۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۷
کد خبر: ۸۰۴۳۱۱
حجت‌الاسلام رحمانی مطرح کرد؛

مبانی فقهی اقتدار در سیره رهبر معظم انقلاب

مبانی فقهی اقتدار در سیره رهبر معظم انقلاب
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم گفت: تکیه بر مبانی فقهی «نفی سبیل»، «لاضرر» و «حفظ نظام»، راهبرد اصلی رهبر معظم انقلاب در مدیریت بحران‌هاست؛ اصولی که با جلوگیری از سلطه دشمن و حفظ امنیت امت اسلامی، ضامن اقتدار و استقلال کشور در برابر توطئه‌های استکبار شده است.
اشاره: با عنایت به اهمیت موضوع «مدیریت بحران» در ساختار حکومت اسلامی و نقش کلیدی ولایت فقیه در هدایت امور جامعه در شرایط حساس، بررسی و مقایسه سیره مدیریت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، و همچنین تبیین مبانی فقهی و عقیدتی حاکم بر این مدیریت، از ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر برای درک صحیح تحولات و موفقیت‌های نظام اسلامی است. در ادامه، پاسخ جامعی تدوین شده است که به تشریح شباهت‌ها و تفاوت‌های رویکرد این دو بزرگوار در مواجهه با بحران‌ها، راهکارهای تبدیل تهدید به فرصت، و در نهایت، اصول فقهی مستند در مدیریت رهبری می‌پردازد.
 
از همین رو خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با حجت الاسلام محمد هادی رحمانی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم به گفت‌وگو نشسته که در ادامه مشروح آن ذکر می‌شود.
 
رسا: سیره مدیریت بحران امام خامنه ای در مقایسه با سیره امام خمینی چه شباهت هایی دارد؟
 
در پاسخ به این سوال، باید به نکاتی اشاره کن که جزو ارکان اصلی مدیریت هر دو بزرگوار است. این شباهت‌ها را می‌توان در چند محور کلیدی دسته‌بندی کرد:
 
۱. توجه به اصول و مبانی و اتکا به آن‌ها
نخستین نکته، پایبندی به اصول و مبانی است؛ بدین معنا که هر دو بزرگوار در بحران‌ها و مشکلات، هرگز با مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی از اصول و مبانی خود دست برنداشتند. یکی از اصول اصلی انقلاب، دفاع از مظلوم، استکبارستیزی، استقلال، و نپذیرفتن ذلت و زیر بار ظلم و زبان استکبار نرفتن است. شما می‌بینید که در اوج بحران‌ها، مشکلات و سختی‌ها، هر دو بزرگوار هیچ‌گاه این مبنا را کنار نگذاشتند و از آن دست کشیدند. حتی در سخت‌ترین شرایط و تهدیدها، امام خمینی (ره) در دوران دفاع مقدس و مقام معظم رهبری در شرایط فتنه‌ها نظیر فتنه سال ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱ و همچنین در شرایط تحریم و مشکلات اقتصادی، همواره این اصول بنیادین انقلاب را حفظ کردند و بر آن‌ها پافشاری ورزیدند.
 
۲. توجه به حضور مردم و جایگاه آن‌ها
نکته دوم، توجه پررنگ به حضور مردم و جایگاه آن‌ها در حل بحران‌هاست. امام خمینی (ره) جنگ هشت ساله را با بسیج مردمی مدیریت، حرکت و پیش بردند. مقام معظم رهبری نیز همین رویه دارند. برای نمونه، فتنه سال ۱۳۸۸ با حضور گسترده مردم در نهم دی ماه خنثی شد. توجه این بزرگواران به حضور و جایگاه مردمی، امری بسیار حیاتی و پررنگ در مدیریت بحران آن‌هاست.
 
۳. توجه به بصیرت‌افزایی و آگاهی‌بخشی به مردم
در راستای اهمیت حضور مردم، نکته سوم، تبیین و بصیرت‌افزایی است. برای اینکه اهداف انقلاب پیش برود، مردم باید آگاه و دارای بصیرت باشند و دشمن‌شناسی کنند. به نظر من، یکی از اتفاقات مهم در جنگ ۱۲ روزه (دفاع مقدس)، همین آگاهی و بصیرت مردم بود. درک این نکته که اگر دشمان تسلط پیدا کند، به کوچک و بزرگ ما رحم نخواهد کرد و هیچ‌گاه به داد ما نخواهد رسید، از دستاوردهای این بصیرت‌افزایی بود.
 
دیدار رئیس جمهور با رهبر انقلاب اسلامی پیش از حضور در نشست مجمع عمومی  سازمان ملل :: Leader.ir
 
۴. قاطعیت و استحکام در مقابل دشمن خارجی
ویژگی چهارم، قاطعیت و استحکام در برابر دشمن خارجی است. هر دو بزرگوار هیچ‌گاه امید به دشمن خارجی نداشته و دل به کمک دیگران نبستند. امام خمینی (ره) بارها تأکید فرمودند که غرب‌پرستان و کسانی که عاشق غرب هستند را باید از دستگاه‌های اداری جامعه بیرون کرد و به آن‌ها محل نداد. مقام معظم رهبری نیز همین رویکرد را دارند و همواره بر این نکته تأکید می‌ورزند که دشمن هیچ‌گاه خیر و صلاح ما را نمی‌خواهد و به نفع کشور ما عمل نخواهد کرد. این قاطعیت به این معناست که شما می‌بینید هم امام (ره) و هم رهبر معظم انقلاب، در برابر مردم خود بسیار مهربان و خاضع‌اند، اما در برابر دشمن و استکبار به شدت محکم، استوار و غیرقابل‌معامله هستند.
 
۵. توجه ویژه به وحدت ملی و پرهیز از دوقطبی‌سازی
محور بعدی، توجه خاص به وحدت ملی و پرهیز از دوقطبی‌سازی‌ها و اختلاف‌افکنی‌هاست. شما در سیره امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در بحران‌ها شاهد هستید که همواره بر وحدت تأکید شده و از هرگونه تفرقه‌افکنی و فتنه‌گری جلوگیری می‌شود.
 
۶. استفاده و توجه به جایگاه ولایت فقیه
و در نهایت، نکته آخر، توجه به جایگاه ولایت فقیه است. مسئولیت‌های ولایت فقیه و حاکمیت فقیه و وظایفی که فقیه بر عهده دارد، توسط هر دو بزرگوار به نحو احسن اجرا و رعایت شده است. آن‌ها همواره مدیریت بحران را در سایه ولایت و با اتکا به اختیارات و مسئولیت‌های آن پیش برده‌اند.
 
در قسمت دوم سوال شما نیز، باید به شرایط متفاوتی اشاره کنم که هر دو بزرگوار با آن روبرو بودند. به نظر من، مهم‌ترین نکته، نوع تقابل و جنگی است که در زمان مرحوم امام (ره) وجود داشت و اکنون شاهد آن هستیم. در زمان امام، فضای جنگ و تقابل با استکبار به صورت رودررو بود؛ دشمان از روبرو حمله می‌کردند، اما اکنون فضا، فضای «جنگ ترکیبی» است؛ جنگی که ماهیتاً بصیرتی و آگاهی‌بخش است و دشمن مستقیماً و رودررو درگیر نمی‌شود، بلکه ذهن مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، اگر در دوره امام خمینی (ره) به بسیج عمومی و نیروی نظامی توجه می‌شد، اکنون این توجه بایستی چند برابر شود.
 
نکته دیگری که باید در تفاوت‌ها مورد توجه قرار گیرد، پیشرفت‌های جامعه، فضای جهانی و پیشرفت‌های جهانی در حوزه‌های نظامی است. در زمان امام، فضای جنگ‌ها تا این اندازه پیچیده نبود و فضای اطلاعاتی به این معنا وجود نداشت. منظورم کل فضای جنگ است، هم از لحاظ نیروی نظامی و قدرت رزم، و هم از لحاظ قدرت اطلاعاتی. می‌خواهم بگویم پیچیدگی‌های جنگ در زمان حال بسیار پررنگ‌تر است و این مسئله تأثیرگذار است. از این رو مشاهده می‌کنید که مقام معظم رهبری توجه ویژه‌ای به پیشرفت قدرت نظام، پیشرفت‌های علمی و دستاوردهای اطلاعاتی دارند؛ و این توجه به دلیل پیچیدگی‌های جدیدی است که رخ داده است.
 
نکته سوم و آخر، جو عمومی جامعه است. آن زمان، جو جامعه کاملاً انقلابی و فضای حرکت‌ها انقلابی بود، اما اکنون این جو تا حدودی تغییر کرده است. فضای رفاه در جامعه بیشتر شده و مردم شاید توجه بیشتری به مسائل رفاهی دارند. لذا کنترل و مدیریت این جوها نیز وظیفه مقام معظم رهبری و ما به تبعیت از ایشان است. در فضای انقلابی که ارزش‌های انقلابی حاکم است، باید به گونه‌ای مدیریت کرد که دچار افراط نشویم؛ و اکنون که توجه به رفاه بیشتر شده و شاید توجه‌های انقلابی گاهی کمرنگ شود، باید آن را مدیریت کنیم که دچار تفریط نشویم و جنبه انقلابی بودن همچنان پررنگ باقی بماند.
 
واکاوی 35 سال دغدغه‌مندی اقتصادی در اندیشه رهبر معظم انقلاب
 
رسا: تفاوت های تصمیمات امامین انقلاب به جهت مسائل تاریخی و اجتماعی چیست؟
 
در خصوص تفاوت روش رهبری و مرحوم امام نیز باید عرض کنم که تفاوت در اصول، مبانی و قواعد کلی مدیریت بحران نیست (که در بخش شباهت‌ها بدان اشاره کردیم)، بلکه گاهی در راهبردها و روش‌ها تفاوت‌هایی مشاهده می‌کنیم. گاهی تصمیم‌گیری‌ها متفاوت است؛ مثلاً در جایی صلح، در جایی جنگ، در جایی کوتاه آمدن از جنگ، یا شرکت در یک مذاکره. علت این تفاوت‌ها، شرایط متفاوتی است که ما در جامعه الان مشاهده می‌کنیم. به چند نمونه از این تفاوت‌ها اشاره می‌کنم:
 
اولین و مهم‌ترین تفاوت، «فضای رسانه‌ای» است.
فضای رسانه‌ای که اکنون از طرف دشمن تحمیل شده، شامل فیلم‌ها، اقدامات رسانه‌ای و شبکه‌های ماهواره‌ای است که متأسفانه گاهی در ذهن مردم تأثیر می‌گذارد؛ این مسئله در زمان مرحوم امام وجود نداشت. بر همین اساس، در زمان امام می‌توان گفت جو انقلابی برای مردم خیلی بیشتر و پررنگ‌تر بود. مردم نزدیکی خود را با دوران پهلوی حفظ کرده بودند و هنوز ظلم‌ها و ستم‌های رژیم پهلوی را فراموش نکرده بودند و دیده بودند. سفیدشویی‌های رسانه‌ای که می‌خواستند فضای دوران پهلوی را پاکسازی کنند، رخ نداده بود و این حالت باعث شده بود که تحمل و آستانه تحمل مردم بالاتر باشد. اما در حال حاضر، با وجود تمام بصیرت‌افزایی‌ها و آگاهی‌هایی که مردم ما دارند، به هر حال کار رسانه‌ای و فشار رسانه‌ای در بین مردم، تیری بسیار پررنگ است و باید با آن به شدت مقابله کرد و آن را اصلاح نمود.
 
نکته دوم، «جو جهانی و وضعیت جامعه جهانی» است.
شاید بتوانم بگویم ما در آن زمان در نوعی انزوا قرار داشتیم و جز موارد اندکی مانند سوریه که حافظ اسد کمک می‌کرد، همراهی جهانی چندانی وجود نداشت در جامعه جهانی نداشتیم و شرایط از نظر محدودیت‌ها بسیار بحرانی و سخت بود. اما اکنون این‌گونه نیست؛ ما امروز جایگاه خوبی داریم و با وجود تحریم‌ها، ارتباطمان با محیط پیرامون و جهان بسیار مناسب‌تر است و شرایط از این جهت متفاوت شده است.
 
نکته سوم، نوع جنگ دشمن است. 
در زمان مرحوم امام، جنگ بسیار روشن و آشکار بود؛ دشمن رودررو حمله می‌کرد و مردم متحد و منسجم می‌شدند. حتی گروهک‌هایی مانند کومله و منافقین که از مردم نبودند، حضور شناخته‌شده‌تری داشتند. اما اکنون جنگ‌ها به «جنگ‌های شناختی» و چندوجهی تبدیل شده و از آن جنگ مستقیم خارج شده است؛ البته در جنگ ۱۲ روزه و روز سیزدهم، حملات تروریستی دوباره به حالت جنگ رودررو برگشت.
 
بر اساس همین تفاوت‌هاست که روش‌ها گاهی متفاوت می‌شود. برای مثال، مرحوم امام به هیچ وجه اجازه مذاکره با آمریکا را ندادند و همراهی نکردند، اما مقام معظم رهبری در شرایطی که با آن شرط‌ها و ویژگی‌ها را تعیین فرمودند، اجازه مذاکره دادند و این کار بسیار مهم و ارزشمندی بود. من فقط همین نکته را می‌خواهم اشاره کنم که این تفاوت رفتار به خاطر شرایط خاص بود. در زمان مرحوم امام، جایگاه مذاکره وجود نداشت و اصلاً درست هم نبود. اما در اینجا اگر رهبری اجازه مذاکره نمی‌دادند و دشمان مانند جنگ ۱۲ روزه حمله می‌کردند، شاید بسیاری اعتراض می‌کردند که چون شما مذاکره نکردید، دشمن حمله کرد. اما رهبری به موقع و به جا اجازه مذاکره دادند و دشمن در حین مذاکره حمله کرد و این موضوع را آشکار ساخت. رهبری این نکته را به خوبی مدیریت کردند و «تبدیل تهدید به فرصت» را رقم زدند که باعث وحدت مردم ما شد.
 
۲۲ بهمن پایانی بر ۲۵ قرن سلطنت - ایسنا
 
بسیاری از مردم که تصور و امید به آمریکا داشتند و فکر می‌کردند مذاکره مشکل را حل خواهد کرد و جنگ را متوقف می‌کند، با این اتفاق آگاه شدند، دشمن را شناختند و متوجه واقعیت شدند. این یکی از کارهای بزرگ بود. این تفاوت رفتار به خاطر شرایط زمین و زمان متفاوت بود؛ هم مردم باید آگاه می‌شدند، هم جو جامعه باید همراه می‌شد، هم جو انقلابی باید پررنگ می‌شد و هم وحدت و انسجام باید شکل می‌گرفت.
 
لذا می‌گویم این تفاوت‌ها به خاطر شرایط متفاوتی است که وجود دارد.
 
رسا: زمان‌شناسی و تصمیم‌گیری به‌موقع در مدیریت بحران از ارکان اساسی است. رهبر معظم انقلاب در ایام جنگ 12 روزه چگونه از فرصت‌ها به نفع انقلاب و امت اسلامی بهره برداری کردند و از تهدیدها جلوگیری نمودند؟
 
در خصوص فرصت‌ها و تهدیدهای موجود و تبدیل این تهدیدها به فرصت، به چند مورد اشاره می‌کنم:
 
نکته اول که به نظرم بسیار مهم است و هم یک فرصت محسوب می‌شود و اگر به آن توجه نشود، تهدید خواهد بود، موضوع «بصیرت و وحدت بین مردم» است. یعنی آگاهی‌بخشی بین مردم و وحدت‌آفرینی بین آن‌ها نکته بسیار مهمی است که باید پررنگ شود. رهبری به شدت روی این مسئله تمرکز داشتند؛ حتی در شرایط جنگ، چندین بار با مردم صحبت کردند، آن‌ها را آگاه کردند، دشمن‌شناسی را آشکار ساختند، ویژگی‌ها و خباثت‌ها و نقشه‌های دشمن را برملا کردند و مردم را به وحدت دعوت کردند و از جنبه‌های تفرقه جلوگیری کردند. این نکته بسیار مهم و پررنگی بود.
 
اگر این بصیرت و وحدت مردم نبود، قطعاً ما در این دوران شکست می‌خوردیم و از بین می‌رفتیم. در بسیاری از کشورها انقلاب‌ها و کودتاهای بزرگی شکل گرفته و رخ داده است که به خاطر نداشتن همین بصیرت و وحدت بوده است؛ نمونه‌های آن را در لیبی، سودان، سوریه و بسیاری از کشورهای دیگر می‌بینید که کشورها از پا درمی‌آیند و به بحران و جنگ داخلی کشیده می‌شوند. همین بصیرت، آگاهی و همراهی مردم است که ما را حفظ کرده است. در تمام فتنه‌هایی که در این چند سال داشتیم، وقتی صف مردم از اغتشاشگران جدا می‌شد، اغتشاشگران قابل کنترل می‌شدند و با آن‌ها برخورد جدی و محکم می‌شد و جلوی آن‌ها گرفته می‌شد.
 
من این نکته را خیلی دوست دارم تذکر دهم، حتی در همین ماجرای اعتراضات را در نظر بگیرید. در ابتدا مردم اعتراضاتی داشتند که قصد خشونت در آن نبود و اعتراضات، خشونت‌آمیز نیز نبود؛ اما وقتی ناگهان فرصت‌طلبان، اغتشاشگران و خرابکاران وارد میدان شدند و شروع به تخریب کردند، صف بسیاری از مردم معترض از آن‌ها جدا شد. شما می‌بینید که در راهپیمایی عظیم ۲۲ دی، که از بسیاری از راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن پررنگ‌تر بود، من با بسیاری از افراد صحبت می‌کردم که می‌گفتند: «ما هیچ‌وقت در راهپیمایی‌ها شرکت نمی‌کردیم، اما اینجا چون متوجه شدیم، دشمن را دیدیم و خطر جنگ داخلی را مشاهده کردیم، وارد میدان شدیم.» یعنی این آگاهی مردم کار را جمع می‌کند. اینکه فکر کنید نیروهای نظامی به تنهایی می‌توانند مقابل فتنه بایستند، اصلاً این‌گونه نیست؛ آگاهی مردم و جدا شدن صف مردم از فتنه‌گران، بساط فتنه را جمع می‌کند.
 
قدردانی مدیریت شهری شیراز از حضور باشکوه مردم در راهپیمایی ۲۲ دی - ایسنا
 
نکته دوم، توجه ویژه به معنویت در جامعه است. جامعه ما، جامعه‌ای معنوی و دینی است. به حرف‌هایی که می‌گویند دین در جامعه ضعیف شده و از بین رفته، توجه نکنید؛ این‌ها تحلیل‌های ناصحیح است. در جامعه ما معنویت همچنان پررنگ است. شما ببینید هم در سال ۱۳۸۸، هم در این دوره و هم در دوره‌های دیگر، وقتی فتنه‌گران و خرابکاران اقدام به آتش زدن مساجد و قرآن‌ها می‌کنند، خون مردم به جوش می‌آید و بساط فتنه را جمع می‌کنند. در واقع توجه به معنویت و پررنگ کردن جنبه معنوی و دعاها در این ایام، نکته بسیار مهمی است.
 
نکته سوم افشای پشت پرده جنایت‌ها و آشکار کردن خباثت دشمن است. گاهی عده‌ای فریب می‌خورند و فکر می‌کنند واقعاً دشمن به نفع ما کاری انجام می‌دهد و تصور می‌کنند دشمن برای ما نفعی خواهد داشت؛ این تصور اشتباه است و باید بیان شود. هم رهبری باید بگویند، هم رسانه باید بگوید، هم با فیلم باید گفته شود، هم با کار فرهنگی باید تبیین شود و هم ما طلبه‌ها باید این موضوع را در جامعه پررنگ کنیم.
 
نکته بعدی بسیار مهم است و آن «قاطعیت در برخورد با تروریست و خرابکار» و در عین حال «عطوفت و مهربانی در برابر مردم و حتی گاهی با فریب‌خوردگانی که دست به کارهای تروریستی نزده‌اند» است. این نوع درست برخورد، نکته بسیار مهمی است که من خیلی دوست دارم به آن اشاره کنم. گاهی از کسانی که در دوره‌های قبل اشتباه کردند و آزاد شدند، الان می‌بینید که دوباره در جنگ‌ها حضور دارند.
 
من باز هم نمی‌خواهم اسم ببرم، اما برخی از این سلبریتی‌ها که عضو گروهک‌هایی مثل پیکار بودند و مردم را می‌کشتند و جزو منافقین بودند، به خاطر عفو‌های بی‌جا در اول انقلاب توسط برخی افراد، آزاد شدند و حالا شده‌اند مدعیان کشور و مدعیان آزادی! این برخورد باید به موقع و درست باشد؛ همان‌طور که رهبری فرمودند: برخورد درست و به موقع با تروریست باید قاطع و محکم باشد و با کسانی که گاهی فریب خوردند و کار تروریستی انجام ندادند، با بصیرت‌افزایی و آگاهی‌بخشی برخورد شود. این نکته بسیار مهمی است.
 
نکته مهم دیگر در بحث برخورد، «به موقع بودن» است. اگر این موضوع را بکشیم و دو ماه یا سه ماه دیگر به آن بپردازیم، فایده‌ای ندارد. این اتفاق باید به موقع و به جا بیفتد تا هم امید در بین مردم پررنگ شود و هم طمع کسانی که می‌خواهند در این کشور آشوب کنند، از بین برود و دیگر جرئت این کار را پیدا نکنند.
 
نکته آخر، استفاده از قدرت درونی، قدرت نظامی جامعه و هشدار به دشمن و نمایش اقتدار است. این نکته بسیار مهم است. شما صحبت‌های رهبری را ببینید؛ در سخنانشان بر قاطعیت در برخورد با تروریسم، قاطعیت در برخورد با دشمن، تهدید دشمن در مقابل تهدید او، بیان اقتدار کشور و برحذر کردن و ترساندن دشمن از اینکه بخواهد کاری انجام دهد، تأکید دارند. این موضوع بسیار مهم است. ارسال پالس ضعف، پیام ناتوانی به دشمن، نه تنها کار را حل نمی‌کند و نه تنها دشمن را بازی می‌دهد، بلکه او را به شدت پررو می‌کند. در مقابل دشمن گرگ‌صفت، جز با قدرت و اقتدار نمی‌شود مقابله کرد.
 
شما الان تفاوت ما را با سایر کشورهایی که با اسرائیل جنگیدند ببینید. اسرائیل جرئت نمی‌کند آنچه را که با ما بست را بشکند؛ آنچه که با ما بست نه صلح بود و نه پیمان آتش‌بس، بلکه یک «ترک مخاصمه» بود. جرئت نمی‌کند این ترک مخاصمه را بشکند، به خاطر برخورد قوی و قدرتی که از ما دید. اما در کشورهای دیگر که اسرائیل به آن‌ها حمله کرد، در اطرافش ببینید هزاران بار قرارداد صلح و پیمان آتش‌بس را نقض کرده است. این نشان می‌دهد که وقتی شما با یک گرگ درنده مقابله می‌کنید، تنها روش این است که قوی، محکم و استوار باشید تا او از شما بترسد و با شما مقابله نکند.
 
رسا: با توجه به شرایط پیچیده و حساس دوران جنگ ۱۲ روزه و در ادامه فتنه آمریکایی صهیونی اخیر، مبانی فقهی و اصولی مهمی که رهبر معظم انقلاب در مدیریت این بحران به آن‌ها تمسک جستند، چه بود؟ (مانند اصل حفظ نظام، دفاع از مظلوم، نفی سبیل و قاعده لاضرر)
 
اما درباره این سوال که مربوط به مبانی فقهی مدیریت رهبری است، چند نکته و چند قاعده مهم وجود دارد که باید به آن‌ها اشاره کنم:
 
۱. قاعده نفی سبیل
اولین و مهم‌ترین قاعده، «قاعده نفی سبیل» است. بر اساس آیه شریفه «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (خداوند برای کافران بر مؤمنان هیچگونه راه سلطه‌ای قرار نداده)، هر فعلی که باعث غلبه و سلطه کافران بر مؤمنان شود، حرام است. واجب است که با تمام توان در مقابل آن بایستیم و جلوی سلطه کافران و تسلط آن‌ها بر مؤمنان را بگیریم. ما در تاریخ شاهد بوده‌ایم که هر وقت مستکبرین بر مؤمنان یا دیگران سلطه پیدا کردند، منابع آن‌ها را غارت کردند، عزتشان را بردند، اموالشان را به یغما بردند و آن‌ها را مانند گاو شیرده قرار دادند. ما باید با این امر مقابله کنیم و راه مقابله نیز استقلال داشتن، مدیریت بحران و جلوگیری از سلطه کافران است.
 
۲. قاعده لاضرر
مورد بعدی، «قاعده لاضرر» است. «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ فِی الْإِسْلامِ» (در اسلام ضرر و زیان رساندن جایز نیست)، اگر ما در این بحران‌ها مدیریت نکنیم و این حکومت را نگه نداریم و سلطه کافران تحقق یابد، اموال، جان‌ها و نوامیس مؤمنان به یغما خواهد رفت. الان شما نمونه‌های آن را می‌بینید؛ در لیبی که بازار برده‌فروشی دوباره راه افتاده، چه جنگ‌ها و خون‌ریزی‌هایی رخ داده است. در افغانستان، سودان و سوریه این موضوع را به شدت مشاهده می‌کنید. اگر ما نتوانیم این نظام را حفظ کنیم و در مقابل دشمن مقابله کنیم، ضرر به کیان اسلام و تمام نوامیس و اموال مسلمین وارد خواهد شد.
 
اقلیم کردستان؛ آتش بیار معرکه اغتشاشات ایران، آب روی آتش آشوب‌های فرانسه -  خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
 
۳. وجوب حفظ نظام و استقلال نظام
نکته بعدی که شاید از همه مهم‌تر باشد، «وجوب حفظ نظام و استقلال نظام» است. حفظ نظام به فرموده مرحوم امام (ره) از اهم واجبات است و هیچ چیزی واجب‌تر از حفظ نظام اسلامی برای ما نداریم. این حفظ نظام منوط به قدرتمند بودن شما، دفاع از دین و مقابله با تهدیدهای دشمن است.
 
۴. حفظ جان و مال مسلمین
مورد دیگر، «حفظ جان و مال مسلمین» است. جان و مال مسلمین در خطر است. اگر ما مقابله نکنیم، شما می‌بینید که این تروریست‌ها و جنایتکارها فقط یک شب و آن هم چند ساعت فرصت پیدا کردند و چه جنایت‌هایی کردند؛ چه سرها بریدند، چه انسان‌های شریفی را آتش زدند و چه اموالی را خراب کردند. شما تصور کنید اگر این‌ها بیشتر از این فرصت پیدا می‌کردند و چند روز فرصت داشتند، چه بلایی سر مردم می‌آوردند؟ لذا باید با شدت با این‌ها برخورد کرد و با وحدت و انسجام جلوی این کار را گرفت.
 
۵. مقابله با ظلم و دفاع از مظلوم
و نکته آخر، «مقابله با ظلم و جلوگیری از ظلم و دفاع از مظلوم» است. در حکومت امیرالمؤمنین (ع)، زمانی که خلعالی از پای دختر یک یهودی دزدیده شد، حضرت به شدت ابراز ناراحتی کردند و فرمودند نباید این اتفاق بیفتد. شما ببینید چه ظلم‌هایی از طرف این تروریست‌ها، جنایتکاران و استکبار بر مردم ما تحمیل می‌شود. تحریم‌ها و این فشارهایی که تمام تلاششان را می‌کنند تا شما مستقل نباشید، تا خودتان حاکم بر منابع خودتان نباشید، تا شما را تجزیه کنند و غارت کنند. این به نظرم بسیار نکته مهمی است که باید جلوی این ظلم را گرفت، مقابله کرد و اجازه گسترش آن را نداد.
ارسال نظرات