۰۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۴
کد خبر: ۸۰۴۱۳۹

اطاعت بی چون و چرای اعضای فرقه در جنایات دی ماه

اطاعت بی چون و چرای اعضای فرقه در جنایات دی ماه
مدیر مسئول موسسه مطالعات فرقه شناسی معراج، جهاد تبیین را راهکار اصلی مقابله با فرقه‌های انحرافی دانسته و اعضای فرقه را به عنوان فردی مطیع برای دستورات غیر انسانی و خشونت‌بار فرقه‌های ضاله معرفی کرد.

اشاره: افشای روش‌های پیچیده و پنهان استحاله فکری جوانان توسط فرقه‌ها و هشدار نسبت به خلأهای موجود در نظام تبیینی ضرورتی انکار نشدنی دارد. در ناآرامی های اخیر نقش فرقه های ضاله و انحرافی بسیار مشهود بوده بنابراین بازنگری در شیوه‌های ارتباط با جامعه و اقدام عاجل برای رفع آسیب‌های اقتصادی و فرهنگی باعث شده تا اقدام به جلوگیری از تضعیف باورهای دینی و انقلابی خصوصا در نسل جوان شود.

فرقه های ضاله، اطاعت بی چون و چرا

در همین راستا خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، در گفت‌وگویی با حجت الاسلام روزبهانی مدیر مسئول موسسه مطالعات فرقه شناسی معراج با توجه به نقش فرقه های ضاله و معنویت های نوظهور، به تحلیل ناآرامی های اخیر پرداخته که مشروح این گفت‌وگو در ادامه خواهد آمد:

رسا: شیوه ها و روشهای فرقه بهائیت در جذب و به کار گیری افراد برای آشوب چیست؟ در این مسیر از چه حیله هایی استفاده می‌کنند؟

با توجه به تنوع و تکثر فرقه‌ها، روش‌های جذب و به‌کارگیری آن‌ها نیز متعدد است؛ اما رویکرد کلی آن‌ها بر این اساس استوار است که فرقه‌ها فاقد مبانی عقلانی و وحیانی صحیح هستند و اگر چنین مبانی‌ای داشتند، دیگر در زمره فرقه‌ها قرار نمی‌گرفتند. بر این اساس، روش‌های جذب آن‌ها نیز ریشه در عقل و شرع ندارد و بیشتر مبتنی بر شناخت دقیق علایق و سلایق افراد است.

فرقه‌ها معمولاً به دنبال جذب انبوه  نیستند، بلکه با شیوه‌ای هدفمند و تک‌به‌تک عمل می‌کنند. این فرآیند با شناسایی دقیق فرد (طعمه‌یابی) و آگاهی از نیازها و علایق او آغاز می‌شود. سپس با فراهم کردن زمینه‌های رفع نیازهای مادی، معیشتی و حتی روحی فرد، نظیر تأمین اشتغال، کمک به ازدواج و حل مشکلات اجتماعی، او را تحت تأثیر قرار داده و جذب تشکیلات خود می‌کنند. علاوه بر این روش مستقیم، شیوه‌های غیرمستقیم و پیچیده‌تری نیز وجود دارد که در آن فرقه‌ها بدون افشای هویت اصلی خود، به گسترش دیدگاه‌ها و ایدئولوژی‌هایشان می‌پردازند. به عنوان مثال، در موضوع حجاب که با تفکر بهائیت در تضاد است، آن‌ها مستقیماً مردم را به رعایت نکردن حجاب دعوت نمی‌کنند، بلکه با شناسایی مقاومت‌های اجتماعی موجود و تقویت موج‌های ایجاد شده در جامعه، از آرمان‌شهرهای موجود در ذهن جوانان بهره برده و اهداف خود را پیش می‌برند.

یکی دیگر از شیوه‌های فرقه های انحرافی توجیه اعمال حرام شرعی، از جمله رباخواری است. با اشاره به رایج بودن گفتمان رباخواری در بازار ایران تحت عناوین مختلف، باید گفت که فرقه بهائیت با ادعای حلالیت ربا، این عمل خلاف شرع را توجیه کرده و با بهره‌گیری از ادبیات اقتصادی و نظریه‌های سرمایه‌داری و بازار آزاد، این اعمال را در قالب نظریات علمی و تئوریک به جامعه تزریق می‌کند. این اقدامات معمولاً از طریق کانال‌های تأثیرگذار اجتماعی و افراد صاحب‌نام در بازار انجام شده و به تدریج در ذهن جامعه نهادینه می‌شود.

فرقه های ضاله، اطاعت بی چون و چرا

بعد از جذب، این افراد در مرحله به کار گیری قرار می گیرند ؛در این مرحله به‌کارگیری فرد پس از جذب کامل، به عنصری ابزاری برای فرقه تبدیل می‌شود. نکته قابل تأمل در اینجا این است که برخی از افراد اصلاً آگاهی ندارند که جذب یک فرقه شده‌اند. مواردی وجود داشته است که اگرچه فرد خود را مسلمان و پیرو مکتب اهل‌بیت (ع) می‌داند، اما عملکرد و سبک زندگی او با فتاوای شرعی و مواضع مراجع تقلید در تضاد است و در واقع زیست‌جهان او با زیست‌جهان یک فرد بهایی همخوانی دارد. این نشان می‌دهد که فرد ممکن است به صورت ناخودآگاه و بدون آگاهی از ماهیت عمل خود، در خدمت اهداف فرقه باشد.

در خصوص نحوه به‌کارگیری افراد، در ساختار فرقه‌ها نیز افراد بر اساس قابلیت‌هایشان در بخش‌های مختلفی همچون امور عبادی، اجتماعی، علمی و حتی کارهای ساده خدماتی به کار گرفته می‌شوند. در این میان، نقش پیروان در فرقه‌ها نه یک انسان فعال و اندیشمند، بلکه نقش یک بنده و مطیع مطلق هستند.

فرقه‌ها با تغییر تعاریف و مفاهیم، معانی مناسبی از اعمال خلاف قانون ارائه می‌دهند. آن‌ها به جوانان نمی‌گویند که بیایید و کشور را بهم بزنید یا مرتکب جنایت شوید، بلکه با شعارهای آزادی‌خواهی، نجات از ظلم و کمک به مردم، آن‌ها را تحریک می‌کنند. همچنین برای توجیه خشونت و کشتن افراد بی‌گناه، جوانان را در دوگانه‌های کاذب و فریبنده قرار می‌دهند؛ مثلاً استدلال می‌کنند که کشتن یک نفر برای نجات هزاران نفر مجاز و لازم است. این شیوه‌های مغالطه‌آمیز باعث می‌شود که جوانان فریب خورده و بدون اینکه متوجه جنایت کار خود باشند، در اعمال خشونت‌آمیز شرکت کنند.

حتی افراد باسواد و روشنفکر نیز ممکن است در دام این فرقه‌ها بیفتند، در این زمینه می‌توان به نمونه‌هایی از تولیدات فرهنگی و سینمایی اشاره کرد؛ ساخت آثاری که در واقع تبلیغاتی برای فرقه بهائیت است، حتی اگر سازنده آن ادعای روشنفکری و انتقاد داشته باشد. بهائیت با ظاهر آزاداندیشی و ژست روشنفکری، افراد را جذب می‌کنند اما در باطن با مخالفان خود برخوردی سخت، سرکوبگرانه و حذفی دارند.

 

رسا: راهبرد مقابله با این جریانات انحرافی خصوصا فرقه ضاله بهائیت در آوشبهای خیابانی چیست؟

با استناد به حدیثی که می‌گوید هدایت جز به همان شیوه که ضلالت منتشر شده، منتشر نمی‌شود، آسیب‌شناسی مسیر طی شده توسط جامعه لزوم بسیاری دارد. ما باید دقیقاً بررسی کنیم چه عواملی باعث شده تا جوانان به سمت این فرقه ها رفته و در دام آنها گرفتار شوند. یکی از مهم‌ترین این عوامل، مسئله عدالت است. مردم برای عدالت خواهی انقلاب کردند، اما اکنون مشاهده می‌کنند که برخی افراد در نظام به ثروت‌های بادآورده می‌رسند و مفاسد اقتصادی کلان رخ می‌دهد در حالی که توده مردم در مشکلات معیشتی شدید هستند. این فاصله طبقاتی و مشاهده مفاسد اقتصادی، زمینه را برای بی‌اعتمادی و جذب به سمت فرقه‌ها فراهم می‌کند.

در زمینه رسانه باید گفت زمان‌های پربیننده، برنامه‌های ضعیف، تکراری و کم‌اثر پخش می‌شود در حالی که باید به معرفی توطئه‌ها، تفکرات فرقه‌ای و آسیب‌های اجتماعی بپردازند. بسیاری از برنامه‌های ورزشی و سریال‌ها بودجه‌های کلانی مصرف می‌کنند اما اثر فرهنگی مثبتی ندارند و حتی گاهی فرهنگ فرقه‌پروری و سلبریتی‌محوری را ترویج می‌کنند، بزرگ کردن بی‌مورد سلبریتی‌ها و ورزشکاران و تبدیل آن‌ها به الگوهای جامعه، باعث می‌شود که در زمان بحران، مردم به حرف این افراد گوش دهند و در اغتشاشات علیه نظام شرکت کنند.

فرقه های ضاله، اطاعت بی چون و چرا

سه عامل اصلی رشد فرقه‌ها: عوامل اقتصادی، فرهنگی و سیاسی هستند. ما در هر سه زمینه آسیب‌پذیر هستیم. اقتصاد مردم تحت فشار است و جوانان بیکار و بی‌پول، مستعد جذب توسط فرقه‌ها هستند. از نظر فرهنگی، ما در توسعه فرهنگی دچار چالش هستیم و رسانه‌ها وظیفه خود را در تبیین درست و شفاف برای مردم به درستی انجام نمی‌دهند. در عرصه سیاسی نیز، سیاستمداران خارجی و سازمان‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی موضع می‌گیرند و این فضا به نفع فرقه‌ها و جریان‌های معاند بهره‌برداری می‌شود.

راهکار نهایی برای مقابله با این بحران، توجه جدی و عملی به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر «جهاد تبیین» است. در باب ویژگی های تبیین باید گفت تبیین باید ساده، شفاف و برای همه اقشار جامعه انجام شود، ما باید فاصله‌ها را با مردم کم کنیم و با زبان ساده و صمیمی با آن‌ها صحبت کنیم. در ماجراهای اخیر خودم شاهد بودم که حتی یک جوان معترض با شنیدن تبیین درست و منطقی، می‌تواند به اشتباه خود پی ببرد. تبیین کار سختی است و نیاز به همکاری همه نهادها، رسانه‌ها و نیروهای انقلابی دارد، متأسفانه در حال حاضر فاصله زیادی بین نهادهای مختلف و نخبگان وجود دارد و این فاصله به نظام آسیب می‌زند. برادری، همدلی و اتصال بین مسلمانان و نیروهای انقلابی ضرورتی فراموش نشدنی است و باید ابوذر وار برای تبیین حق مظلوم، ما نیز از هیچ تلاشی در راستای روشنگری دریغ نکنیم.

ارسال نظرات