۲۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۷
کد خبر: ۵۵۱۵۴۶
به‌مناسبت سالروز شهادت شهید نواب صفوی؛

"چاپ پنجم کتاب پروانه‌ای که سوخت"

سارا عرفانی در «پروانه‌ای که سوخت» در قالب داستان به زندگی و مبارزات شهید سیدمجتبی نواب صفوی می‌پردازد.
پروانه

به گزارش خبرگزاری رسا، به‌مناسبت سالروز شهادت شهید نواب صفوی انتشارات سورۀ مهر کتاب پروانه‌ای که سوخت، نوشته  سارا عرفانی را منتشر کرد.

«پروانه‌ای که سوخت»، چهارمین کتاب از مجموعه کتاب‌های قهرمانان انقلاب است که سارا عرفانی در قالب داستان به زندگی و مبارزات شهید سیدمجتبی نواب صفوی می‌پردازد. او در فصول هفت‌گانۀ کتاب، بلافاصله از تولد، طفولیت و تحصیلات اولیۀ سیدمجتبی عبور می‌کند و دوست دارد به سرعت مخاطبش را به بخش‌های مهیج زندگی این قهرمان بزرگ و نامدار مردم ایران برساند. نویسنده با وجود فصل‌بندی کتاب، هر قصه را در چند پاراگراف تعریف می‌کند و با ایجاز از آن‌ها می‌گذرد تا خواننده، عصاره‌ای از مراحل گوناگون زندگی سیدمجتبی نواب صفوی را با تمام جلوه‌های مبارزاتی وی درک کند. در «پروانه‌ای که سوخت» خیال‌پردازی جایی ندارد و شخصیت‌ها، همان‌هایی هستند که در تاریخ معاصر ایران نقش‌آفرینی کرده‌اند؛ چرا که قصه‌های زندگی شخصیت اصلی کتاب به قدر کافی، جذاب هست که نویسنده در اندیشۀ خلق یک قصۀ موازی یا مکمل برای اثرش نیفتد. دانستن اینکه نواب صفوی در کودکی، زمانی که رضاشاه ملعون به دبستانشان آمده و او به جای استقبال از پهلوی، دسته‌گل را به سمت شاه پرت کرده، برای جویندگان تاریخ، حتماً جذابیت دارد. پس از آن است که نواب در جوانی با تشکیل جمعیت فداییان اسلام و ترور نویسندۀ مرتدی به نام احمد کسروی، به یک قهرمان ملی برای مسلمانان عدالت‌خواه تبدیل می‌شود.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

نیره سادات او را از پشت پرده دید. چادرش را روی سر انداخت و از اتاق بیرون آمد. به طرف سیدمجتبی رفت و سلام کرد. سیدمجتبی لبخند زد  و گفت: «سلام، حالت خوبه؟»

ـ شکر خدا.

ـ این جا راحتی، یا سخت می گذره؟

ـ نه همه چیز خوبه. فقط ای کاش می تونستیم بیشتر باهم باشیم؛ ولی همین قدر هم غنیمته. خدا شما رو برای من نگه داره.

سیدمجتبی، جوراب هایش را پوشید، بند کفش‌هایش را بست و گفت: «باید منو ببخشی که مجبوری این قدر سختی رو تحمل کنی.»/925/ د 103/ش

ارسال نظرات