۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۰
کد خبر: ۸۰۶۷۸۵

پرونده اپستین در خوانش الهیاتی؛ از جنایت سازمان‌یافته تا مناسک آیینی قدرت

پرونده اپستین در خوانش الهیاتی؛ از جنایت سازمان‌یافته تا مناسک آیینی قدرت
خوانش الهیاتی از پرونده اپستین، وقایع این جزیره را نه صرفاً انحراف اخلاقی، بلکه مظهر «مناسک آیینی سازمان‌یافته» و معامله‌ای ماورایی بر پایه درد کودکان برای تثبیت قدرت می‌داند؛ تحلیلی که از تداوم بت‌پرستی در کالبد مدرن و شکل‌گیری «جغرافیای نامقدس» برای بازتولید شر در ساختار قدرت غرب سخن می‌گوید.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و اداین خبرگزاری رسا، پرونده جنجالی جفری اپستین همچنان یکی از پیچیده‌ترین موضوعات تحلیلی در تقاطع جرم، قدرت و رسانه به شمار می‌رود. در کنار قرائت‌های حقوقی و سیاسی، برخی متون تحلیلی با رویکردی الهیاتی و متافیزیکی، تلاش کرده‌اند لایه‌های پنهان‌تری از این شبکه را واکاوی کنند؛ لایه‌هایی که جنایات رخ‌داده را نه صرفاً محصول انحرافات فردی یا لذت‌جویی افسارگسیخته، بلکه برآمده از یک جهان‌بینی آیینی و ماورایی خاص می‌دانند.
 
مناسک خشونت؛ فراتر از ناهنجاری رفتاری
 
در این خوانش تحلیلی، وقایع رخ‌داده در جزیره اپستین—از تجاوز و شکنجه تا قتل—به‌عنوان رفتارهای تصادفی یا هیجانی تفسیر نمی‌شوند، بلکه ذیل مفهوم «مناسک آیینی سازمان‌یافته» مورد بررسی قرار می‌گیرند. بر اساس این دیدگاه، خشونت علیه کودکان، به‌ویژه در شرایط ایجاد ترس و وحشت شدید، واجد کارکردی آیینی است که هدف آن تولید نوعی وضعیت روانی و وجودی خاص تلقی می‌شود.
 
تحلیل مذکور، این اعمال را در چارچوب الهیات شر تفسیر کرده و بر این باور است که برخی جریان‌های تاریخیِ مرتبط با شیطان‌پرستی، خشونت و هتک حرمت انسان بی‌گناه را شرط ایجاد پیوند میان عالم مادی و نیروهای اهریمنی می‌دانند. از این منظر، جزیره اپستین نه یک مکان تفریحی منحرف، بلکه صحنه‌ای برای اجرای مناسک سیاه تعریف می‌شود.
 
«درد در برابر قدرت»؛ قرائت آیینی از مناسبات سلطه
 
یکی از مفاهیم کلیدی مطرح‌شده، ایده «معامله درد با قدرت» است. در این چارچوب، تمرکز بر شکنجه کودکان به‌عنوان قربانیان معصوم، نه تصادفی، بلکه ناشی از این باور است که اوج ترس و رنج، واجد بالاترین ارزش آیینی است. این وضعیت را می‌توان به‌عنوان نوعی «رزق آیینی» برای نیروهای اهریمنی تفسیر کرد؛ مفهومی که در سنت‌های باستانی و اسطوره‌ای نیز سابقه دارد.
 
در مقابل این مناسک، وعده‌هایی چون تثبیت قدرت سیاسی، نفوذ اقتصادی و دسترسی به سطوحی از لذت یا ادراک فراتر از تجربه‌های معمول انسانی، به کارگزاران این شبکه نسبت داده می‌شود. به این ترتیب، جنایت، نه ابزار جانبی، بلکه هسته اصلی یک معامله ماورایی تلقی می‌گردد.
 
تداوم تاریخی بت‌پرستی در کالبد مدرن
 
این تحلیل، قرائتی متفاوت از مفهوم «بت‌پرستی» ارائه می‌دهد. بر اساس این دیدگاه، بت‌پرستی در تاریخ، صرفاً پرستش اشیای مادی نبوده، بلکه استفاده از کالبدهای فیزیکی برای ایجاد ارتباط با نیروهای غیرمادی تلقی می‌شده است. در این چارچوب، نمادها و ساختارهای قدرت مدرن—از مراکز مالی تا جزایر خصوصی—به‌عنوان نسخه‌های به‌روز‌شده همان منطق تاریخی تفسیر می‌شوند.
 
در این نگاه، تغییر شکل ظاهری این مناسبات —معابد سنگی تا فضاهای بسته نخبگانی— به معنای تغییر ماهیت آن‌ها نیست، بلکه نشان‌دهنده انطباق یک جهان‌بینی کهن با مختصات عصر جدید است.
 
جغرافیای نامقدس؛ تولید کانون‌های آیینی شر
 
همان‌گونه که در الهیات اسلامی، برخی مکان‌ها به‌واسطه اعمال خاص، واجد قداست و محل نزول رحمت الهی تلقی می‌شوند، این جریان نیز به دنبال ایجاد نقاطی با تراکم آیینی معکوس است. جزیره اپستین، در این خوانش، به‌عنوان نمونه‌ای از چنین کانونی معرفی می‌شود؛ مکانی که با تکرار مناسک خشونت‌آمیز، به یک نقطه ثقل برای بازتولید شر و هتک امر قدسی تبدیل شده است.
 
بر این اساس ، استفاده از نمادهای ادیان الهی در چنین فضاهایی، نه از سر تصادف، بلکه با هدف شکستن حرمت قداست و تقویت بار نمادین مناسک انجام می‌گیرد.
 
پرونده‌ای فراتر از جرم
 
در نهایت پرونده اپستین را نمی‌توان صرفاً در چارچوب جرم‌شناسی یا رسوایی اخلاقی فهم کرد. این پرونده،  نشانه‌ای از پیوند پیچیده میان قدرت سیاسی، اقتصاد جهانی و نوعی جهان‌بینی آیینی است که خشونت را ابزار تثبیت سلطه می‌داند؛ تحلیلی که فارغ از پذیرش یا رد آن، نشان‌دهنده گسترش دامنه مواجهه نظری با یکی از تاریک‌ترین پرونده‌های معاصر است.
برگرفته از نشست آنلاین جزیره ای به قدمت تاریخ
ارسال نظرات