۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۵
کد خبر: ۸۰۷۵۰۰
زندگی با آیه‌ها (8) | سلسله گفتار‌های معنوی ویژه ماه مبارک رمضان؛

مدیریت اقتصادی خانواده؛ راهکار قرآن برای زندگی پربرکت و مبارزه با اسراف

مدیریت اقتصادی خانواده؛ راهکار قرآن برای زندگی پربرکت و مبارزه با اسراف
در جهان پرمشغله امروز، مدیریت آگاهانه مصرف در خانه نه تنها آرامش و برکت را برای خانواده به ارمغان می‌آورد، بلکه با کاهش اسراف، به اقتصاد ملی نیز کمک می‌کند. قرآن کریم نشان می‌دهد که قناعت و مصرف مسئولانه، رمز سعادت فردی و اجتماعی است. این گفتار ویژه ماه رمضان، با نگاهی عملی به نقش مادر و زن در مدیریت خانه، نشان می‌دهد چگونه ساده‌زیستی و برنامه‌ریزی اقتصادی، می‌تواند زندگی خانوادگی و جامعه را متحول کند.

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغه‌ها، مسئولیت‌ها و چالش‌های ریز و درشت روبه‌رو هستیم، گاهی آن‌قدر درگیر روزمرگی می‌شویم که صدای فطرت خویش را گم می‌کنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی می‌تواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امن‌تر از کلام خدا برای تسکین دل‌های پراضطراب؟

زندگی با آیه‌ها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریک‌ترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسش‌های بی‌پاسخ، تسکینی برای زخم‌های ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفان‌های سهمگین. آیه‌های قرآن تنها متن‌هایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیم‌هایی هستند که از جانب دوست می‌وزند و روح خسته ما را نوازش می‌دهند.

چه زیباست وقتی در میان شلوغی‌های زندگی، لحظه‌ای می‌ایستیم و با آیه‌ای از کلام خدا همکلام می‌شویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن می‌گوید، از غم‌هایمان آگاه است، از رنج‌هایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری می‌کند که مرهم دل ماست.

زندگی با آیه‌ها به ما می‌آموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل می‌کند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیه‌کردن بر قدرتی است که از همه قدرت‌ها برتر است.

در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیه‌های نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیت‌های انسانی سخن می‌گویند، تلاش می‌کنیم تا با نگاهی نو، این گنجینه‌های الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالش‌های منحصربه‌فردی که با آن روبه‌رو هستند.

با ما همراه شوید تا زندگی با آیه‌ها را تجربه کنیم...

جزء هشتم: مدیران واقعی 

«وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»

سوره اعراف، آیه ۳۱

بخورید و بنوشید، ولی اسراف نکنید، زیرا خدا اسراف‌کاران را دوست ندارد!

سلام بر شما بانوان آگاه و مدبر ایرانی! خدا را شاکرم که توفیق حضور در جمع شما نصیبم شده است.

تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا گاهی با وجود درآمد یکسان، برخی خانواده‌ها زندگی مرفه‌تری دارند و برخی دیگر مدام با کمبود دست‌وپنجه نرم می‌کنند؟ راز این تفاوت در چیست؟

خواهران من! بیایید یک آزمایش ذهنی انجام دهیم. تصور کنید چهار جوان دانشجو یا شاغل، که هرکدام درآمد ماهانه‌ای حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان دارند، تصمیم می‌گیرند برای استقلال، با هم یک خانه مجردی اجاره کنند. آن‌ها هر روز سه وعده غذا را از بیرون سفارش می‌دهند یا در رستوران‌های فست‌فود می‌خورند. اگر متوسط هر وعده غذا برای هر نفر حدود ۵۰ هزار تومان باشد، هر کدام از این چهار نفر روزانه حداقل ۱۵۰ هزار تومان برای غذا هزینه می‌کنند. این یعنی برای چهار نفر، روزانه حدود ۶۰۰ هزار تومان فقط هزینه غذاست. حالا این مبلغ را در ۳۰ روز ماه ضرب کنید، به عدد ۱۸ میلیون تومان در ماه می‌رسیم. هزینه‌های جانبی این سبک زندگی مثل نظافت منزل، خشک‌شویی، و هزینه‌های درمانی ناشی از تغذیه ناسالم را هم اضافه کنید. با یک حساب سرانگشتی، این خانه مجردی چهارنفره، ماهانه هزینه‌ای بالغ بر ۳۰ میلیون تومان بر دوش این جوانان می‌گذارد؛ سیاه‌چاله‌ای اقتصادی که پول، انرژی و سلامتی را می‌بلعد.

حالا در این سناریو، فقط یک متغیر را تغییر دهیم. تصور کنید همین چهار نفر، در خانه‌ای زندگی می‌کنند که محوریت آن با یک عنصر جادویی و قدرتمند به نام مادر است. چه اتفاقی می‌افتد؟ آن هزینه ۳۰ میلیون تومانی، به شکلی معجزه‌آسا به حدود یک‌دهم، یعنی ۳ میلیون تومان کاهش پیدا می‌کند!

واقعاً چه اتفاقی در خانه مادری می‌افتد؟ این چه قدرتی است که هزینه‌ها را ۹۰ درصد کاهش می‌دهد و بهره‌وری را صدها برابر افزایش می‌دهد؟ این همان قدرت معجزه‌آسای مدیریت و برکت است که از وجود زن و مادر در خانواده جاری می‌شود.

خواهران عزیزم! راستش را بخواهید، این مدیریت، روی دیگری هم دارد. هر روز با دل‌نگرانی‌هایی روبه‌رو است: چگونه همه مسائل زندگی را با وجود کمبودهای اقتصادی مدیریت کنیم؟ چگونه هزینه‌های تحصیل فرزندان، درمان خانواده، مسافرت و تفریح، پوشاک و پذیرایی را مدیریت کنیم تا برکت واقعی شامل حالمان شود؟ چگونه از میان این همه هیاهوی چشم‌وهم‌چشمی و دل‌نگرانی‌های اقتصادی رهایی پیدا کنیم؟

اینجاست که خبر خوب فرامی‌رسد. نسخه‌ای شفابخش برای این دل‌نگرانی‌ها، ترس از کم‌بودن‌ها و کافی‌نبودن‌ها وجود دارد.

قاعده طلایی مدیریت زندگی

خداوند مهربان در قرآن، یک اصل طلایی و خط‌مشی بزرگ به ما هدیه داده است؛ آنجا که با صراحت می‌فرماید: «وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسراف‌کنندگان را دوست ندارد.

عزیزان من! این فقط یک دستورالعمل ساده برای تغذیه یا مدیریت یخچال نیست. این آیه، مجوز رهایی ماست؛ یک اصل اساسی برای برکت پیدا کردن زندگی. بسیاری به اشتباه تصور می‌کنند که دستور خدا برای اسراف‌نکردن به معنای کم‌خوردن یا محرومیت کشیدن در زندگی است؛ درحالی‌که این برداشت کاملاً نادرست است. اسراف‌نکردن یعنی درست مصرف کردن.

به دو کلمه اول در این آیه دقت کنید: «بخورید و بیاشامید». این یعنی اسلام، دین رهبانیت، سختی‌کشیدن افراطی یا محرومیت نیست. قرآن هرگز ما را از لذت بردن از زیبایی‌ها منع نکرده؛ بلکه اتفاقاً دستور استفاده از آن‌ها را داده است. اما بلافاصله پس از این دستور، یک خط قرمز پررنگ کشیده شده: «درست مصرف کنید!»

خداوند متعال در جای دیگری باغ‌های خود را مبدأ استفاده ما معرفی می‌کند: «وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ ... کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ»؛ اوست که باغ‌ها را آفرید... از میوه‌اش بخورید. یعنی لذت ببرید، استفاده کنید، بپوشید. اما بلافاصله هشدار می‌دهد: «وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا»؛ و حق آن (سهم فقرا) را روز برداشت بدهید و اسراف نکنید.

اگر یاد بگیریم چگونه مصرف خانه و خانواده را مدیریت کنیم، حتی در سختی‌ها برکت شامل حالمان می‌شود. در این زمینه روایتی داریم: «إِنَّ السَّرَفَ أَنْ تَجْعَلَ ثَوْبَ صَوْنِکَ ثَوْبَ بَذْلَتِکَ»؛ اگر لباس مهمانی را لباس کار و خانه قرار دهی، این اسراف است. همین که ما خانم‌ها در منزل مدیریت کنیم و فرزندان و همسرمان، لباس کار، مهمانی و مدرسه را هرکدام در جای خود استفاده کنند، یعنی مدیریت مصرف در زندگی و اسراف نکردن.

در حدیث دیگری نیز آمده است: «وَلَکِنَّ الشَّرَفَ أَنْ تَلْبَسَ ثَوْبَ صَوْنِکَ فِی». این نکته به ما یاد می‌دهد که به فرزندان خود آموزش دهیم چگونه از لباس‌هایشان درست استفاده کنند و با نشستن در مکان‌های کثیف، آن‌ها را از بین نبرند. این همان مدیریت مصرف در زندگی است.

یک نمونه عملی و الهام‌بخش از زندگی واقعی، شهیده مریم فرهایان است. خواهر ایشان نقل می‌کند: با خواهرم در بیمارستان امام‌خمینی آبادان مشغول امدادگری و کمک به مصدومان جنگ بودیم. روزهای اول جنگ و ماه‌های ابتدایی، شرایط بسیار سخت بود و برای برق و آب هم مشکل داشتیم. ما با مقنعه‌ها و مانتوهای بلند کار امدادگری می‌کردیم. یک بار دیدم مقنعه‌اش را که شسته بود، بارها تکان داد و سپس، چند دقیقه از دو طرف مقنعه را کشید و دستش را ثابت نگه داشت. وقتی علت را پرسیدم، گفت: «حالا که شرایط اتو کردن نداریم، باید با همین روش صبر کنم و مقنعه را که هنوز نم دارد نگه دارم تا وقتی خشک شد، چروک نباشد. این‌طوری انگار آن را اتو کرده‌ام». بسیار مراقب تمیزی و آراستگی ظاهری خود بود؛ البته در چهارچوب دین. حجاب و پوشیدگی او همیشه برای همه نمونه بود.

چرا خدا اسراف‌کاران را دوست ندارد؟

خواهران عزیزم! تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا خدا اسراف‌کنندگان را دوست ندارد؟ پاسخ ساده است؛ چون اسراف هم به خود انسان آسیب می‌رساند و هم به جامعه.

اولین ضرر اسراف به خود ما می‌رسد. امام صادق (ع) اسراف را این‌گونه تعریف می‌کنند: «إِنَّمَا الْإِسْرَافُ فِیمَا أَتْلَفَ الْمَالَ وَ أَضَرَّ بِالْبَدَنِ»؛ همانا اسراف در چیزی است که مال را تلف کند و به بدن زیان رساند. اسراف یعنی پولت را هدر بدهی و به جسم خودت آسیب بزنی. پرخوری، مصداق بارز اسراف است. هم مال را تلف می‌کند (چون هزینه اضافی برای غذا می‌دهی) و هم به بدن آسیب می‌زند (چاقی، بیماری‌های قلبی و ...).

روزی یک طبیب مسیحی به یکی از دانشمندان اسلامی گفت: «من در کتاب آسمانی شما چیزی از طب نمی‌یابم، درحالی‌که دانش مفید بر دو گونه است؛ علم ادیان و علم ابدان». آن دانشمند پاسخ داد: «خداوند همه دستورات طبی را در بخشی از یک آیه در کتاب خویش آورده است: «﴿کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید». پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است: «الْمَعِدَةُ بَیْتُ کُلِّ دَاءٍ وَالْحِمْیَةُ رَأْسُ کُلِّ دَوَاءٍ وَأَعْطِ کُلَّ بَدَنٍ مَا عَوَّدْتَهُ»؛ معده، خانه همه بیماری‌هاست و پرهیز (کم‌خوری و درست مصرف کردن) سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده‌ای (از عادات صحیح و مناسب) آن را از او دریغ مدار». آن طبیب مسیحی پس از شنیدن این سخن گفت: «مَا تَرَکَ کِتَابُکُمْ وَلَا نَبِیُّکُمْ لِجَالِینُوسَ طِبًّا»؛ کتاب شما و پیامبرتان، برای جالینوس (طبیب معروف آن عصر) طبّی باقی نگذاشته است.

البته دستور «وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا» فقط مربوط به خوردن نیست؛ بلکه فرمولی برای بهره‌مندی درست از تمام نعمت‌هایی است که خداوند در زندگی ما قرار داده است. زیادی‌روی در خرید لباس‌های غیرضروری که در کمد خاک می‌خورند، خرید وسایل غیرضروری خانه که فقط فضا را تنگ می‌کنند، یا خرید ماشین یا خانه‌ای که بسیار بزرگ‌تر از نیاز واقعی ماست، همه این‌ها همان بلایی را بر روح و روانمان می‌آورند که پرخوری بر معده می‌آورد. همان‌طور که پرخوری جسم را سنگین و بیمار می‌کند، انباشتن وسایل اضافی هم روح را سنگین، نگران و افسرده می‌کند.

یک سوءتفاهم بزرگ در زندگی ما وجود دارد. فکر می‌کنیم رزق یعنی دارایی. اما خواهران من! رزق، میزان دارایی‌های تو در حساب بانکی یا متراژ خانه نیست. این‌ها اموال هستند، نه لزوماً رزق. رزق حقیقی، آن مقداری است که تو فرصت می‌کنی از آن لذت ببری و آرامش بگیری.

خداوند در قرآن به این نکته ظریف اشاره می‌کند: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»؛ بگو: «زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و روزی‌های پاکیزه را چه کسی حرام کرده است؟» خداوند تأکید می‌کند که این نعمت‌ها برای استفاده شماست. اما بلافاصله در ادامه می‌فرماید: «قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ»؛ بگو: «این نعمت‌ها در زندگی دنیا برای کسانی که ایمان آورده‌اند (نیز) هست، و روز قیامت (تنها) برای آنان خالص خواهد شد». یعنی این دارایی‌ها در دنیا برای همه هست، چه مؤمن و چه کافر. اما آنچه برای مؤمن در آخرت باقی می‌ماند، بهره‌ای است که در راه درست مصرف کرده است.

پس رزق حقیقی آن چیزی است که در راه درست خرج شود و برای آخرت ذخیره گردد. اگر خانه‌ات بزرگ است، اما وقت نداری در آن آرامش داشته باشی، آن خانه برایت رزق نیست. اگر ماشین مدل بالایی داری، اما مدام در ترافیک و دغدغه‌ای، آن ماشین برایت رزق نیست. رزق یعنی بهره‌ای که می‌بری، لذتی که می‌بری، آرامشی که کسب می‌کنی. خداوند می‌فرماید: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»؛ و نعمت پروردگارت را بازگو کن. یعنی از نعمت‌هایی که خدا به تو داده استفاده کن و خوشحال باش.

اسراف یعنی خارج شدن از حد اعتدال. امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند: «مَنْ لَمْ یُحِبَّ الِاقْتِصَادَ أَهْلَکَهُ الْإِسْرَافُ»؛ هرکس میانه‌روی را خوش نداشته باشد (و آن را به درستی اجرا نکند)، اسراف او را هلاک سازد.

اما اگر این تعادل به هم بخورد و از حد خود در مصرف نعمت‌های الهی تجاوز کنیم، چه می‌شود؟ اگر کفران نعمت جای شکرگزاری را بگیرد، سنت الهی چیست؟ قرآن با مثالی تکان‌دهنده پاسخ می‌دهد: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ»؛ و خداوند مثلی زده است؛ منطقه‌ای (شهری) که امن و آرام بود و روزی‌اش از هرجا فراوان می‌رسید. پس (آن جامعه) نعمت‌های خدا را ناسپاسی کرد و خداوند به کیفر کارهایی که می‌کردند، گرسنگی و ترس را همچون لباسی بر آنان چشانید.

اما این کفران نعمت چه بود؟ آن‌ها چه کردند که مستحق چنین عذابی شدند؟ در تفاسیر معتبر، مانند تفسیر علی‌بن‌ابراهیم قمی، در ذیل این آیه، روایتی هولناک نقل شده است که اسراف و بی‌حرمتی به نعمت را مصداق این کفران نعمت معرفی می‌کند: «قَالَ نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ کَانَ لَهُمْ نَهَرٌ یُقَالُ لَهُ الثَّرْثَارُ وَکَانَتْ بِبَلَدِهِمْ خِصْبَةً کَثِیرَةَ الْخَیْرِ، فَکَانُوا یَسْتَنْجُونَ بِالْعَجِینِ وَیَقُولُونَ هُوَ أَلْیَنُ لَنَا. فَکَفَرُوا بِأَنْعُمِ اللَّهِ وَاسْتَخَفُّوا بِنِعْمَةِ اللَّهِ. فَحَبَسَ اللَّهُ عَنْهُمُ الثَّرْثَارَ فَأَجْدَبُوا حَتَّی اضْطُرُّوا إِلَی أَنْ یَأْکُلُوا مَا کَانُوا یَسْتَنْجُونَ بِهِ حَتَّی کَانُوا یَتَقَاسَمُونَ عَلَیْهِ»؛ این آیه درباره مردمی نازل شد که رودخانه‌ای داشتند که به آن «ثرثار» گفته می‌شد و سرزمینشان حاصلخیز و پرنعمت بود. آنان (به جای آب یا سنگ) با خمیر نان خود را (در دستشویی) پاک می‌کردند و می‌گفتند: «این برای ما نرم‌تر و راحت‌تر است». پس به نعمت‌های خداوند کفر ورزیدند و نعمت الهی را خوار شمردند. پس خداوند آن رود ثرثار را از آنان بازداشت و دچار خشکسالی و قحطی شدند؛ تا جایی که خداوند آنان را محتاج به خوردن همان چیزی کرد که روزی با آن خود را پاک می‌کردند و کار به جایی رسید که برای به‌دست‌آوردن آن، میان خود سوگند می‌خوردند و آن را قسمت می‌کردند.

این عذاب الهی بلایی بر سر آنان آورد که برای به‌دست‌آوردن همان یک تکه خمیر نان که قبلاً با آن خود را تمیز می‌کردند، زن و مرد، پیر و جوان، حتی پدران با فرزندانی لاغر و چشم‌به‌راه صف می‌کشیدند و با حسرت و شرم، تکه‌هایی از آن نان آلوده را میان خود تقسیم می‌کردند؛ سوگند می‌خوردند و سهم هرکس را جدا می‌کردند. همه برای اینکه فقط یک لقمه بیشتر به دهان ببرند تا خودشان و عزیزانشان از مرگ نجات یابند.

خواهران گرامی! این فقط یک داستان تاریخی برای گذشتگان نیست. این بیان سنت الهی است. این قانون خداوند در هستی است که اسراف و کفران نعمت، نتیجه‌ای جز گرفته شدن آن نعمت ندارد.

بیایید به امروز و به آشپزخانه خودمان سر بزنیم. شاید امروز در جامعه ما کسی با خمیر نان خود را پاک نکند، اما بر اساس آمارهای رسمی، متأسفانه ما ایرانی‌ها به طور متوسط حداقل ۲۰ درصد نانی را که می‌خریم، دور می‌ریزیم. این یعنی از هر پنج قرص نانی که وارد خانه ما می‌شود، یک قرص نان کامل، سر از سطل زباله در می‌آورد!

این فقط یک مسئله اخلاقی یا اسراف فردی نیست. این یک مسئله مستقیم اقتصادی و ملی است. آیا می‌دانید دولت در سال ۱۴۰۴ چقدر یارانه فقط برای نان هزینه می‌کند؟ بر اساس آمار رسمی بودجه، امسال ۲۵۰ هزار میلیارد تومان یارانه، فقط برای نان اختصاص داده شده است.

حالا بیایید آن ۲۰ درصد ضایعات نان را با این عدد محاسبه کنیم. وقتی ۲۰ درصد از ۲۵۰ هزار میلیارد تومان یارانه نان را دور می‌ریزیم، یعنی داریم ۵۰ هزار میلیارد تومان را مستقیماً به سطل زباله می‌اندازیم.

خواهران من! این فقط یک عدد نیست. این ۵۰ هزار میلیارد تومان در سطل زباله خانه‌های ما تلف می‌شود؛ پولی که می‌توانست صدها مدرسه در مناطق محروم بسازد، هزاران تخت بیمارستانی اضافه کند، یا گره‌ای از مشکلات جاده‌ای و زیرساختی کشور باز کند.

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که قناعت ما زنان در خانه، تبدیل به یک جهاد اقتصادی می‌شود. وقتی شما به عنوان مدیر خانه، طوری برنامه‌ریزی می‌کنید که نان به اندازه خریداری شود، به درستی نگهداری شود و اسراف به صفر نزدیک شود، شما فقط جلوی دور ریختن چند تکه نان خشک را نگرفته‌اید. بلکه دارید جلوی هدر رفتن ۵۰ هزار میلیارد تومان از سرمایه این ملت را می‌گیرید. اینجاست که می‌بینیم مدیریت اقتصادی ما در خانه، مستقیماً به حل مشکلات کلان اقتصادی کشور گره می‌خورد و با شکرگزاری عملی (همان قناعت) می‌توانیم جلوی تکرار سرنوشت تلخ اصحاب ثرثار را برای جامعه خود بگیریم.

این قانون در مصرف، محدود به نان نیست. وقتی شیر آب را در آشپزخانه یا حمام بی‌دلیل باز می‌گذاریم، این فقط آب بها نیست که هدر می‌رود. این آب، سرمایه ملی ماست. آبی است که در کشوری خشک زندگی می‌کنیم و باید صرف کشاورزی و صنعت شود. هر قطره آبی که اسراف می‌کنیم، از سهم آب آشامیدنی فرزندانمان در ده سال آینده کم کرده‌ایم. وقتی برق و گاز را بیهوده مصرف می‌کنیم، فقط قبض خانه سنگین نمی‌شود. بلکه ما در حال سوزاندن سرمایه ملی هستیم. این انرژی که می‌توانست چرخ یک کارخانه را بگرداند و اشتغال‌زایی کند، صرف گرم کردن یک خانه خالی یا روشن ماندن یک لامپ بی‌مصرف می‌شود. چگونه توقع داریم با این همه اسراف در خانه و خانواده و جامعه، برکت و نعمت‌های الهی همانند گذشته شامل حالمان شود؟

جالب اینجاست که معمولاً تصور می‌کنیم اسراف در خرج‌های خیلی زیاد است؛ درحالی‌که اسراف در بسیاری از مسائل روزمره زندگی ما (مثل همین یک قرص نان) اتفاق می‌افتد. در روایت داریم که امام صادق (ع) می‌فرمایند: «أَدْنَى الْإِسْرَافِ هِرَاقَةُ فَضْلِ الْإِنَاءِ وَابْتِذَالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ وَإِلْقَاءُ النَّوَى»؛ پایین‌ترین مرتبه اسراف، دور ریختن آب اضافه ظرف (بعد از آشامیدن)، یکی کردن لباس کار و لباس بیرون، و دور انداختن هسته خرما پس از خوردن آن است. حاج‌احمد آقای خمینی نقل می‌کنند که برای امام (ره) یک لیوان آب می‌آوردند. ایشان نیمی از آب را می‌نوشیدند و باقیمانده را روی میز می‌گذاشتند و یک کاغذ روی آن قرار می‌دادند. وقتی پرسیدند چرا چنین می‌کنید، فرمودند: «نصف لیوان دیگر را برای وضو می‌گذارم». این یعنی اوج مدیریت مصرف.

راز این همه تأکید بر قناعت و پرهیز از اسراف در چیست؟ برای پاسخ به این سؤال، باید به تاریخ سفر کنیم.

دنیای قدیم: تولید؛ پیش‌نیاز مصرف

در دنیای قدیم و اقتصاد سنتی، تناسب میان تولید و مصرف یک تناسب مستقیم بود. تولید در خانه و توسط اعضای خانواده انجام می‌شد. زنان در خانه نان می‌پختند، لباس می‌دوختند، ترشی و مربا درست می‌کردند. چون تولید سخت و محدود بود، قناعت و اسراف‌نکردن یک اصل عقلانی بود. زنی که بهتر می‌توانست تولیدات خانه را مدیریت کند، یک زن بافضیلت و مدیر شناخته می‌شد.

دنیای جدید: مصرف؛ پیش‌ران اقتصاد

اما دنیای جدید با انقلاب صنعتی و ظهور ماشین، این معادله را وارونه کرد. تولید انبوه ممکن شد و جامعه با مازاد تولید روبه‌رو شد. این بار، این تولید بود که تابع مصرف شد. نگرانی بزرگ برای کارخانه‌داران این بود که اگر مردم نخ‌رند، چرخ اقتصاد از حرکت می‌ایستد.

این جا بود که «فرهنگ مصرف‌گرایی» متولد شد. در این فرهنگ، برای بقای اقتصاد باید مصرف کرد، هرچند به قیمت اسراف. تبلیغات، مدلینگ و سبک زندگی غربی، همه و همه برای این طراحی شدند که مردم را به مصرف بیشتر ترغیب کنند. دیگر تولیدکننده به فکر نیاز واقعی مردم نبود؛ او باید نیازی جدید خلق می‌کرد تا محصولش را بفروشد. اینگونه شد که اسراف به یک هنجار تبدیل شد.

راه حل چیست؟

راه‌حل، بازگشت به فرهنگ اصیل قناعت است. قناعت به معنای فقر نیست. قناعت یعنی مدیریت آگاهانه و مصرف مسئولانه. خداوند متعال در این آیه از ما می‌خواهد الگوی اسراف را به فرهنگ قناعت تبدیل کنیم و سبک زندگی مصرف نمایشی را به سرمایه‌گذاری معنوی بدل سازیم. ما بانوان این قدرت را داریم که به جای اسراف، جریان‌ساز خیر باشیم و لذتی عمیق‌تر و ماندگارتر از لذت مصرف را تجربه کنیم.

در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) نقل است که رئیس قبیله‌ای شتری کشت و آبگوشتی تهیه کرد و برای مردم فرستاد. یک قابلمه هم برای رئیس قبیله‌ای دیگر برد. او با اعتراض گفت: «من خودم رئیس قبیله‌ام. شما آبگوشت درب خانه من آورده‌اید!» و با لگد قابلمه را واژگون کرد. سپس به اطرافیانش گفت: «شما به کوری چشم این آقا، دو شتر بکشید». آن طرف هم گفت: «ما از او کم نمی‌آوریم، سه شتر می‌کشیم». رقابت بالا گرفت و شترهای زیادی کشته شد. وقتی امیرالمؤمنین (ع) باخبر شدند، میان آن دو قبیله حاضر شدند و فرمودند: «هیچ‌کس از این آبگوشت‌ها نخورد؛ زیرا در این کار قربی نیست». آبگوشت هست، ولی روی چشم‌وهم‌چشمی است، نه تقرب. همچنان که امروز نیز بسیاری در ماه رمضان سفره افطار می‌گسترانند و مهمانی می‌دهند، اما لحظه‌ای ثواب نمی‌برند؛ چون نیتشان رقابت و نمایش است. می‌گویند: «می‌خواهم برای افطار سفره‌ای بچینم که فامیل بگویند چنین غذایی نخورده بودیم». بیایید اکرام (گرامی‌داشتن) مهمان را با اسراف اشتباه نگیریم.

ارسال نظرات