تشییعی که مرزها را شکست؛ روایت عراق از امت، مقاومت و پایان پروژه تفرقه
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حضور گسترده مردم عراق در آیین بدرقه رهبر شهید، در روایتهای پویش ملی «۱۰۰۱ روایت» خبرگزاری رسا، صرفاً یک مراسم سوگواری توصیف نشده، بلکه نشانهای از پیوند فراتر از مرزهای جغرافیایی، استحکام محور مقاومت، ناکامی پروژههای تفرقهافکن و نمایش سرمایه اجتماعی گفتمان امت و امامت ارزیابی شده است.
تشییع فراتر از مرزها؛ وقتی عراق با امت، نه با جغرافیا، وداع کرد
این البته در چارچوب اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی و نظام امت و امامت موضوع غریبی نیست. ایران و عراق دو ضلع یک حوزه تمدنیاند که عناصر مشترک فراوانی دارند؛ از مراقد مطهر عتبات تا حوزههای علمیه و مناسکی مثل اربعین. امام یا ولی جامعه نیز، صرفا رهبر یک سرزمین جغرافیایی نیست؛ بلکه نماد وحدت امت است و حتی اگر در جغرافیایی بسط ید رسمی نداشته باشد، مرجعیت و شأنیت اجتماعی و حتی سیاسی خود را خواهد داشت.
واضح است که این مشایعت صرفا یک مراسم سوگواری نیست و حامل پیامهای مذهبی، اجتماعی و سیاسی خواهد بود؛ از امتداد نفوذ فرهنگی و مذهبی فراتر از مرزهای ایران تا قدرت نرم جمهوری اسلامی و سرمایه نمادینی از اعتبار و منزلت بینالمللی که همه اینها میتواند بر مناسبات قدرت و روابط منطقهای اثرگذار باشد.
این تشییع تمدنی میتواند حیات و پویایی محور مقاومت، بهویژه پیوندهای عمیق ایران و عراق را پس از جنگ و تحولات سیاسی در عراق به رخ بکشد؛ بهویژه اینکه مشارکت و حضور در این مراسم برای مردم منطقه، نوعی اعلام موضع در برابر آمریکا و کنشی حداقلی در اعلام آمادگی برای مبارزه در این میدان تلقی میشود.
ولیانپور
هر پایان بر پروژه نفوذ؛ عراق با تشییع رهبر شهید، وحدت را انتخاب کرد
زمانی فهمیدم که عراقی ها واقعا برادر ما هستند که در تمام کوچه ها عزاداری می کنند برای رهبر شهیدم ، نذری های مختلف از جمله پرچم کشورم را پخش می کنند و برای پرچم کشورم صف های طولانی می بندند ، تمام شهر را با پرچم ایران و عکس آقا مزین کردند ، چنان عزاداری می کنند گویی که خود پدر از دست داده اند
پایان یک پروژه نفوذ؛ چرا تشییع رهبر انقلاب، نقطه پایانی بر «شیعه انگلیسی» در عراق بود؟
جریان «شیعه انگلیسی» با شعار ظاهری دفاع از شعائر، در عمل با تکیه بر «تفرقهافکنی میان مذاهب اسلامی»، «تقدسزدایی از وحدت» و «توهین به مقدسات سایر مذاهب»، در پی ایجاد شکافی عمیق در بدنه جهان اسلام و به حاشیه راندن اسلام سیاسی و انقلابی بود. این جریان در سالهای گذشته، با نفوذ در برخی محافل و بهرهبرداری از هیجانات مذهبی، تلاش کرد تا پیوند قلبی و استراتژیک میان دو ملت ایران و عراق را هدف قرار دهد.
با این حال، رویداد اخیر و حضور باشکوه و حماسی مردم عراق در مراسم تشییع و ادای احترام به رهبر انقلاب اسلامی، ضربهای کاری بر پیکره این جریان وارد آورد. دلایل این «مهر تأیید بر پایان» را میتوان در موارد زیر جستجو کرد:
۱. شکست در «تفرقهافکنی»
شیعه انگلیسی همواره سعی داشت با بزرگنمایی اختلافات مذهبی و تحریک احساسات، مردم عراق را از «برادری با همسایگان» باز دارد. اما تشییع پیکر رهبر انقلاب نشان داد که ملت عراق، «وحدت» و «عمق استراتژیک» ارتباط با ایران را به «فرقه گرایی» ترجیح میدهند. این حضور، پاسخی عملی به تمام تبلیغات ضدایرانی بود که این جریان سالها صرف آن کرده بود.
۲. درک عمق «مرجعیت سیاسی»
این جریان سعی داشت مرجعیت را از سیاست جدا کند و آن را به نهادی گوشهگیر و بی تفاوت نسبت به سرنوشت امت تبدیل کند. اما تجلیل مردم و جریانهای اصیل عراقی از شخصیت «رهبر سیاسی-مذهبی»، نشان داد که توده مردم عراق، الگوی «مرجعیت حاضر در میدان» را درک کرده و آن را بر انزواطلبی ترجیح میدهند.
۳. انزوای اجتماعی در میان ملت
شاید مهمترین ضربه، «انزوای اجتماعی» بود. جریان شیعه انگلیسی همواره ادعا میکرد که صدای واقعی شیعیان عراق است. اما وقتی خیابانهای بغداد، نجف و کربلا مملو از جمعیت برای ابراز ارادت به شخصیتی شد که نماد «تقریب» و «مبارزه با استکبار» است، این جریان عملاً در اقلیت مطلق قرار گرفت و پوچی ادعاهای آنها در خصوص ذائقه مذهبی مردم عراق برای همگان عیان شد.
۴. پایان دوران «عافیتطلبی»
این جریان با ترویج رویکردهای نمایشی و مذهبی بدون هزینه، سعی در جذب جوانان داشت. اما تشییع رهبر انقلاب، یادآور فرهنگ «ایثار، شهادت و مبارزه» بود؛ چیزی که در نقطه مقابل «عافیتطلبی مقدسنمایانه» قرار دارد. مردم عراق با این حضور، نشان دادند که در دوره حساس کنونی، به دنبال راهکارهای کنشگرانه و انقلابی هستند، نه مناسک بی خاصیت.
نهایت آنکه آنچه در عراق رخ داد، نه فقط یک مراسم تشییع، بلکه یک «همهپرسی خیابانی» بود. پیامی که از دل این حضور برخاست، بسیار واضح بود: پروژه شیعه انگلیسی که بر پایه تفرقه و انزوا بنا شده بود، در مواجهه با واقعیت پویا، وحدتبخش و ضد استکباری مردم عراق، رنگ باخت. امروز این جریان بیش از هر زمان دیگری در حاشیه قرار گرفته و ملت عراق با انتخاب مسیر «وحدت در سایه بصیرت»، مهر پایانی بر عصر فعالیتهای مخرب این جریان کوبیدهاند.
ع رضایی
وحشت از یک تشییع؛ چرا ترامپ آتشبس را تمامشده خواند؟
ترامپ در پاسخ به سوالی در واکنش به حمله ایران به نفت کش ها و ۸۵ نقطه از پایگاه های آمریکایی در منطقه در سحرگاه امروز مدعی شد که آتش بس تمام شده است.
دلیل این اظهارات ترامپ را در چند مورد می توان ارزیابی کرد:
بر خلاف ادعای ترامپ ، تنگه برای کشتی های آمریکایی و اسرائیلی اصلا باز نبوده و هرگاه آنان می خواستند از مسیر های غیر مجاز عبور کنند، مورد هدف ایران قرار گرفتند.
تشییع باشکوه میلیونی شهید آیت الله سید علی حسینی خامنهای در ایران و عراق او را به وحشت انداخته و ادعای تضعیف جبهه مقاومت را زیر سوال برده است.
عمق عصبانیت ترامپ را باید در فحاشی به مقامات ایرانی دانست که همچون رهبر شهید هیچ گونه باجی به او نداده اند. وقتی او ایرانی ها را «یک مشت آشغال»، «سرطان» و «بیعرضه» می خواند نشان می دهد که کاملا گیج شده است و علیرغم های و هوی رسانه ای، شکست دوباره ای در دوران آتش بس خورده است.
سعید میرزایی