گذار از تماشاچی بیتفاوت به مجاهد مسئول؛ غیرت و مسئولیتپذیری، ضامن بقا و عزت ملت ایران
در فصل دوم «مهندسی اجتماعی و حماسی»، با بازخوانی حافظه تاریخی و استناد به منطق قرآنی، تبیین میشود که بیطرفیِ ضعیف در جنگهای جهانی منجر به هلوکاست ایرانی و قحطی بزرگ شد؛ واقعیتی که نشان میدهد عبور از انفعال و حرکت به سمت مسئولیتپذیری و اقتدار، تنها راه برونرفت از توطئههای دشمنان و جلوگیری از تکرار تاریخ ذلت است.
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، در طول تاریخ، ملتهایی که حافظه تاریخی خود را به فراموشی سپردهاند، ناچار به تکرار فجایع دردناک گذشته شدهاند. مفهوم «غیرت» و «مسئولیتپذیری» تنها کلماتی اخلاقی نیستند، بلکه ستونهای اصلی بقای یک تمدن و ضامن امنیت یک ملت بهشمار میروند. در این بخش، با نگاهی به تجربیات تلخ ایران در دوران بیطرفی و اشغال، به تبیین این واقعیت میپردازیم که چگونه عبور از جایگاه یک «تماشاچی بیتفاوت» و تبدیل شدن به یک «مجاهد مسئول»، تنها راه صیانت از عزت ملی و پیشگیری از تکرار تاریخ است.
فصل دوم
مهندسی اجتماعی و حماسی
(غیرت و مسئولیت)
تمرکز این بخش بر ساخت «زیربنای فکری و هیجانی» در مخاطب است تا مفاهیم «غیرت» و «مسئولیتپذیری» را از حالت شعاری خارج کرده و به یک باور عمیق تاریخی و دینی تبدیل کند.
موضوع: گذار از «تماشاچی بیتفاوت» به «مجاهد مسئول»
هدف: احیای غیرت دینی و ملی با شواهد تاریخی و منطق قرآنی
۱. تحریک «غیرت ملی» با بازخوانی «حافظه تاریخی»
(هزینه سازش و بیطرفی)
مسأله: برخی تصور میکنند اگر سرمان در لاک خودمان باشد و کاری به کار قدرتها نداشته باشیم، در امنیت هستیم.
پاسخ راهبردی: تاریخ ثابت کرده است که «بیطرفیِ ضعیف»، مساوی با «نابودی» است.
الف) روضه بازِ تاریخ ایران (هلوکاست ایرانی):
سند تاریخی (جنگ جهانی اول و دوم): ایران در هر دو جنگ جهانی اعلام «بیطرفی» کرد. ما با کسی سر جنگ نداشتیم. اما نتیجه چه شد؟
در جنگ جهانی اول (۱۹۱۷-۱۹۱۹)، ارتش بریتانیا و روسیه علیرغم بیطرفی ما، ایران را اشغال کردند. آنها غلات و آذوقه مردم را برای سربازان خود مصادره کردند.
نتیجه فاجعهبار: «قحطی بزرگ». طبق اسناد تاریخی معتبر (از جمله گزارشهای مأموران آمریکایی وقت)، جمعیت ایران از حدود ۲۰ میلیون نفر به حدود ۱۱ میلیون نفر کاهش یافت. یعنی نزدیک به ۹ میلیون ایرانی (حدود نیمی از جمعیت کشور) بر اثر گرسنگی و بیماریهای ناشی از اشغال، مظلومانه پرپر شدند.
استدلال برای مخاطب: «آقای محترم! خانم محترم! ۹ میلیون ایرانی کشته شدند، در حالی که ما "بیطرف" بودیم! چرا؟ چون "ضعیف" بودیم. چون حکومت وقت (قاجار و پهلوی) "غیرت و عرضه" دفاع از مرزها و نان مردم را نداشت. دنیا به "بیطرفها" رحم نمیکند، دنیا فقط به "قویها" احترام میگذارد.»
ب) اتصال به غیرت دینی (قاعده نفی سبیل):
آیه: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نساء/۱۴۱)
تفسیر حماسی: خداوند اجازه نمیدهد کافر بر مؤمن مسلط شود. این آیه یعنی «استقلال»، ناموس دین است. غیرت دینی یعنی خونت به جوش بیاید وقتی میبینی اجنبی میخواهد برای کشورت تصمیم بگیرد. ما انقلاب کردیم تا آن هلوکاست ۹ میلیونی تکرار نشود. ما موشک ساختیم تا دیگر هیچکس جرأت نکند آذوقه ملت ما را غارت کند. این یعنی غیرت.
۲. مفهومشناسی «جهاد» و «دشمنشناسی»
(چرا باید هزینه بدهیم؟)
مسأله: شبهه «چرا با دنیا (که منظورشان آمریکا است) نمیسازیم؟» پاسخ راهبردی: سازش با گرگ، مرگ گوسفند است.
الف) ماهیت دشمن (گرگهای کراواتزده):
تحلیل: دشمنان امروز ما (آمریکا و انگلیس)، همانهایی هستند که آن قحطی بزرگ را ایجاد کردند. ذاتشان عوض نشده، فقط ابزارشان از «قحطی نان» به «تحریم دارو و اقتصاد» تغییر کرده است.
آیه: «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» (هود/۱۱۳)
تبیین: به ظالمان تکیه نکنید که آتش میگیرید. اعتماد به غرب، تکیه بر باد است.
ب) عزت در برابر رذالت (پروندههای اخلاقی غرب):
استدلال: غیرت ایرانی قبول نمیکند زیر پرچم کسانی برود که غرق در فسادند.
مصداق: پرونده «جفری اپستین» را ببینید. سران سیاسی و اقتصادی غرب (روسای جمهور، شاهزادهها) در کثیفترین شبکههای استثمار جنسی کودکان دست دارند.
تلنگر: «آیا شرف ایرانی اجازه میدهد که چنین موجودات پستی برای ما نسخه "حقوق بشر" و "آزادی زن" بپیچند؟ جهاد ما، ایستادگی در برابر سیطره این "جاهلیت مدرن" است.»
ج) منطق قرآن (بازدارندگی):
آیه: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ... تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» (انفال/۶۰)
تحلیل: قرآن نمیگوید نیرو آماده کنید تا «بجنگید»، میگوید نیرو آماده کنید تا «بترسانید» (تُرهِبون). اگر قوی باشی، دشمن میترسد و جنگ نمیشود. اگر ضعیف باشی (مثل دوران قاجار و پهلوی)، هم اشغال میشوی، هم قحطی میآید، هم تحقیر میشوی. پس «مسئولیتپذیری» امروز ما در قوی شدن، ضامن امنیت فرداست.
۳. تبدیل «تماشاچی» به «مسئول»
(مهندسی مسئولیت اجتماعی)
مسأله: مبارزه با ویروس «به من چه؟» و «عیسی به دین خود...»
پاسخ راهبردی: سرنوشت همه ما به هم گره خورده است.
الف) استدلال عقلی (تمثیل کشتی):
روایت: پیامبر اکرم (ص) جامعه را به کشتی تشبیه کردند. اگر کسی جای خودش را سوراخ کند و بگوید «چهاردیواری اختیاری»، حماقت کرده است. آب که بیاید، همه غرق میشوند.
تطبیق: گرانی، فساد، ناامنی و نفوذ دشمن، مثل آبی است که وارد کشتی میشود. کسی که میگوید «من کاری به سیاست و نظام ندارم»، دارد اجازه میدهد کشتی سوراخ شود. دودِ این بیتفاوتی اول در چشم خانواده خودش میرود.
ب) قاعده «کُلُّکُم راع» (همه مسئولیم):
حدیث: «کُلُّکُم رَاعٍ وَ کُلُّکُم مَسؤُولٌ عَن رَعِیَّتِهِ».
تبیین: در اسلام، «شهروند درجه دو» یا «تماشاچی» نداریم. همه رهبرند، همه مسئولند. اگر دیدی جایی خطایی هست، اگر دیدی دشمن دارد یأس پمپاژ میکند، اگر ساکت بمانی، شریک جرمی.
جمعبندی برای مخاطب:
«برادر و خواهر من! تاریخ نشان داد که وقتی ملت ایران بیتفاوت بود و حکومت ضعیف، ۹ میلیون نفرمان از گرسنگی مردند و آب از آب تکان نخورد. امروز اگر میخواهیم آن روزهای سیاه تکرار نشود، باید "مسئولیتپذیر" باشیم. باید وسط میدان باشیم. غیرت یعنی نگذاریم تاریخ ذلت تکرار شود.»
ارسال نظرات