نقش گروه معارف و اساتید آن در مواجهه با تنشهای هویتی دانشگاه
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، تنشهای رخداده در مراسم بزرگداشت شهدای شبهکودتای دیماه در دانشگاه صنعتی شریف را نمیتوان صرفاً رویدادهایی مقطعی دانست؛ تکرار الگوی رفتارهای تقابلی در مقاطع مختلف اغتشاشات (زن، زندگی، آزادی – ۱۴۰۱ در همان دانشگاه) نشان میدهد که دانشگاه با نوعی روند نزول فرهنگی–هویتی مواجه است.
بنابراین مسئله صرفاً یک مراسم یا یک تجمع خاص نیست، بلکه نشانهای از یک وضعیت عمیقتر در بستر دانشگاه است. از همینجا یک پرسش بنیادین شکل میگیرد: نظام تربیتی دانشگاه و بهویژه گروه معارف اسلامی چه نقشی در پیشگیری و مدیریت این شکافها دارد؟
پارادوکس دانشگاه نخبهمحور
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید به یک واقعیت ساختاری توجه کرد. دانشگاههای برتر کشور از نظر علمی موفقاند، اما در حوزه مهارتهای گفتوگوی مدنی، مدیریت تعارض و تحلیل اجتماعی ضعفهایی مشاهده میشود.
نتیجه این نابرابری روشن است:
سرمایه علمی بالا!
سرمایه اجتماعی و مهارت گفتوگویی پایینتر
در چنین شرایطی، هنگام بروز اختلافهای هویتی یا سیاسی، واکنشها بیشتر هیجانی میشود تا تحلیلی.
به بیان دیگر، اگر تربیت دانشگاهی صرفاً بر توان علمی متمرکز باشد و به ابعاد هویتی ، اجتماعی و معنوی نپردازد، زمینه برای بروز تنشهای تقابلی فراهم میشود. این ما را به لایه عمیقتر مسئله هدایت میکند: شکلگیری شکاف هویتی در دانشجو.
شکاف هویتی و سه زیستجهان دانشجو
برای فهم ریشه این تنشها، باید به شرایط زیستی دانشجوی امروز توجه کرد. دانشجو همزمان در سه بستر زندگی میکند:
زیست سنتی–فرهنگی: مبتنی بر هویت دینی–ملی و چارچوبهای ارزشی پایدار
زیست مدرن و پستمدرن: همراه با تکثر روایتها، فردگرایی و نسبیگرایی
زیست شبکههای اجتماعی: با سرعت بالای انتشار اطلاعات، غلبه احساس بر تحلیل و امکان بسیج سریع افکار
اگر میان این سه فضا هماهنگی ایجاد نشود، دانشجو دچار سردرگمی هویتی و دوگانگی تحلیلی میشود. بهویژه زمانی که روایتهای متعارض در فضای مجازی تقویت شوند و در دانشگاه بستر گفتوگوی عقلانی کافی وجود نداشته باشد، قطبیشدن و رفتارهای هیجانی تشدید خواهد شد.
در این نقطه است که نقش نهادهای تربیتی دانشگاه، بهویژه گروه معارف، برجسته میشود.
مأموریت راهبردی گروه معارف
گروه معارف تنها یک واحد درسی نیست، بلکه بخشی از ساختار هویتی دانشگاه است. اگر مسئله، شکاف هویتی و ضعف در گفتوگوی عقلانی است، این گروه میتواند نقش ترمیمکننده و پیونددهنده ایفا کند.
مأموریت آن شامل:
پیوند تخصص علمی با جهانبینی الهی
تعمیق هویت دینی–ملی
تربیت دانشجوی بصیر و زمانشناسی
تقویت اخلاق گفتوگو و عقلانیت مدنی
جلوگیری از تربیت تکبعدی صرفاً فنی
تکرار تنشها نشان میدهد که این ظرفیت باید فعالتر، مسئلهمحورتر و متناسب با شرایط جدید دانشگاه به کار گرفته شود.
راهکارهای عملی و کاربردی
حال اگر بپذیریم که مسئله، تربیت هویتی در کنار تربیت علمی است، راهکارها نیز باید ناظر به همین پیوند باشند:
۱) آموزش مسئلهمحور بهجای صرفاً مفهومی
دروس معارف باید به پرسشهای واقعی دانشجویان پاسخ دهند؛ مانند نسبت دین و آزادی، عدالت اجتماعی، تحلیل تحولات سیاسی و سواد رسانهای. کلاس باید محل تحلیل و گفتوگو باشد، نه صرفاً انتقال محفوظات.
۲) استاد معارف بهعنوان میانجی فکری
نقش استاد باید فراتر از تدریس باشد:
تسهیلگر گفتوگو
هدایت نقد به سمت عقلانیت
ایجاد فضای امن برای پرسشهای چالشی
تقویت تفکر نقاد همراه با مسئولیت اجتماعی
۳) تبدیل معنویت به مهارت عملی در سه زیستجهان
در زیست سنتی: تقویت احساس تعلق و هویت
در زیست مدرن: آموزش انتخاب آگاهانه و تحلیل انتقادی
در زیست شبکههای اجتماعی: ارتقای سواد رسانهای و مدیریت هیجان
بر این اساس، دانشگاه طراز اول باید علاوه بر تربیت متخصص، شخصیت اجتماعیِ آگاه و مسئول پرورش دهد.
تنشهای هویتی اخیر نشانه نیاز به بازنگری در نظام تربیتی است. گروه معارف میتواند حلقه اتصال میان علم، اخلاق، هویت و بصیرت اجتماعی باشد؛ مشروط بر آنکه با رویکردی مسئلهمحور، گفتوگومحور و متناسب با سه زیستجهان دانشجوی امروز عمل کند.