۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۲
کد خبر: ۸۱۴۳۱۵
حجت الاسلام مجتهدزاده در گفت‌وگو با رسا:

دانشگاه «الازهر» گرفتار محدودیت‌های عمیق سیاسی است/ «الازهر»، دانشگاه مستقل دینی نیست

دانشگاه «الازهر» گرفتار محدودیت‌های عمیق سیاسی است/ «الازهر»، دانشگاه مستقل دینی نیست
قاضی بازنشسته دیوان عالی کشور گفت: موضع دوگانه الازهر نشان می‌دهد که رفتار این نهاد، بیش از آنکه تابع اصول اخلاق اسلامی، منصفانه یا قواعد حقوق بین‌الملل باشد، از وابستگی‌های عمیق دولت مصر به غرب و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نشأت می‌گیرد.

اشاره: اخیرا الازهر‌ بیانیه ای منتشر کرده است و با عبارت تجاوز ایران به امارات، جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده است. یکی از  مسائلی که در بیانیه های یک‌سویه الازهر مطرح شده، نگاه یک‌سویه به مسائل سیاسی و منطقه ای است، در این بیانیه به هیچ وجه به سوابق شرارت امارات در پایگاه دادن به آمریکا، همدستی با آمریکا در حوزه مالی و لجستیکی در حمله به ایران و کارسازی و همدستی با رژیم صهیونیستی اشاره نمی شود و فقط اقدامات تدافعی ایران اسلامی، تهاجم نامیده می شود.

در همین راستا خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، با حجت‌الاسلام علی‌اصغر مجتهدزاده، قاضی بازنشسته دیوان عالی کشور، به گفت‌وگو نشسته و نگاه یک‌سویه الازهر و تزلزل جایگاه تقریبی این نهاد علمی با این گونه موضعگیری ها را مورد بررسی قرار داده است که در ادامه مشروح آن را از منظر خوانندگان می گذرانیم:

رسا- اخیرا الازهر‌ بیانیه ای منتشر کرده است و با عبارت تجاوز ایران به امارات، جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده است؛ به نظر شما این رویکرد سیاسی در الازهر نشانه چیست؟ آیا این بیانیه های سیاسی تحت تاثیر فشار های سیاسی و حاکمیتی دولت مصر انجام می شود؟

پرسش شما از مواضع الازهر در بیانیه اخیر، نقدی جدی را در جهان اسلام برانگیخته است. این سکوت و محکومیت گزینشی، بیش از آنکه بازتاب «سیاست الازهر» باشد، ریشه در شرایط دشوار و وابستگی‌های چندلایه حاکمیت مصر دارد.

بر اساس اسناد حقوقی و گزارش‌های موجود، حمله به مدرسه شجره طیبه میناب در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) انجام شد. در این حمله که با موشک‌های کروز تاماهاک آمریکا صورت گرفت، از مجموع 168 شهید، حداقل ۱۲۰ نفر دانش‌آموز و بقیه معلم بودند و این«جنایت جنگی» به مرگبارترین رویداد جنگ برای غیرنظامیان تبدیل شد. اما چرا الازهر در برابر چنین فاجعه‌ای سکوت کرد ولی حمله دفاعی ایران را محکوم نمود؟ این تناقض پرسش‌های اساسی درباره استقلال و معیارهای اخلاقی این نهاد دینی ایجاد کرده است.

همچنین، در حالی که الازهر ایران را محکوم کرد، نیروهای مسلح ایران بارها اعلام کردند که هیچ عملیات موشکی و پهپادی علیه کشور امارات انجام نداده‌اند و این حملات صرفاً در دفاع از حاکمیت ایران و در پاسخ به حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای بوده است. مواضع گزینشی الازهر در دو رویداد اخیر منطقه‌ای، تصویر واضحی از رویکرد دوگانه‌ای را نشان می‌دهد که انتقادات گسترده‌ای را در پی داشته است.

برای درک این تناقض، باید نگاهی فراتر از بیانیه‌ها داشت و الازهر را نه به عنوان یک نهاد کاملاً مستقل دینی، بلکه به عنوان جزئی از ساختار سیاسی مصر در نظر گرفت که خود گرفتار محدودیت‌های عمیق سیاسی است.

استقلال محدود در قبال حاکمیت

شیخ الازهر توسط دولت مصر منصوب می‌شود و مواضع این نهاد به ندرت از چارچوب سیاست خارجی قاهره فراتر می‌رود. در جریان جنگ اخیر، دولت مصر از محکومیت صریح واشنگتن یا تل‌آویو خودداری کرد. تحلیلگران این رویکرد را نه بی‌طرفی، بلکه یک «محاسبه سیاسی» مبتنی بر «مدیریت ریسک راهبردی» می‌دانند که الازهر نیز از آن پیروی می‌کند.

وابستگی اقتصادی به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس

قاهره به شدت به کمک‌های مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس (به ویژه امارات و عربستان) وابسته است. این کشورها ده‌ها میلیارد دلار برای کمک به عبور مصر از بحران‌های اقتصادی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. از این رو، محکومیت حملات به مناطقی که این کشورها آن را به عنوان حمله به خاک خود تلقی می‌کردند، برای مصر یک ضرورت اقتصادی تلقی می‌شود.

رابطه راهبردی با آمریکا

مصر پس از اسرائیل، دومین دریافت‌کننده بزرگ کمک‌های نظامی و مالی آمریکا است. قاهره سالانه حدود ۱.۳ میلیارد دلار کمک نظامی مستقیم از واشنگتن دریافت می‌کند. رویارویی با آمریکا می‌توانست هزینه‌های مالی و دیپلماتیک جبران‌ناپذیری برای اقتصاد شکننده مصر در پی داشته باشد.

رقابت ژئوپلیتیک با ایران

محور مقاومت به رهبری ایران از دیرباز رقیب ژئوپلیتیک محور عربی-غربی به رهبری عربستان، امارات و مصر بوده است. از این منظر، روایت ایران از «دفاع از حاکمیت» در برابر «تجاوز» در قاهره خریدار ندارد. در نهایت، موضع دوگانه الازهر نشان می‌دهد که رفتار این نهاد، بیش از آنکه تابع اصول اخلاق اسلامی، منصفانه یا قواعد حقوق بین‌الملل باشد، از وابستگی‌های عمیق دولت مصر به غرب و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نشأت می‌گیرد.

سکوت الازهر در برابر فاجعه میناب و محکومیت اقدام دفاعی ایران، ترجیح منافع سیاسی بر حقیقت‌جویی و حمایت از مظلوم را به تصویر می‌کشد؛ رویکردی که اعتبار دیرین این نهاد دینی را در جهان اسلام با چالش جدی مواجه کرده است.

تزلزل جایگاه الازهر

این رویکرد یک‌سویه از سوی الازهر، در نگاه تحلیل‌گرانه، می‌تواند اعتبار علمی و فقهی این نهاد را آسیب‌پذیر کند. علمای معتبر باید توانایی نقد رویکردهای سیاسی و منطقه‌ای را داشته باشند و در بیانیه‌های خود از توازن و عدالت در بیان مسائل بهره‌مند شوند. نادیده‌ گرفتن سوابق دیگر کشورها و تمرکز صرف بر تبلیغات دروغین دشمنان اسلام، به بی‌اعتمادی نسبت به اظهارنظرها منجر می‌شود وجامعه جهانی وعلمای منطقه‌ای را به سمت تردید در بی‌طرفی و بی‌ملاحظگی علمی سوق می دهد. در نتیجه، تداوم این روند، جایگاه علمی و مرجعیت دینی الازهر را در میدان جهانی به چالش می‌کشد و تأثیر منفی بر اعتبار علمی و دینی آن خواهد داشت.

تحلیل نگاه یک‌سویه، قومیت‌گرایی و نقش عوامل غیر فقهی

رسا- یکی از  مسائلی که در بیانیه های یک‌سویه الازهر مطرح شده است نگاه یک‌سویه به مسائل سیاسی و منطقه ای است، به عنوان مثال در این بیانیه اخیر به هیچ وجه به سوابق شرارت امارات در پایگاه دادن به آمریکا، همدستی با آمریکا در حوزه مالی و لجستیکی در حمله به ایران، کارسازی و همدستی با رژیم صهیونیستی اشاره نمی شود و فقط اقدامات تدافعی ایران تهاجم نامیده می شود، به نظر شما این نگاه یک‌سویه الازهر چگونه جایگاه تقریبی این نهاد علمی را می‌تواند متزلزل کند؟

اشاره شما بسیار بجاست؛ بسیاری از بیانیه‌ها و مواضع نهادهای منطقه‌ای از عوامل سیاسی، قومیتی و حتی مصلحت‌طلبانه تاثیر می‌پذیرد. نگاه یک‌سویه و کم‌تحلیلی ممکن است به دلیل تأثیرپذیری از منافع ملی، ملاحظات سیاسی و یا فشارهای خارجی باشد. در نتیجه، ضرورت دارد که نگاه علمی و فقهی بدون وابستگی‌های سیاسی و قومی تقویت گردد تا مرجعیت علمی و دینی این مراکز حفظ شود و نقش آن‌ها در تبیین صحیح مبانی اسلام و عدالت منطقه‌ای تثبیت گردد.

استدلال «بغی» و نقد فقهی آن

رسا-  الازهر با عبارت «بغی» از اقدامات ایران علیه امارات نامبرده است؛ به نظر شما این استدلال از منظر فقهی چگونه قابل نقد و  بررسی است؟

در فقه اسلامی، «بغی» به معنای خروج ازحدود دین و شرع، یا تجاوز برحقوق دیگران است. استدلال الازهر که اقدامات ایران را «بغی» می‌نامد. اگر اقدامات ایران به عنوان دفاع مشروع در مقابل تجاوزات واقعی نظامیان امریکایی و امارات و دیگران "بغی" تلقی شود، مغایرت اصولی با همه مذاهب اسلامی دارد؛ زیرا، دفاع از نفس، مال و امنیت کشور، در فقه اسلامی، مجاز و حتی واجب است و نمی‌توان آن را «بغی» محسوب کرد.

همچنین، از منظر حقوق بین‌الملل، هرگونه اقدام دفاعی مشروع، در چارچوب قوانین بین‌المللی، قابل توجیه است. لذا، استفاده از اصطلاح «بغی» با معیارهای دقیق فقهی و حقوقی مطابقت ندارد و کمک به دشمنان مذاهب تلقی می شود.

نقش علمای اعلام و دیپلماسی در تصحیح موضع الازهر

رسا- در بیانیه الازهر، ایران را متهم‌به حملات علیه شهروندان و مراکز اقتصادی متهم کرده است در حالی که اقدامات دفاعی ایران متوجه رد تجاوزات امارات و حفاظت از منافع حقه خود در تنگه هرمز بوده است؛ علمای اعلام چگونه می‌توانند با مباحثات و ارتباطات و دیپلماسی، مسیر و موضع اشتباه الازهر‌را تصحیح کنند؟

علمای اعلام و مراکز دینی به ویژه حوزه های علمیه نجف اشرف و قم مقدسه باید از طریق مکاتبات علمی، نشست‌های فقهی و فلسفی، و همکاری‌های منطقه‌ای، به گفت‌وگو و تبادل نظر با مقامات و علمای الازهر بپردازند. شفاف‌سازی مواضع حق و عدالت، تأکید براستمرار گفتگو و حفظ حسن همجواری، و نشان دادن دیدگاه‌های علمی و انسانی در مقابل دشمنان مشترک، می‌تواند در مسیر اصلاح مواضع نادرست مؤثر باشد. علاوه بر این، حضور فعال در مجامع بین‌المللی و تبیین جایگاه حقوقی و طبیعی ایران در منطقه، در کنار مراجعات به مراجع فقهی و حقوقی معتبر، می‌تواند به راه‌کارهایی برای تصحیح و تعدیل اظهارات نادرست کمک کند.

در نهایت، توسعه روابط دینی، علمی و فرهنگی میان جمهوری اسلامی ایران و مراکز برجسته جهان اسلام به خصوص الازهر، نیازمند تعامل مثبت، احترام متقابل، و اراده مشترک برای حفظ عدالت و حقانیت است. این امر می‌تواند از طریق گفت‌وگوهای عمیق، گفتگوهای علمی و سیاسی مبتنی بر منافع مشترک و مفاهیم انسانی و اسلامی میسر گردد.

سعید چراغی

ارسال نظرات