از حرم تا حرم؛ رنگینکمانِ وعده و انتظار
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، دیروز، روزی بود که آسمان و زمین باهم جشن گرفتند؛ نیمه شعبان، میلاد حضرت بقیهالله الاعظم(عج)، روزی که نفس همهی عاشقان در شوق دیدار مولا به تپش افتاده بود. از حوالی ظهر، باران آرامی شروع به باریدن کرد؛ بارانی لطیف و رحمتبار، درست همانگونه که دلها در این روز تطهیر میشوند و خاکِ جان، آمادهی شکوفههای انتظار میگردد.
هنگام غروب، صحنهای پدید آمد که هیچ واژهای توان وصفش را ندارد. دو رنگینکمان زیبا و شگفتانگیز، گویی از آسمان تا زمین کشیده شدند؛ یکی کوچک و پررنگ، دیگری بزرگ و کم رنگ، هر دو از سمت حرم حضرت معصومه(س) به سمت مسجد مقدس جمکران و در راستای بلوار پیامبراعظم(ص) امتداد داشتند.

میانه رنگینکمان کوچک، پر از نور و روشنایی بود؛ چنان که انگار در دل آن، نسیمی از ملکوت میوزد. انعکاس نور باران بر گنبد طلایی حضرت معصومه(س)، و شعاعی که تا گنبد فیروزهای جمکران امتداد داشت، تصویری آفرید که انگار آسمان، خودِ انتظار را بر پهنهی زمین نقاشی کرده است.
همهچیز بوی وعده میداد؛ وعدهی پاکی، وعدهی عدالت، وعدهی ظهوری که از میان تیرهگیها برخواهد خواست. باران فرو میریخت و مردم، با چشمانی از اشکِ شوق، از میان کوچههای خیس و مسیر پیاده روی قدم میزدند؛ صدای «اللهم عجل لولیک الفرج» با موسیقی قطرات باران درهم آمیخته بود و در هوای شهر، طنین داشت.
در آن لحظه، رنگینکمان نه فقط پلِ میان دو حرم بود، بلکه پلِ میان زمینِ عاشقان و آسمانِ وعدهها بود. انگار خداوند از میان این دو قوسِ رنگی، پیامی فرستاده بود «راه انتظار، از حرم تا حرم ادامه دارد؛ از عشق تا ظهور، از دعا تا تحقق».

درخشندگی رنگینکمان کوچک، نمادی بود از نسل جوانی که با ایمان پررنگ خود، چراغ امید را روشن نگه داشتهاند؛ و رنگینکمان بزرگتر، به مثابه سایهای از هدایت، نشان از حمایت آسمانی و دعای مادرانهی حضرت معصومه(س) بر اهل انتظار داشت.
آری، آن رنگینکمان، فقط پدیدهای در آسمان نبود؛ بیانی عرفانی از پیوند عشق زمینی با آستان قدسی آسمانی بود.
از حرم تا حرم، از نور تا امید…
سعید چراغی