عقد دختران و پسران در یک امامزاده

به گزارش خبرگزاری رسا، خاطرات سفر تبلیغی حجت الاسلام سید احمد بطحایی به شهرستان انار استان کرمان منتشر شد.
متن یادداشت بدین شرح است:
ماه رمضان برای نماز مغرب و در محرم برای عزاداری بعد مغرب، همه اهل محله به مسجد میآیند. نه صرفا برای شنیدن صحبتها من یا حتی نماز. مسجد رفتن ماه رمضان و حسینیه رفتن دهه محرم مثل یک حرکت آیینی است اینجا؛ چیزی مثل عید دینیها نوروز یا زیارت اهل قبور آخر هفته.
هرچه قدیمیتر و دیوارهایش کاهگلی و درش زهوار در رفته باشد. در لذت همنشینی و ارتباط با مسجد بیشتر میشود و این کیفوریت افزایش پیدا میکند تا آنجا که در اوج میرسد به امامزاده صالح از نوادگان امیرالمؤمنین(ع)؛ اوج رفتاری آیینی و اجتماعی مردم و البته گذرگاهی مطمئن برای ارتباط با بالا.
گویی حضرت محمد صالح نمایندهای از خدا روی زمین باشد که برای هر کاری سراغش میروند و البته او هم خوب نماینده ای بوده و مأموریتش را به گونهای انجام داده که هرچه گذشته؛ ایمان مردم به او بیشتر شده.
ولی جذابتر از برگزاری مراسم عزاداری و اعیاد و ترحیم و تدفین مردگان و خواندن صیغه عقد است و تقریبا تمام دختر و پسرانی که این سالها در انار ازدواج کردهاند؛ خطبه عقدشان را در کنار ضریح محمد صالح خواندهاند.
یکی از مسجدیهای، برای شب عید فطر قول گرفت که عقد دخترش را در امامزاده بخوانم و گفتم روحانیون مقیم و بومی بخوانند، بهتر است و گفت: «حاجی آقا اونا شیخن، میخوایم شما بخونین.» حالت صورت لحنش موقع ادای «شین» و «خ» جوری بود که دلم برای عمامه سفیدهای هم صنفم سوخت.
مشخص بود که از اینکه مطلع بزرگترین اتفاق دخترش را به من سپرده بود؛ ذوق کرده بود و البته این رجاء، خالی از خوف اتفاقات بعدش نیست. تلقین و نماز میت، ادامه و عوارض اینجوری ندارد.
مرحوم مغفور از این دنیا رفته و هر چه هم در مجلس ختم و ماه و سالش بگویی تمام میشود. ولی این موارد فرق دارد و در این لحظات تا چند روز به این فکر میکنم این دختر و پسر که عقدشان را خواندهام باهم خوبند؟ اصلا همدیگر را دوست داشتند؟ ولی سر آخر امیدم بیشتر بود. مشکلی با نماز میت و تلقین و سخنرانی مجلس ختم نداشتم؛ ولی اینها را بیشتر دوست دارم./998/ت303/س