در زندان دامون چهخبر است؟ / روزگار فرح ابوعیاش در شکنجهگاه صهیونیسم
فرح بلد است از خودش مراقبت کند، شرایط سخت زندگی در کرانه باختری با وجود شرارتهای ممتد و شبانهروزی صهیونها، ایستادگی در برابر ناملایمتها را به او آموخته است، مثل همین حالا که 179 روز است در زندان دامون؛ یکی از گوانتاناموهای جهنمی رژیم اشغالگر صهیون، روزگار پررنجی را سپری میکند.
بار اولش هم نیست که نفس کشیدن در چهاردیواری سرد و تنگ و دلگیر زندان، همه سهمش از دنیا و شور و نشاط جوانی شده است، پیشتر یکبار در آذر 1403 (دسامبر 2024) و یکبار هم در بهمن 1403 (ژانویه 2025)، سربازان اشغالگر بهجرم نوشتن و گفتن از حقیقت، سبُعانه و دستبند بهدست، او را به اسیری برده بودند.
اینبار اما فرق میکند. اینبار که فرح ابوعیاش از 15 مرداد (6 آگوست 2025)، توسط سربازان اشغالگر، شبانه و با ارعاب، از خانهاش ربوده و به بازداشتگاه و سپس زندانهای مسکوبیه، آیالون و دامون منتقل شد، فرق میکند.
بیشتر بخوانید
فرح اینبار مقاومتر شده است و در برابرش، زندان هم آزاردهندهتر.
فرح جسورتر و مقاومتر شده است، نشان به آن نشان که وقتی حدود یک ماه پیش، و پس از چهارماه بازداشت غیرقانونی، دوباره پای میز بازجویی کشانده شد، باوجود آنکه آزار و شکنجه و گرسنگیِ 15 روزه، جان و رمقی برایش باقی نگذاشته بود، در پاسخ به افسر اطلاعاتی رژیم که از او پرسید: «آیا میدانی که ایران کشور متخاصم با اسرائیل است؟»، پاسخ داد: «دشمن من کسی است که دو میلیون نفر از ساکنان و کودکان غزه را گرسنه نگه میدارد.»
زندان هم البته زجرآورتر و زندانبانهای اشغالگر نیز وحشیتر و بیرحمتر شدهاند، نشان به نشانِ آنچه امروز در شکنجهگاه دامون در حال رخ دادن است و وکیل عباس عبّادی پس از آخرین بازدید هفتگی از دامون و گفتوگو با زندانیان زن فلسطینی، به آن اشاره کرده است؛ شرایطی که فرح ابوعیاش؛ خبرنگار تسنیم در کرانه باختری هم گزنده و جانکاه بودن آن را با پوست و گوشت و استخوانش میچشد.
جهنمی که فرح و 50 زن اسیر فلسطینی در آن گرفتار شدهاند؛ یک دنیای تاریک و منزوی و ایزوله است. دنیایی که نه بستگان زندانیان به آن راهی دارند و ملاقاتی در کار است، و نه رادیو، تلویزیون، کتاب و روزنامه و وسیلهای هست که بشود از طریق آن با دنیای بیرون ارتباطی گرفت.
دامون؛ شکنجهگاه زنان فلسطینی
زندان دامون که فرح از حدود 130 روز پیش در آن گرفتار شده است، در منطقهای کوهستانی، در کوههای کرمل در جنوب حیفا قرار دارد. سرمای پاییز و زمستان امسال، گزنده و استخوانسوز است. باد و طوفان سرد، هو هو کنان روی تپهها و کوهها میچرخد و خودش را از لای درز دیوارها و درها به راهروها و سلولها رسانده و لرزه بر تن رنجور زندانیان گرسنه میاندازد. نه وسیله گرمایشی هست و نه پتو و لباس گرمی که از شر سرما به گرمای آن پناه ببرند.
فرح و 6 زندانیِ زن دیگر که در سلول کوچک شماره 4 دامون گرفتارند، گاه با زور و فشار، خود را روی یک تخت، کنار هم جا میدهند تا هُرم نفسهایشان وقتی که از خاطرات شیرین زندگی در جمع خانوادهها صحبت میکنند، تنهای سرد و گرسنهشان را گرم کند.
این شیوه گرم کردن شاید در طول روز تا حدی به کمک فرح و همسلولیهایش بیاید، اما شبها نه!... به دستور اداره زندان و برای شکنجه بیشتر زندانیان، پنجرههای سلولها در طول شب به عمد باز نگه داشته میشود و هوای سرد زمستان، مستقیم و بیهیچ مانعی به درون سلول میریزد و خواب شبانگاه فرح و همبندیهایش به کابوس و ترکیب زهرآلودی از یخزدگی و گرسنگی و دردهای جسمی و روانی ناشی از آزار و شکنجههای روزانه تبدیل میشود.

شکنجه روحیِ بیحریمی
باز نگه داشتن پنجره سلولها در شبهای سرد، فقط یک قلم از آزارهای نوبرانه اداره زندان صهیون است. این اداره علاوه بر دوربینهای نصب شده در حیاط زندان، با نصب دوربینهای نظارتی 24 ساعته در بیشتر اتاقها و سلولها و حتی اتاق درمان که فضایی خصوصی است، حریم شخصی زندانیها را هم از آنها گرفته و چون شمر بن ذیالجوشن تمام وقت روی سرشان ایستاده و هر لحظه آنها را میپاید و با نظارت بر تمام جزئیات زندگی روزمره، آسایش روح و روان اسرا را در هم میریزد و آسیبهای جبرانناپذیری به آنها وارد میکند.
بانوان اسیر فلسطینی حالا حتی جرات ندارند برای مراقبتهای پزشکی و درمان دردها و جراحات ناشی از شکنجههای سربازان صهیون به اتاق درمان بروند. دوربینها بیهیچ حریم و حیایی آنجا را هم میپایند.
دوربینهای خبرچین و بهانههای واهی برای سرکوب
با وجود تمام شرایط سختی که بر دامون حاکم شده، اداره زندان مدتی است هر روز دنبال بهانه میگردد تا به دنبال آن، یک یورش و سرکوب جمعی به راه بیندازد. یک روز بر سر یک قاشق پلاستیکی و یک روز با بهانه واهی استفاده از چنگال پلاستیکی: «هنوز زمان زیادی از ظهر و صرف ناهارِ بخور و نمیرِ زندانیان نگذشته بود، که سر و صدای زیادی در راهروها پیچید. صدای گرومپ گرومپِ پا و باتومهایی که به در و دیوار میخورد تا به در سلول رسید. در با خشونت باز شد و گروهی سرباز با ابروهای گره خورده و قیافههایی تلخ درون سلول ریختند و شروع به سین جیم و تحقیر و توهین کردند. کمی قبلتر یکی از دختران با یک چنگال پلاستیکی موهایش را شانه کرده بود. دوربینها خبرچینی کرده و سربازان دیده بودند و بهانهای پیدا شده بود تا برای مصادره چنگالهای پلاستیکی به عنوان سلاح سرد، دوباره آرامش سلول را به هم ریخته و یک گوشمالی جمعی به زندانیان بدهند.»
چنگال و قاشق پلاستیکی و اسمی که از زندانیان آزاد شدهی پیشین، روی دیوار حک شده بود، و دهها بهانه واهی دیگر، زمینه حمله و سرکوب روزانه سربازان به سلولها شده است که فرح هم از این آزار و اذیتها در امان نیست.
120 سیلی توسط 120 سرباز
همین چند وقت پیش بود که اشغالگران متوجه شدند یکی از زندانیان به نام هیام غزال، همسر شهید یحیی عیاش است. فرح و سایر زندانیان هنوز بیدار شده و نشده، با صدای وحشتناک انفجار از خواب پریدند.
واحدهای ویژه ( یاماز) با نارنجکهای صوتی و سلاح و سر و صدا به سلولها حمله کردند و یک دستبند روی دستان و یک چشمبند روی چشمان زندانیان بستند و در حالی که با زبان عبری عباراتی را فریاد میزدند، آنها را با خشونتِ تمام به سمت حیاط هول دادند. فرح و زنان زندانی، جستهگریخته متوجه شدند که سربازان از اینکه روز گذشته متوجه حضور همسر شهید عیاش در زندان خود شدهاند، کیفشان کوک شده و جشن گرفتهاند، یا اینکه میخواهند انتقام عیاشِ شهید و مبارز را از همسر او و باقی زنان فلسطینی بگیرند.
سربازان اشغالگر جدای از تنبیه دستهجمعی اسرا، همسر شهید عیاش را بسیار اذیت کرده و شکنجه داده بودند. هیام غزال خودش به وکیل حسن عبّادی گفته بود که 120 بار توسط 120 سرباز مختلف سیلی خورده، در حالی که دستانش با دستبند بسته بود. هر سرباز پس از آنکه به او سیلی میزده، با او سلفی میگرفته و او را سراغ سرباز بعدی میفرستاده و این سیلی زدنها آنقدر ادامه یافته تا هیام از شدت ضرب و شتم و آزار و سوءاستفاده از هوش رفته است.

تحقیرآمیزترین و غیرانسانیترین نوع شکنجه
فرح و همبندیهایش یعنی میسون مشارقه، سامیه جواده، بعاء الاغبر، لین مسک، فاطمه جسراوی، نادین الدغمین و هیام غزال و دهها زن زندانی دیگر شاید بتوانند، انزوا و دوری از خانواده، سرما، گرسنگی، بیخوابی، کفرگویی سربازان علیه خدا و نمادهای ملی و مذهبی و هویتی، ارعاب، حملههای سرکوبگرانه جسمی و روحیروانیِ هر روزه را تحمل کنند، اما با اجرای برنامه غیراخلاقی و تحقیرآمیزی که بهتازگی در گوانتاناموهای صهیونیسم بهویژه دامون رواج یافته، نمیتوانند کنار بیایند؛ سیاست «بازرسیهای بدنی برهنه» که هدفش شکنجه بانوان فلسطینی است و توسط سربازان زن صهیون انجام میشود. سربازان این عمل تحقیرآمیز و غیرانسانی را اغلب به زور تهدید به استفاده از دوربین، یا آوردن نگهبانان دیگر برای تماشا در صورت امتناع انجام میدهند.
حسن عبّادی؛ وکیلی که هر هفته برای ملاقات با زندانیان زن فلسطینی به زندانهای رژیم اشغالگر میرود، خبر این نوع شکنجه را به نقل از زندانیان دامون، به الجزیره داده و با اشاره به یک مورد مستند تفتیش بدنی گفته که یک زن جوان 14 بار با این شیوه تفتیش بدنی شده است.
ایستادگی زنان فلسطینی در مقابل یک جنایت جنگی
فرح ابوعیاش؛ گوش و چشم و زبان کرانه باختری، اما بلد است از خودش مراقبت کند و روحیهاش را همچنان قوی نگه دارد. مثل سایر خبرنگاران و زنانی که در سلولهای جهنمی اشغالگران صهیون گرفتار شدهاند. این را وکیل حسن عبّادی گفته و تاکید کرده با تمام بلایایی که بر سر زندانیان زن میآورند که اغلب خواب و تعادل روانی را از آنها میگیرد، روحیه آنها اما با تکیه بر همبستگی درونیشان، همچنان بالاست. گرچه رفتار پرشکنجه با زندانیان زن، یک جنایت جنگیِ تمام عیار است و باید پرونده زندانیان زن فلسطینی در عرصه بینالمللی مطرح شود و دادگاه کیفری بینالمللی و سازمانهای بینالمللی حقوق بشر به این ماجرا ورود کنند.
مظفر ذوقان؛ سخنگوی باشگاه زندانیان فلسطینی هم با وکیل حسن عبّادی همنظر است و وضعیت زندانیان زن و مرد را «فاجعه بار از هر نظر» توصیف کرده و تاکید میکند آنچه زندانیان بیش از دو سال است که در معرض آن قرار گرفتهاند، «نابودی خاموش» است و به مرگ تقریبا 100 زندانی در داخل زندانها منجر شده، که هویت 87 نفرشان کاملا مشخص است.

داستانهایی که نباید فراموش بشود
زنها ریحانهاند. ترد و شکننده و لطیف و معطر. زنها ریحانهاند و با عطر حضورشان یک خانواده، یک خانه، یک روستا و یک شهر جان تازه میگیرد و قوامی مکرر. زنها ریحانهاند و زایش و باروری و برکت و هویت و تاریخ، با وجود آنها معنا پیدا میکند.
زنها مثل درخت زیتون هستند؛ سرسبز و زیبا و اصیل و مقاوم و تخریبناپذیر؛ مثل درخت «مادر زیتون» در فلسطین که 5500 سال عمر کرده و اشغالگران به خونش تشنهاند و با شهرکسازی و ساخت دیوار آپارتاید، روستای زادگاهش را محاصره کردهاند تا در فرصتی مناسب، «الولجه» را با خونش سرخ کنند و تیشه به ریشه هویت فلسطینیِ فلسطینیان بزنند، مثل صدها هزار درخت زیتونی که تاکنون قطع و نابود کردهاند.
زنان و مادران و دختران فلسطینی؛ همان ریحانههای لطیف و معطر، بخشی از هویت فلسطین هستند، مثل درختان زیتونش، مثل «عروس فلسطین». برای همین اشغالگران صهیونیست در طول چندین دهه اشغال فلسطین، بیش از 16000 زن فلسطینی (از دختران خردسال گرفته تا مادربزرگهای مسن) را دستگیر و زندانی کردهاند.
این رقم که مرکز اطلاعات ملی فلسطین (وفا) در 27 ژانویه جاری منتشر کرده، رقم دقیقی نیست، زیرا این خبرگزاری اگرچه آمار سالانه زنان دستگیر شده تا سال 2022 را به تفکیک بیان کرده، اما در عین حال تاکید کرده، پس از جنگ اسرائیل علیه غزه و کرانه باختری از 7 اکتبر 2023، نیروهای اشغالگر یک کمپین دیوانهوار و بیسابقه از دستگیریها را بهویژه در باریکه غزه آغاز کردهاند که به رکوردی بیسابقه رسیده و هیچ داده یا آمار دقیقی در مورد نام یا جزئیات دستگیری آنها وجود ندارد.
100 یا 1000 یا 16000 یا هر رقم دیگری که جای اینها بنشیند، یک داده و آمار صرف در زندان نیست، هر یک نفر از آن هزاران نفر، یعنی یک ریحانه، یک مادر، یک هویت، یک اصالت، یک داستان زیبا و یک زندگی که به زندگیهای بیشماری گره خورده است؛ به زندگی یک ملت... مثل فرح ابوعیاش؛ خبرنگار 25 ساله خبرگزاری بینالمللی تسنیم که وجودش به خانوادهاش، به روستای زیبای بیت امر، به شهرهای مقدس الخلیل و بیتالمقدس و کرانه باختری و فلسطین و مردمانش گره خورده و تنها به جرم حمایت از مردم و سرزمینِ آبا و اجدادیاش بارها به زندان افتاده و هماکنون نیز در کنار دهها زن شجاع دیگر فلسطینی در زیر شدیدترین و سبوعانهترین شکنجههای جسمی و روحی ذره ذره آب میشود.
فرح اگرچه خود را برای هر سرنوشتی آماده کرده است و یک روز در صفحه اینستاگرامش پستی گذاشت و به پیروی از امام سجاد(ع) خطاب به اشغالگران سرزمینش نوشت: «و نحن أبناء ذاک الامام الذی قال: «أبالموت [ابالقتل] تهددنی یابنالطلقاء؟ إن الموت [القتل] لنا عادة، و کرامتنا من الله الشهادة»، با این حال نام و داستان او و سایر زنان اسیر فلسطینی باید گفته و نوشته و تکرار شود تا مبادا هویت و موجودیت فلسطین و فلسطینیان توسط سارقان خاک و هویت و تاریخ به یغما رفته و نیست و نابود بشود.

