از دکترین مونرو تا دانرو در سایه اعتماد به غرب
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا از مازندران، حجت الاسلام محمد جواد قائمی، مدیر حوزه علمیه خواهران مازندران در یادداشت ارسالی با عنوان « از دکترین مونرو تا دانرو در سایه اعتماد به غرب » آورده است:
از بامداد13 دی ماه به یکباره عملیات نظامی آمریکا به کاراکاس پایتخت ونزوئلا و دستگیری و انتقال نیکولاس مادورو ( رئیس جمهور قانونی کشور ) و همسرش به خاک آمریکا ، به تیتر یک همه رسانههای بین الملل و داخلی تبدیل شد و بلاخره جنجال رسانه ای و ماجرا جویی آمریکا در دریای کارائیب که از دهم اوت به بهانه مبارزه با مواد مخدر شروع شده بود با کنفرانس پیروزی دونالد ترامپ بر محور سه مولفه « عملیات نیروهای دلتا و به رخ کشیدن دوباره قدرت نظامی ؛ دخالت فرا حقوقی در سرنوشت جامعه دیگر و انتقال رئیس جمهور قانونی آن به خارج از خاک سرزمینی خود و در نهایت اعلام نقشه راه آینده یک کشور بر مدار منافع کشور و شرکت های نفتی آمریکا و خبر از توسعه آن به دیگر جوامع آمریکای لاتین به ویژه کوبا تا کلمبیا » به پایان خود رسید . پایانی که با ارائه تفسیری واقعی از دکترین مونرو و تبدیل آن به دکترین دانرو برای حفظ و تثبیت منافع آمریکا در منطقه ثروتمند و در عین حال بکر آمیرکای لاتین بدون هیچ مزاحمتی از سوی اروپا و چین و روسیه ، همراه بود .
هرچند که چرایی و چگونگی و آثار مخرب حقوقی عملیات ایالت متحده آمریکا بر تعاملات و نظام حقوقی بین الملل ازسوی تحلیل گران مورد توجه و بررسی قرار گرفته است ولی با توجه به شرایط کشور « اقدام برخی روشنفکر نمایان در اعتماد به غرب و دعوت از غرب برای تولید امنیت و آسایش » جا دارد به چند نکته اشاره ای داشته باشیم:
۱. هرچند که پازل حاکمیت قانون جنگل بر نظام بین الملل با مسئله غزه و اوکراین در حال تکمیل شدن بود اما حمله نظامی آمریکا یک سرزمین که مخالف صریح اصل عدم مداخله منشور سازمان ملل و زیست مسالمت آمیز واحدهای سیاسی در کنار هم است ؛ این پازل را بهطور کامل تکمیل کرد و به عبارتی باید گفت: این حمله خط قرمزی برای پایان عمر همه ادعاهای صلح و امنیت براساس حقوق و نهادهای بینالمللی بوده و شاید مصاحبه دمیتری مدودف (نایبرئیس شورای امنیت فدراسیون روسیه) بعد از خبر حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا مبنی بر لزوم تقویت نظامی ازسوی همگان برای تأمین امنیت، بهتر تعبیر و تصویر سازی برای آینده نظامی بینالمللی بعد از این اقدام آمریکا بودهاست.
۲. تفسیر واقعی دکترین مونرو که ازسوی تحلیلگران همواره به دکترین انزواطلبی آمریکا شهرت داشته به دکترین دانرو ازسوی دونالد ترامپ، گویای کنار رفتن دستکش مخملین از ماهیت سیاست خارجی آمریکا بوده که برای منافع خود از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و در این راه هیچ خط قرمزی را به رسمیت نمی شناسند . زیرا این اقدامات نشان داده ، تربیت شدگان مکتب هابز هرگز روحیه استعمارگری خود را فراموش نمی کنند ولو اینکه شکل آن را عوض کنند و لباس میش برتن گرگ نمایند . این عملیات باردیگر ثابت کرد که هرگز حقوق و نهادهای بینالمللی نمیتواند در خدمت توسعه و آزادی جوامع مستمره و آزادیخواه باشند. چراکه همه آنان در حقیقت، ابزاری برای تثبیت و تفسیر منافع در میان قدرتهای بزرگ هستند و لذا شاهد هستیم که ترامپ بدون هیچ نقشی برای ملت و منافع ونزوئلا، با مردم و منافع این کشور همچون دوران استعمار کبیر سخن به میان آورده و آنان را حتی برای خود و شرکتهای نفتی خود دانسته است که با این عملیات، حق خویش را کسب کردند.
۳. یکی از نکاتی که در مصاحبه ترامپ وجود داشته نقش خانم « مارینا کورینا ماچادو پاریکا » در آینده سیاسی ونزوئلا بوده است . ایشان که بعنوان سرسختترین مخالفت مادورو در دنیای سیاست ونزوئلا شناخته میشد و بخاطر خوش خدمتی تا جایی پیش رفت که از آمریکا درخواست حمله نظامی به کشور خود را داشت . هر چند دنیای غرب این خوش خدمتی را با اهداء دو جایزه ساخاروف در 2024 ازسوی اتحادیه اروپا و صلح نوبل در سال 2025 برای دفاع از آزادی بیان و گفتمان غرب برای او جبران کرد ولی در زمان تقسیم غنائم جنگی بهراحتی از او گذشتند و ترامپ با یک جمله « که او در میان مردم، جایگاهی ندارد » از او و حامیانش گذشت و این قصه پرغصه تکرار سرنوشت همه خائنین به سرزمینشان از قیام مختار و جنگل تا امثال رضاخانها پس از یک عمر دم تکان دادن و خوش خدمتی به دشمن در ادبیات دینی و سیاسی ما است .
۴. از دیگر نکات مهم در این عملیات ، تشابه سرنوشت همه جوامع و رجال سیاسی در تجربه اعتماد آمریکا ازگورباچف و یلتسین در شوروی سابق تا مصدق و زلنسکی و مادورو است . همه اینان و از جمله ونزوئلا زمانی مورد حمله واقع شد که به تصریح ترامپ و مصاحبه خود مادورو، اعلام آمادگی برای مذاکره با شیطان کرده بودند که در نهایت مبتلا به سرنوشت قذافی و اسد در سوریه و لیبی شدند . چنانچه خودمان هم درحال مراحل نهایی مذاکره ، مبتلا به جنگ دوازده از ترس سایه جنگ شدیم .
و نکته پایانی اینکه عملیات کارکاسی، دقیقاً مشابه عملیات نیروهای دلتا در صحرای طبس به بهانه آزادی گروگانهای لانه جاسوسی بود که در ایران به تعبیر معیار و معمار کبیر انقلاب بهخاطر الطاف الهی توسط سربازان صحرا (گرد و غبار) به شکست انجامید. لذا باید قدردان این وعده الهی یعنی همراهی الطاف الهی به شرط نصرت ولی خدا باشیم ، تا خدایی ناکرده به سرنوشت قوم یهود و تبدیل شدن نعمت به نقمت نشویم و تمام این نکات را باید در کنار سخن ولی زمان در 13 رجب در خصوص تحلیل جنگهای مولا علی علیه السلام و نقش جنگ نرم دشمن در تغییر سرنوشت امت اسلامی قرار داد که معظم له در سخنرانی روز میلاد مولی الموحدین فرمودند: « ولی هم بدون مردم، نمیتواند کار کند.»
فاعتبروا یا أولی الأبصار