی با دو الگوی رقیب (الگوی شرقی و غربی) در همین مسئولیت اجتماعی است.
حاجی اسماعیلی افزود: الگوی سوم، یعنی الگوی نه شرقی، نه غربی، با الگوی زن منزوی شرقی که تنها محور خانه است و هیچ مسئولیت اجتماعی ندارد، متفاوت است. انقلاب اسلامی این نگاه را که زن از سرنوشت جامعه کنار گذاشته شود، نمیپذیرد. در مقابل، الگوی انقلابی جامعهگریز نیست؛ بلکه مسئولیت اجتماعی را جزئی از دینداری میداند. این الگو با الگوی زن مدرن فردگرا نیز تفاوت دارد؛ جایی که آزادی فردی اصل است و زن منهای خانواده، اخلاق و تعهد اجتماعی، آزاده اما تنها و فعال اما بیرسالت است. برخی میپرسند تفاوت زن فعال غربی که هم شاغل است و هم خانواده دارد با الگوی سوم چیست؟ تفاوت در «تعهد اجتماعی» و «مسئولیت اجتماعی به مثابه تکلیف دینی» است. الگوی غربی مبتنی بر فردگرایی افراطی است که زن را از پیوندهای تمدنی تهی کرده و او را به نیروی کار، ابزار مصرف و سوژه لذت تبدیل کرده است. اما در نگاه انقلاب اسلامی، کرامت زن حفظ میشود و زن یک کنشگر اخلاقی مبتنی بر تقوا و عفاف است.
وی با ابراز ویژگی های زن انقلابی خاطر نشان کرد: یکی دیگر از ویژگیهای الگوی سوم، مسئولیت اجتماعی است. زن انقلابی نسبت به جامعه بیتفاوت نیست و مسئولیت اجتماعی را جزئی از ایمان خود میداند. دینداری بدون مسئولیت اجتماعی، دینداری ناقص است. در این الگو، زن صاحب رسالت تاریخی است؛ خود را تماشاگر تاریخ نمیداند، بلکه حامل رسالت، وارث امانت، پاسدار انقلاب و منتقلکننده ارزشها برای تربیت نسل آینده است. چرا هویت زن انقلابی چنین است؟ زیرا انقلاب اسلامی تنها به دنبال تغییر حکومت نبود، بلکه تغییر انسان، ارزشها، سبک زندگی و نگرش را در پی داشت. زن نقطه طلا در این تغییرات بود. اگر زنان همان الگوی پیش از انقلاب باقی میماندند، انقلاب ما در حد یک انقلاب سیاسی باقی میماند. تحول عظیم در نگرش زنان، از توجه به آرایش و مد به توجه به ارزشهای والا، نشاندهنده عمق این تغییر است. امام خمینی (ره) با حق رای زنان در دوران پهلوی مخالفت کردند، زیرا آن حکومت مشروع نبود و زنان نیز هویت یافته انقلابی نبودند، اما پس از انقلاب فرمودند زنان باید در سرنوشت کشور دخالت کنند.
استاد حوزه علمیه خواهران نقش تمدنی زنان را اساسی دانست و افزود: برای بررسی نقش زنان در تمدنسازی، باید نقشآفرینی آنها را در مراحل مختلف انقلاب مرور کنیم. اگر حضور زنان تنها به صورت فیزیکی یا مشارکت عددی فهم شود، بخش مهمی از حقیقت انقلاب از دست میرود. زنان تنها در صحنه نبودند، بلکه صحنه را معنا کردند. آنها هم در سطح کنشگری اجتماعی و هم در سطح تولید گفتمان و ارزش حضور داشتند. اگر انقلاب اسلامی را یک فرآیند تاریخی بدانیم، نقش زنان از زمان بذرپاشی آگاهی تا پس از پیروزی و در دوران دفاع مقدس و تثبیت انقلاب قابل مشاهده است.
وی ادامه داد: پیش از انقلاب، زنان نقش آگاهیبخشی و مقاومت فرهنگی پنهان را در خانهها، مجالس دینی و شبکههای غیررسمی ایفا کردند و با تربیت نسلی آگاه به مفاهیم ظلمستیزی و عدالتخواهی، در برابر پروژه هویتزدایی پهلوی مقاومت کردند. در دوران انقلاب، زنان از حاشیه به متن آمدند و با حضور معنادار خود، چهره اخلاقی و مردمی به انقلاب بخشیدند و نشان دادند این انقلاب خشونتمحور و نخبهگرا نیست. در دوران دفاع مقدس، زنان سازنده و معمار روحیه مقاومت بودند و با روایتگری زنانه از جنگ، مانع تقلیل آن به یک واقعه نظامی شدند و آن را به سرمایه فرهنگی تبدیل کردند. پس از جنگ و در دوران تثبیت انقلاب، کنشگری زنان به نهادها، دانشگاهها و مراکز علمی منتقل شد و نقش آنها نهادینه گردید. زنان انقلابی نه تنها حافظ گذشته، بلکه سازنده آینده نیز هستند.
حاجی اسماعیلی افزود: اکنون از نقشآفرینی اجتماعی به تمدنسازی میرسیم. تمدنسازی نیازمند بازتولید گفتمان انقلاب است. بازتولید به معنای تکرار شعارها نیست، بلکه به معنای تداوم معنا و جهت تاریخی انقلاب است. انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی بود و با قدرت نرم (تغییر سبک زندگی و ارزشها) ادامه یافت. نقش زنان در این میان حیاتی است، زیرا فرهنگ از مسیرهای غیررسمی و روزمره منتقل میشود و زن انقلابی فرهنگ را در زیست روزمره خود متجلی میکند. اگر فرهنگ انقلابی تضعیف شود، نخستین نشانههای آن در سبک زندگی و زیست زنان ظاهر میشود.
وی حفظ وحراست از نسل ها را وظیفه زنان دانست و یادآور شد: یکی دیگر از جلوههای کنشگری تمدنی زنان، انتقال ارزشهای میاننسلی و جلوگیری از گسست نسلی است. زنان پل میان نسلها هستند و باید نگرش به زندگی، نه صرفاً اطلاعات، را به نسل بعد منتقل کنند. پیشرفتهترین نهادهای رسمی ناتوان از حفظ گفتمان انقلاب هستند، مگر با کمک خانواده و به ویژه زنان. تربیت نسل متمدن یکی از مهمترین ماموریتهای زن انقلابی است که باید به نسل آینده بیاموزد چگونه در عین حفظ هویت فرهنگی، با جهان تعامل داشته باشند.
در پایان استاد حوزه علمیه خواهران افزود: مسیر تمدنسازی برای زن مسلمان و انقلابی بدون چالش نیست. چالشها شامل موارد درونی (مانند بحران هویت ناشی از تعارض بین الگوی مدرن فردگرا و انتظارات سنتی و انقلابی) و بیرونی (مانند فشار الگوهای رقیب و جنگ معنا و روایت) است. دشمن تلاش دارد زن مسلمان را منفعل و منزوی جلوه دهد، اما واقعیت متفاوت است. مقام معظم رهبری بر اهمیت جنگ روایتها تأکید کردهاند. اگر زن انقلابی نتواند روایت خود را تولید کند، دیگران روایت او را خواهند گفت. وظیفه مهم حوزههای علمیه تولید نظریه بومی در حوزه زن و خانواده است؛ نظریهای که مسائل زنان را در بافت بومی و دینی حل کند و نه صرفاً تقلید از لیبرالیسم غرب یا انکار آن. الگوی سوم نباید به حضور همزمان در خانه و اجتماع تقلیل یابد، بلکه باید به یک نظریه جامع تبدیل شود.