۰۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۳:۱۳
کد خبر: ۲۷۶۷۶۶
شُکر سرود آسمانی؛

شُکر، هدف و غایت نعمت‌‌های الهی/ مرتبه شُکر از مرتبه رضا بالاتر است

خبرگزاری رسا ـ مرتبه شُکر از مرتبه رضا بالاتر است؛ چرا که در مرتبه‌ رضا بنده خشنود است به آن‌چه از حق به او رسیده،‌ ولی در مرتبه شُکر، فرد ‌افزون‌بر خشنودی حتی مصیبت را طریق کمال می‌داند، آن را عنایتی از پروردگار می‌شمرد و خدای را بر آن سپاس می‌گذارد.
مراسم شکرگزاري خادمان مسجد مقدس جمکران مراسم شکرگزاري خادمان مسجد مقدس جمکران

 

به گزارش سرویس اندیشه خبرگزاری رسا، قرآن می‌فرماید «وَ لَا یَرْ‌ضَى لِعِبَادِهِ الْکُفْرَ‌ وَإِن تَشْکُرُ‌وا یَرْ‌ضَهُ لَکُمْ، براى بندگانش کفران را خوش نمى‌دارد، و اگر سپاس دارید آن را براى شما مى‌پسندد»(الزمر ـ 7). «شُکر» از مفاهیم مهم اسلامی و قرآنی است که به طور شایسته به عمق و عظمت آن در جوامع اسلامی توجه نمی‌شود. البته مردم شُکر، حمد و سپاس حق تعالی را به جا می‌آورند ولی فاصله زیادی میان این شُکر تا پی‌بردن به عمق مفهوم و عظمت آن دارد که به طور شایسته حق این مطلب ادا نمی‌شود.

 

«شُکر» افزون‌بر این‌که فطری است، فی الجمله مقتضای عقول انسان‌هاست که در قرآن و روایات معصومان به آن تأکید فراوان شده است. به گونه‌ای که در قرآن کریم مشتقات شُکر افزون‌بر واژه‌های دیگری همانند حمد که معنای شُکر دارد، 75 مرتبه بیان شده است.

 

«شُکر» در اعتقادات اسلامی و معارف قرآنی، رکنی رکین است که دارای جایگاه‌های بس عظیم در منظومه‌ای الهی است. شُکر و شاکر بودن مسأله‌ای است که باید همه به آن توجه داشته و به حقیقت آن پی ببرند، در این صورت است که می‌توانند آن را با زبان و دل به جای آورد. «شاکر» از اسمای حسنای الهی است که قرآن درباره آن می‌فرماید «وَمَن تَطَوَّعَ خَیْرً‌ا فَإِنَّ اللَّـهَ شَاکِرٌ‌ عَلِیمٌ، و هر که افزون بر فریضه، کار نیکى کند، خدا شُکرگزار و داناست.»(بقره ـ 158)

 

قرآن در جای دیگری می‌فرماید «إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ شَکُورٌ‌، قطعاً خدا آمرزنده و شکرگزار است.»(شوری 23) در این آیه شریفه «شکور» که صیغه مبالغه شاکر است بیان شده و آیه تأکید می‌کند که خداوند متعال بسیار آمرزنده و خیلی شکرگزار است. البته در ذات اقدس حق، شُکر معنای مناسب خودش را دارد و با معنای شُکرگزاری برای ما تفاوت‌هایی دارد. در دعاهای مکرر نیز می‌خوانیم «یا شاکر»، «یا شکور».

 

همچنین شُکر از صفات انبیای الهی است که قرآن درباره حضرت نوح می‌فرماید «کَانَ عَبْدًا شَکُورً‌ا، راستى که او بنده‌اى سپاسگزار بود.» درباره حضرت ابراهیم نیز می‌فرماید «شَاکِرً‌ا لِّأَنْعُمِهِ، نعمت‌هاى او را شُکرگزار بود.»(نحل ـ آیه 121)

 

و وقتی برخی تلاش‌ فراوان و طاقت فرسای رسول اعظم(ص) در عبادت دیدند و پرسیدند: با آن‌که شما از هر جهت آمرزیده‌ی خداوند متعال هستی، پس چرا این همه سختی را تحمل می‌کنی؛ حضرت(ص) در جواب فرمودند «اَفَلا اَکُونَ عَبْدا شَکُورا؛ آیا بنده شُکرگزاری نباشم؟!»(وسائل الشیعه ج 6، ص 192)

 

 

فرمان الهی بر لزوم شُکرگزاری

 

قرآن با آیه 152 سوره بقره «فَاذْکُرُ‌ونِی أَذْکُرْ‌کُمْ وَاشْکُرُ‌وا لِی وَلَا تَکْفُرُ‌ونِ، پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانه‌ام را به جاى آرید؛ و با من ناسپاسى نکنید.» بر فرمان شُکرگزاری امر می‌کند. بسیار مهم است که در کنار یاد خدا، شُکر خدا را داشته باشیم و کفران نورزیم. چشم‌‌هایمان را بر نعمت‌الهی نبندیم و فهم‌مان را قفل نکنیم. در آیه آمده «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ‌ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ، و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شیر باز گرفتنش در دو سال است. [آرى، به او سفارش کردیم‌] که شُکرگزارِ من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه‌] به سوى من است.»(لقمان ـ 14)

 

شُکر از حکمت‌های الهی است که به لقمان حکیم اعطا شده است، آن‌جا که آیه مقدس می‌فرماید «وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ‌ لِلَّـهِ. و به راستى، لقمان را حکمت دادیم که: خدا را سپاس بگزارد»(لقمان ـ 12) و به طور کلی خداوند متعال می‌فرماید «وَلَا یَرْ‌ضَىٰ لِعِبَادِهِ الْکُفْرَ‌ وَإِن تَشْکُرُ‌وا یَرْ‌ضَهُ لَکُمْ، براى بندگانش کفران را خوش نمى‌دارد، و اگر سپاس دارید آن را براى شما مى‌پسندد.»(زمر ـ 7)

 

تدبر در آیات و روایات، ما را به نکاتی درباره‌ی شُکر رهنمون می‌کند که برخی از آن‌ها را در ادامه متذکر می‌شویم؛

 

شُکر، هدف نعمت‌‌های الهی

 

هدف و غایت نعمت ‌الهی، شُکر است. چندین مرتبه در قرآن پس از شمارش نعمت ‌الهی آمده است: «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُ‌ونَ، (خداوند نعمت‌های فراوانی را به شما داده است) تا شاید شُکرگزار شوید.» خدا به ما گوش داد، شنوایی داد، چشم داد، دل داد تا شاید شکرگزار باشیم. ولی آیا ما چنان‌که شایسته است به این هدف رسیدیم؟! همان‌گونه که قرآن می‌فرماید «وَاللَّـهُ أَخْرَ‌جَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ‌ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُ‌ونَ. و خدا شما را از شکم مادرانتان -در حالى که چیزى نمى‌دانستید ـ بیرون آورد، و براى شما گوش و چشم‌ها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزارى کنید.»

 

خداوند نعمت‌‌های ظاهری و باطنی، خارجی و داخلی فراوانی به ما داده است. از مغز سر تا نوک پا، غرق در نعمت‌های الهی هستیم، نعمت‌هایی که درون بدن ما است و نعمت‌هایی که از خارج در اختیار ماست، از آسمان و زمین و هوا و دریا و زمین و آب و کوه و جنگل و پرنده و چرنده و درنده همه مسخر مای بشر شد.

 

این حقیقت که شُکر، غایت نعمت‌هاست در نقل قضیه‌ی حضور تخت بلقیس در کمتر از چشم به هم زدن در برابر جناب سلیمان نبی(ع) نیز نمایان است. وقتی که این پیامبر الهی به آصف بن برخیا، تخت بلقیس را در مقابل خود دید، گفت: این از افضل و رحمت پروردگار من است؛ «لیبلونی، برای این‌که مرا بیازماید.» برای چه؟ «أ أشکر أم أکفر، آیا شُکرگزاری می‌کنم یا کفران می‌ورزم؟.»

 

شکر، مانع عذاب و موجب ثواب

 

شُکر مانع عذاب الهی می‌شود که قرآن در این‌باره می‌فرماید «مَّا یَفْعَلُ اللَّـهُ بِعَذَابِکُمْ إِن شَکَرْ‌تُمْ وَآمَنتُمْ وَکَانَ اللَّـهُ شَاکِرً‌ا عَلِیمًا. اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا مى‌خواهد با عذاب شما چه کند؟ و خدا همواره سپاس‌پذیر [=حق‌شناس‌] داناست.»(نساء ـ 147) ولی اگر شُکرگزاری باشیم، خداوند متعال افزون‌بر این‌که عذاب نمی‌کند بلکه می‌فرماید «وَسَیَجْزِی اللَّـهُ الشَّاکِرِ‌ینَ، زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى‌دهد.»(آل عمران ـ 144)

 

 

شُکر، موجب افزایش نعمت، تبیینی بر آن

 

شُکر، موجب زیادتی است، خداوند نیز می‌فرماید «لَئِن شَکَرْ‌تُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ، اگر واقعاً سپاسگزارى کنید، [نعمت‌] شما را افزون خواهم کرد»(ابراهیم ـ 7). البته افزون‌بر اسراری که به حسب عقول عادی قابل دسترسی نیست، از رموزی که موجب افزایش نعمت در اثر شُکر می‌شود می‌توان به مواردی اشاره کرد: 1) نعمت را بشناسیم. 2) فایده‌ای آن را هر چند به طور اجمال برای خود بشناسیم. 3) نعمت دهنده را بشناسیم. 4) نعمت را در مسیری که موجب خشم نعمت دهنده است به کار نگیریم 5) فرد با زبان و عمل، اظهار قدردانی از نعمت و نعمت‌دهنده کند و تلاش نماید بالاترین خشنودی منعم را در استفاده از نعمت و غیر آن به دست آورد و ناسپاس فردی است که یکی از این نکات پنجگانه فوق را داشته باشد.

 

نکته نخست: با یک محاسبه ساده می‌توان دریافت اگر فرد از نعمت غافل شود، یعنی اصلا نعمت را نشناسد، روش استفاده از آن را نیز نخواهد دانست چه برسد به روش نگه‌داری مناسب آن.

 

نکته دوم: غفلت از فایده نعمت سبب نابودی آن می‌شود.

 

نکته سوم: فرد اگر از شناخت نعمت دهنده فاقد باشد، هر چند ممکن است أثر ظاهری برخی نعمت‌ها بدون شناخت نعمت دهنده نیز وجود داشته باشد، ولی شناخت ژرفای حقیقت نعمت و فایده آن بدون شناخت منعم ممکن نیست؛ مثلا کسی که دارای سلامت بدن است، اگر نداند این سلامت از ناحیه‌ی خداوند متعال است، نمی‌فهمد که سلامت، جزئی از تدبیر کل جهان است که با سایر اجزای عالم، پیوستگی دارد و باید در یک مجموعه‌ی هماهنگ، از آن بهره‌برداری شود و در صورت ناهماهنگی با سایر عناصر مجموعه، آسیب دیده و ضایع می‌شود.

 

انسان بریده از منعم چه بسا صحت و نشاط و نیروی برآمده از آن را در مسیرهایی به کار گیرد که در یک جهان بینی صحیح و الهی، دست یافتنی نمی‌باشد و در اثر عدم دست‌یابی به مقصود، دچار سرخوردگی و یأس و حزن شده در پی آن، سلامت خود را از دست بدهد که در روایات آمده «ألهّم یذیب الجسد، اندوه جسد را ذوب می‌کند.» وانگهی چنین فردی فکر می‌کند تمام نعمت، سلامت است و اصلا برای بیماری هیچ ارزشی نمی‌شناسد و اگر به عللی خارج از اختیار دچار بیماری شود، کاملا در هم می‌شکند و روحیه‌ی خود را از دست می‌دهد در حالی که انسان شاکر می‌داند حتی بیماری می‌تواند نعمت باشد؛ چون در پس بیماری، مصلحتی نهفته است که فرد را بیدار کرده و از افتادن در گرداب‌های هلاکت، نجات می‌دهد و او را در درجات کمال، بالا می‌برد.

 

همان‌گونه که امیرمؤمنان(ع) هنگام عیادت از سلمان می‌فرمایند «یا سلمان! ما من احد من شیعتنا یصیبه وجع، الا بذنب قد سبق منه و ذلک، الوجع تطهیر له. هیچ کس از شیعیان ما، دچار دردی نمی شود، جز به واسطه‌ی گناهی که از او سر زده است. و آن درد، زایل کننده‌ای بر گناه او است.»(وسائل الشیعه 2: 625 ح 20.)

 

و اصلا اگر بیماری نباشد خود محروم شدن از نعمت است؛ امام سجاد در این‌باره می‌فرمایند «إن الجسد إذا لم یمرض یأشر ولا خیر فی جسد یأشر. بدن هرگاه بیمار نشود، سرخوش می‌شود و بدنی که سرخوش شود، در آن خیری نیست.»(بحارالانوار، ج 75، ص 158)

 

 

بنابراین انسان‌های با ایمان برتر و شاکر، اولا: با شناخت درست جهان و پیوستگی‌های عناصر آن، نعمت سلامت خود را حفظ کرده و از آن استفاده صحیح می‌کنند. ثانیا: اگر به مقتضای طبیعت عالم گرفتار بیماری شدند، در عین تلاش مادی و معنوی در رفع آن، این مقدار بیماری قهری را نیز نعمت دانسته و با شُکر به درگاه خداوند متعال، روحیه خود را حفظ کرده و با استعانت از خداوند متعال، سلامت خود را باز می‌گردانند یا دست کم با آن سازگار می‌شوند.

 

از این‌رو باید دانست مرتبه شُکر از مرتبه رضا بالاتر است؛ چرا که در مرتبه‌ رضا بنده خشنود است به آن‌چه از حق به او رسیده،‌ ولی در مرتبه شُکر، فرد علاوه بر خشنودی حتی مصیبت را طریق کمال می‌داند و آن را عنایتی از پروردگار می‌شمرد و خدای را بر آن سپاس می‌گذارد و اما این‌ نکته را که می‌گویند «وقتی عبد به مرتبه‌ی تسلیم می‌رسد، شُکر منتفی می‌شود» اشتباه است؛ چرا که بالاترین مرتبه‌ی تسلیم را پیامبر اکرم(ص) داشتند، ولی در عین حال شاکرترین افراد بودند، آن‌جا که قرآن در سوره مبارکه زمر درباره متقین پس از ورود به بهشت می‌فرماید «وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِینَ، و گویند: «سپاس خدایى را که وعده‌اش را بر ما راست گردانید و سرزمین [بهشت‌] را به ما میراث داد، از هر جاى آن باغ [پهناور] که بخواهیم جاى مى‌گزینیم.» چه نیک است پاداش عمل‌کنندگان.»

 

در همین رابطه در روایتی که در ارشاد القلوب دیلمی و شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید آمده است، امام صادق(ع) برخورد تندی با یکی از منسوبین به تصوف انجام داده‌اند. به نظر می‌رسد طرف مقابل، مانند خیلی از متصوفه، روش خود را خیلی منزه و والا می‌دانسته است و برای این‌که او را از جایگاه خیالیش به پایین بیاورند. نیازی به شوکی قوی بوده است. نقل شده است امام صادق(ع) به شقیق فرمود: وضع شما در دیارتان چگونه است؟ پاسخ داد: به خیر ای فرزند رسول خدا(ص)، اگر به ما چیزی داده شود، شُکر می‌گذاریم و اگر به ما داده نشود، صبر می‌کنیم. حضرت صادق(ع) در این جا(بر فرض صدور روایت) می‌فرمایند «همین، روش سگ‌های حجاز ماست ای شقیق!» شقیق گفت: پس چگونه بگویم؟ حضرت می‌فرمایند «این چنین باشید که هر گاه به شما چیزی داده شد، ایثار کنید و هر گاه به شما چیزی داده نشد، شُکر گزارید.»(ارشاد القلوب، ج 1، ص 123؛ شرح ابن ابی الحدید، ج 11، ص 217)

 

نکته چهارم: یعنی خودداری از به کار گرفتن نعمت، در راهی که مبغوض منعم است نیز اگر مفقود باشد، چه بسا فرد متنعم نعمت را در مسیری که نامناسب با نعمت است به کار گیرد و دچار گرفتاری شود. مثلا ثروت، یک نعمت است. اگر فرد، منعم حقیقی نعمت مال را نشناسد، آن را در غیر راهی که برای آن‌ قرار داده شده، مصرف می‌کند و چه بسا حتی در ضد مسیری که مناسب آن است، مصرف کند و آن‌گاه دچار فقر و تبعات ناشی از آن شود. در روایت معتبر هشام بن الحکم از امام صادق(ع) آمده است «مَنْ مَنَعَ حَقّاً لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ اَنْفَقَ فِی بَاطِلٍ مِثْلَیْهِ؛ کسی که حق خداوند عز و جل را نپردازد در راه باطلی دو برابر آن را خواهد پرداخت.»(کافی، شیخ کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چ چهارم، 1365 ش، ج 3، ص 505) از این‌رو شکر به معنای درست آن، نگهدارنده‌ی نعمت‌ها و افزون‌کننده‌ی آن‌ها خواهد بود.

 

 

بازگشت اثر شُکر به شکرگزار

 

تمام أثر شُکر، به شُکرگزار باز می‌گردد. خداوند، غنی علی اطلاق و واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است و هیچ نیازی به هیچ چیز از جمله شُکر بنده ندارد. تنها بنده است که به شکر نیاز داشته و در پی این شُکر به یک نعمتی می‌رسد. آیه قرآن در این‌باره می‌فرماید «وَمَن شَکَرَ‌ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ‌ لِنَفْسِهِ، و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس مى‌گزارد»(نمل ـ 40) همچنین در این آیه از کلمه «إنما» استفاده شده است که به معنای حصر می‌آید، یعنی شکر تنها برای خود فرد است نه برای خدا و دیگران.

 

همچنان که قرآن می‌فرماید «وَمَن کَفَرَ‌ فَإِنَّ اللَّـهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ. و هر کس کفران کند، در حقیقت، خدا بى‌نیاز ستوده است»(لقمان ـ 12) اگر کسی ناسپاسی کند به زیان خودش است، مگر خداوند متعال نیاز به شکر من و شما دارد؟! خداوند متعال غنی و بی نیاز از همه عالمیان است. شکرگزاری به نفع من و شما است تا به هدف و کمال نهایی و سعادت ابدیمان برسیم.

 

تلاش شیطان برای منع از شُکر

 

هدف شیطان این است که مردم شُکرگزار نشوند، از این‌رو وقتی از درگاه الهی رانده شد گفت «لَآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَ‌هُمْ شَاکِرِ‌ینَ، طعاً هر که از آنان از تو پیروى کند، جهنّم را از همه شما پر خواهم کرد.» همت شیطان این است که شکرگزاری را از بندگان خدا بگیرد. در حالی که خداوند این همه بر آن به صورت امر، توصیه و ... تأکید کرده است. اما تمام همت شیطان خبیث آن است که اکثر بشر، شکرگزار نشوند.

/993/704/ر

.................................

برگرفته از مباحث اخلاقی آیت‌الله سید محمدرضا مدرسی یزدی از اساتید اخلاق حوزه علمیه قم

ارسال نظرات