گزارشی از نشست نقد و بررسی کتاب «هستیشناسی فضای سایبر»
نشست نقد و بررسی کتاب «هستیشناسی فضای سایبر» به همت مرکز مطالعات فضای مجازی و هوش مصنوعی و گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، نشست نقد و بررسی کتاب «هستیشناسی فضای سایبر» به همت مرکز مطالعات فضای مجازی و هوش مصنوعی و گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، روز سهشنبه ۹ دی ۱۴۰۴ در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
در این نشست، حجتالاسلام مسعود اسماعیلی نویسنده کتاب، دکتر حسین رمضانی، دکتر حمید محسنی و آقای عزیز نجفپور آقابیگلو حضور داشتند و به ارائه دیدگاهها و نقدهای خود درباره اثر پرداختند.

حجتالاسلام اسماعیلی با اشاره به انتقادها و سوءبرداشتها درباره کاربرد این مفاهیم تصریح کرد: بخشی از مخالفتها ناشی از عدم انجام تحقیق جدی در این حوزه است. فضای سایبر مفهومی ایستا نیست؛ از یک شبکه محدود اداری و سازمانی آغاز شد و به یک زیستجهان فراگیر تبدیل شده که امروز بخشهای گستردهای از زندگی انسان را دربر گرفته است.
وی با اشاره به نسبت فضای سایبر و هوش مصنوعی خاطرنشان کرد: هوش مصنوعی بهخودیخود مساوی با فضای سایبر نیست، بلکه یک فناوری است که بیشترین بروز و ظهورش در فضای سایبر اتفاق میافتد. اشتراکهای جدی میان این دو وجود دارد، اما نباید هر نوع کارکرد هوش مصنوعی را الزاماً ذیل فضای سایبر تعریف کرد.
نویسنده کتاب در ادامه با تأکید بر ماهیت فلسفی بحث گفت: مسئله اصلی کتاب، «نحوه وجود فضای سایبر» است و این پرسش، یک پرسش فلسفی و هستیشناختی است، نه مهندسی و نه صرفاً اجتماعی. از همینرو، مراد من از هستیشناسی، آنتولوژی فنی یا مهندسی که در علوم رایانه رایج است، نیست، بلکه بحثی فلسفی درباره نحوه تحقق و وجود این فضا در نسبت با واقعیت انسانی و اجتماعی است.
وی با اشاره به تفاوت «وجودشناسی اجتماعی» و «وجودشناسی فلسفی» اظهار داشت: در وجودشناسی اجتماعی، تمرکز اصلی بر تعاملات، آثار و پیامدهای اجتماعی، نفوذ فرهنگی و تغییرات ناشی از یک پدیده است، اما هستیشناسی فلسفی با حساسیتهایی عمیقتر و فراتر از اجتماع، به پرسش از نحوه وجود و حقیقت آن پدیده میپردازد؛ هرچند مباحث اجتماعی نیز میتواند در این چارچوب مطرح شود، اما به همان سطح محدود نمیماند.
حجتالاسلام اسماعیلی مسئله محوری کتاب خود را «نحوه وجود فلسفی فضای سایبر» دانست و گفت: این پرسش، پرسشی کاملاً فلسفی است. از اینرو در آغاز، تعاریف متعددی از فضای سایبر را ـ با استفاده از منابع و آثار غربی ـ گردآوری و تحلیل کردهام و در نهایت به تعریفی ترکیبی و تحلیلی دست یافتهام.

دکتر نجفپور اظهار داشت: اثر حاضر از دو جهت برای بنده حائز اهمیت بود؛ نخست آنکه تلاش کرده دلالتها و ظرفیتهای فلسفه اسلامی را در حوزه فضای سایبر استخراج کند و لازمه این کار، مفهومشناسی دقیق فضای مجازی بوده که بهخوبی انجام شده است. دوم اینکه این مسئله، بهنوعی با پروژههای علمی و دغدغههای پژوهشی شخصی بنده نیز همپوشانی دارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به سابقه پژوهشی خود در حوزه فلسفه علم و فرهنگ افزود: پایاننامه دکتری و مقالات منتشرشده بنده نیز به نسبت فناوری، زیستجهان جدید و بازسازی فرهنگی ناشی از آن پرداخته است و از این حیث، همراهی نظری با پروژه آقای دکتر اسماعیلی داشتهام؛ هرچند تلاش کردم در عین این همراهی، نگاه نقادانه خود را حفظ کنم و پرسشها و ابهاماتی را برای غنای بحث مطرح سازم.
وی با تأکید بر اهمیت راهبردی موضوع فضای سایبر تصریح کرد: امروز سیاستگذاری در فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران، بدون برخورداری از یک فهم ماهوی، نظری و فلسفی از فضای سایبر ممکن نیست. اگر بناست سیاستگذاری ما منطبق با شاخصها و ارزشهای انقلاب اسلامی باشد، باید پیش از هر چیز، نسبت وجودی و ماهوی این فضا با انسان، فرهنگ و جامعه را بهدرستی بشناسیم.
این استاد دانشگاه با انتقاد از رویکردهای رایج در مواجهه با فناوری گفت: در سالهای گذشته، غالباً با رویکردی خاماندیشانه، خنثیانگارانه یا صرفاً ابزاری با تکنولوژی مواجه بودهایم، در حالی که اگر به جهتداری فناوری باور داشته باشیم، نوع سیاستگذاریها و تصمیمگیریهای کلان ما در این حوزه بهطور جدی متفاوت خواهد بود.
وی افزود: بخش قابل توجهی از چالشهای فرهنگی و هویتی جامعه ایران، بیش از آنکه ناشی از عوامل کلاسیک فرهنگی باشد، به کارکردهای فناوری و بازسازی فرهنگی ناشی از آن بازمیگردد. فضای سایبر نه صرفاً یک ابزار، بلکه یک زیستجهان جدید با سبک زندگی خاص خود است که پیامدهای عمیق اجتماعی و هویتی به همراه دارد.
دکتر نجفپور با اشاره به تحولات آینده خاطرنشان کرد: با گسترش هوش مصنوعی و سامانیافتن شناخت انسان بر اساس دادهها و الگوریتمهای جهانی، در آینده نزدیک با نسلی مواجه خواهیم شد که نهتنها با نسلهای پیشین متفاوت است، بلکه بهنوعی در فرآیندی غیر از نظام تربیتی بومی ما شکل گرفته است؛ مسئلهای که ضرورت تأملات فلسفی و سیاستگذاری عمیقتر را دوچندان میکند.

دکتر رمضانی با اشاره به اهمیت نقد و بررسی آثار علمی خاطرنشان کرد: هیچ اثری خالی از کاستی نیست و نقد صحیح، هم شامل بیان نکات مثبت و هم کاستیهای اثر میشود. کتاب حاضر، با وجود برخی محدودیتها در بهروز بودن منابع، همچنان یک اثر بهروز و قابل استناد برای پژوهشگران است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره کاربرد عملی اثر گفت: این کتاب نه تنها در حوزه فلسفه و هستیشناسی، بلکه میتواند مبنایی برای سیاستگذاری علمی و صحیح در فضای مجازی کشور باشد، چرا که فهم ماهوی این فضا پیششرط هرگونه تصمیمگیری کلان و مبتنی بر ارزشهای انقلاب اسلامی است.
دکتر رمضانی، استاد دانشگاه، با اشاره به ساختار منظم و نظاممندی اثر گفت: کتاب اسماعیلی تلاش کرده تا دیدگاهها و نظریات موجود درباره نحوه وجود فضای سایبر و فضای مجازی را جمعآوری و ارائه کند. دو فصل اول اثر بهویژه در تحلیل مفاهیم پایه و بررسی ادبیات تحلیلی موجود، برای مخاطب امروز قابل استناد و ارزشمند است.
وی افزود: با وجود اینکه تتبع منابع در این دو فصل بسیار دقیق انجام شده، منابع مورد استفاده عمدتاً مطالعات فلسفی و تحلیلی حوزه فناوری اطلاعات هستند و رجوع به ادبیات هرمنوتیکی، مطالعات قارهای یا دیدگاههای پستمدرنیستی کمتر صورت گرفته است. این محدودیت به ماهیت منابع موجود و رویکرد غالب پژوهشها بازمیگردد، اما مراجعه به منابع تحلیلی موجود، همچنان قابل توجه و معتبر است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به برخی نقاط قابل بهبود در اثر تصریح کرد: اثر میتوانست از حیث جامعنگری کاملتر باشد. ایجاد یک نقشه جامع از رویکردها و نظریات مختلف در فصل دوم، که به تحلیل دیدگاهها درباره نحوه وجود فضای سایبر پرداخته است، میتوانست ارزش علمی اثر را افزایش دهد. همچنین استفاده از نمودارها و نگاشتهای گرافیکی برای بازنمایی مفاهیم و تطور نظریات میتوانست فهم و خوانش متن را برای مخاطب تسهیل کند.
ارسال نظرات