مهندسیِ نهضت علمی امام باقر و احیای اسلام ناب در عصر غربت
پس از عاشورا و در دوران حاکمیت امویان، شیعه از نظر سیاسی در حاشیه بود و جریانهای انحرافی کلامی، فقهی و تفسیری، اصالت آموزههای اسلامی را تهدید میکردند. امام باقر(ع) با درک این شرایط، نهضت علمی خود را برای حفظ و تعالی معارف اسلام آغاز کردند.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، پس از واقعه عاشورا و در دوران حاکمیت استبدادی امویان، شیعه نه تنها از نظر سیاسی در حاشیه قرار گرفته بود، بلکه جریانهای انحرافیِ کلامی، فقهی و تفسیری، اصالت آموزههای اسلامی را تهدید میکردند. امام باقر (علیهالسلام) با درک این خلأ تاریخی، «نهضت علمی» خود را به مثابه یک استراتژی بقا و تعالی آغاز کردند.
۱. شکافتن دانش (باقر العلوم) و مرجعیت علمی
لقب «باقر» (شکافنده) نماد اصلی این دوره است. امام با استفاده از فرصتهای پیشآمده در زمان ضعف سیاسی مروانیان، به تأسیس حوزه علمیه مدینه پرداختند. ایشان با تکیه بر علم لدنی و میراث نبوی، سدّی در برابر بدعتها ایجاد کردند. چنانکه «جابر بن عبدالله انصاری» از پیامبر (ص) نقل کرده است:
*«جابر بن عبد اللّه انصاری بر امام زین العابدین(ع) وارد شد. در حالی که امام(ع) با جابر بن عبد اللّه سخن می گفت، ناگاه محمّد بن علی (امام باقر(ع) ) از نزد خانواده اش بیرون آمد و زلف امام ـ که هنوز جوان بود ـ، به چشم می خورد. هنگامی که جابر او را دید، پیکرش به لرزه افتاد و موی بر بدنش راست گردید و اندکی بدو نگریست. سپس به او گفت: رو به من کن، جوان! و او، رو به جابر کرد. جابر، سپس به او گفت: بر گرد. او بر گشت. جابر گفت: به خدای کعبه سوگند، شکل و شمایل پیامبر(ص) را دارد.
سپس جابر برخاست و به او نزدیک شد و گفت: نام تو چیست، ای جوان؟
فرمود: «محمّد».
جابر پرسید: پسر که هستی؟
فرمود: «پسر علی بن الحسین».
جابر گفت: فرزندم! جانم فدایت باد! بنا بر این تو باید باقر باشی.
پاسخ داد: «آری». و سپس فرمود: «به من بگو پیامبر خدا(ص) چه مسئولیتی بر دوش تو نهاده است؟».
جابر گفت: سَرورم! پیامبر(ص) به من بشارت زنده ماندن داد تا تو را ملاقات کنم و به من فرمود: «هر گاه او را دیدی، سلام مرا به او برسان». سَرورم! پیامبر خدا(ص) به تو سلام می رساند.
امام باقر(ع) فرمود: «ای جابر! سلام و درود بر پیامبر خدا، تا زمانی که آسمان ها و زمین بر قرارند و بر تو ـ ای جابر ـ سلامی باد، به گونه ای که ابلاغ کردی!»..»* (کمال الدین: ص ۲۵۳ ح ۳، کفایة الأثر: ص ۵۵، دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۱۰، ص ).
۲. قاعدهمند کردن فقه و تفسیر (پاسخ به انحرافات)
یکی از بزرگترین چالشهای آن عصر، گسترش روایات جعلی و فتاوای شخصی بود در این عصر بود که شیعه تدوین فرهنگ خود -شامل فقه و تفسیر و اخلاق- را آغاز کرد.(جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۲۹۳.) پیش از امام باقر(ع)، نظرات فقهی شیعه، محدود بود. امام باقر (علیهالسلام) با تأکید بر اینکه تنها منبع تشریع، وحی و سنت اهلبیت است، فقه شیعه را قاعدهمند کردند. این رویکرد، مرز میان اسلام ناب و تفاسیر التقاطی را شفاف ساخت.
رهبر شهید انقلاب امام خامنهای فرمودند:
امام باقر(ع) در طول بیست سال دوران امامت پر بار خود خود دانش دین را گسترش داد، حکمت و درس قرآن واحکام را به همه جا رساند، داعیه تشیع را که داعیه حکومت اسلامی و تشکیل ولایت علوی است به همه جا فرستاد و نفوذ داد و مردم زیادی را متوجه خود کرد، دشمنان خودش را سر شکسته و منکوب کرد و دوستان خودش را متشکل کرد و زمینه را برای دوران امامت امام صادق (ع) آماده کرد.(۱۳۶۱/۰۷/۰۲).
۳. کادرسازی و تربیت راویان تراز
امام تنها به تدریس عمومی اکتفا نکردند، بلکه به تربیت شاگردان متخصص (مانند زراره، محمد بن مسلم و ابوبصیر) ( کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۲۳۸.) همت گماشتند تا معارف را در نقاط مختلف جهان اسلام منتشر کنند. این شاگردان، حلقههای اتصال میان مردم و امام بودند.
ایشان نیز فرمود:
مراتب شیعیان ما را با میزان روایتکردنِ آنان از احادیثِ اهل بیت و معرفتشان به آن احادیث بشناسید، و معرفت، همان شناخت روایت و درایة الحدیث است، و با درایت و فهم روایت است که مؤمن به بالاترین درجات ایمان میرسد. (المحدّث النوري، خاتمة مستدرك الوسائل، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم، ج۵، ص۲۲۴. شریف القرشی، حیاة الامام محمد الباقر، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱.)این دستور، بذرِ تدوین علوم حدیث و فقه شیعه را در تاریخ کاشت.
۴. جایگاه امام نزد اهل سنت
امام باقر (علیهالسلام) با هوشمندی تمام، فعالیتهای علمی خود را تحت پوشش جلسات درس عمومی پیش میبردند. ایشان با اخلاقِ کریمانه و گشادهرویی، حتی مخالفان را نیز جذب میکردند.
بزرگان اهل سنت، شخصیت علمی و معنوی امام باقر(ع) را ستوده و مورد احترام دانستهاند.(نگاه کنید به جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۳ش، ص۲۸۸-۲۹۲) عبدالله بن عطاء مکی، از محدثان اهل سنت و از یاران امام باقر(ع)، گفته است: «من علما را در نزد هیچ کس به لحاظ علمی پایینتر و کوچکتر ندیدم؛ چنانکه در نزد محمد بن علی دیدم.
حَکَم بن عُتَیبه (از فقهای بزرگ کوفه) را نزد او، بسان شاگردی در مقابل استادش دیدم».(ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۴، ص۲۷۸، نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام" از شیخ عباس قمی، ص: 207). این نفوذ معنوی، مانع از برخوردِ سختِ امویان با جریان علمی ایشان میشد.
شمس الدین ذهبی، محدث و مورخ اهل سنت در قرن هفتم و هشتم قمری، امام باقر(ع) را ستوده و او را از کسانی دانسته که بین علم و عمل، سیادت و شرافت، وثاقت و متانت جمع کرده بود.(ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۴۰۲) وی، امام باقر را امام و فقیه و شایسته خلافت میدانست.(ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۳، ص۱۲۰)
در نتیجه امام باقر (علیهالسلام) با تبدیل «غربت سیاسی» به «فرصت علمی»، حقیقتِ اسلام ناب را از هجومِ خرافات و انحرافات نجات دادند. ایشان با استقرارِ «مکتب فکریِ اهلبیت»، بستری را فراهم کردند که فرزندشان امام صادق (علیهالسلام) بتواند نهضت علمیِ گستردهای را به کمال برساند. در واقع، بقای تشیع در قرون متمادی، مدیونِ زیربنای مستحکمی است که در این دورانِ خفقان، توسط امام باقر (ع) در قالبِ کلام، فقه و اخلاق طراحی شد.
حامد میرزاخان
پژوهشگر مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی و امام جمعه شهرستان فیروزه
ارسال نظرات