۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۲
کد خبر: ۸۰۲۶۳۵
کارشناس جنگ ترکیبی:

زنان در خط مقدم نبرد نرم و استعمار نوین فرهنگی قرار دارند

زنان در خط مقدم نبرد نرم و استعمار نوین فرهنگی قرار دارند
یک کارشناس جنگ ترکیبی با تأکید بر پیچیدگی و پنهان‌بودن جنگ شناختی، گفت: این نوع نبرد، نه از مسیر تقابل نظامی، بلکه با بهره‌گیری از روایت‌سازی، تحریف مفاهیم، عملیات روانی و ابزارهای نوین رسانه‌ای، ذهن و ادراک جوامع را هدف قرار می‌دهد و در این میان، زنان ایرانی به دلیل نقش بنیادین در خانواده و فرهنگ، از اهداف اصلی این جنگ به شمار می‌روند و در خط مقدم این نبرد قرار دارند.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، محمدحسین قربانی زواره روز دوشنبه در گفت‌وگویی اظهار داشت: در سال‌های اخیر، جنگ شناختی به یکی از مهم‌ترین اشکال نبرد نرم تبدیل شده است؛ نبردی که تلاش می‌کند با ایجاد تزلزل در باورها و ارزش‌ها، مسیر کنش اجتماعی را تغییر دهد. زنان ایرانی به‌عنوان ستون‌های اصلی خانواده، فرهنگ و تربیت نسل آینده، بیش از دیگر اقشار در معرض این تهدید قرار دارند و تغییر نگرش آنان می‌تواند پیامدهای گسترده اجتماعی به دنبال داشته باشد.

وی با اشاره به جایگاه زنان در شبکه‌های اجتماعی و اعتماد عمومی افزود: زنان به دلیل سرمایه اخلاقی و نمادین بالا و حضور مؤثر در حوزه‌هایی مانند سلامت، آموزش، فرهنگ و مصرف، در مرکز شبکه‌های ارتباطی جامعه قرار دارند. روایت‌هایی که از سوی آنان بازنشر می‌شود، معمولاً مشروعیت بیشتری می‌یابد و سریع‌تر پذیرفته می‌شود و همین ویژگی، آنان را به هدفی راهبردی برای طراحان جنگ شناختی تبدیل کرده است.

بازخوانی ابعاد جنگ شناختی در عصر شبکه‌های اجتماعی

این کارشناس جنگ ترکیبی با بیان اینکه ابزارهای این نبرد در فضای رسانه‌ای و مجازی متنوع و پیچیده است، تصریح کرد: روایت‌سازی هویتی، انتشار اطلاعات نادرست در حوزه سلامت و خانواده، الگوریتم‌های تقویت‌کننده محتوای احساسی و تبلیغات هدفمند مبتنی بر داده‌های رفتاری، از جمله مهم‌ترین ابزارهایی هستند که به‌طور خاص زنان را نشانه می‌گیرند. استفاده از محتوای کاربرمحور و روایت‌های شخصی نیز باعث می‌شود پیام‌های دستکاری‌شده طبیعی و قابل‌اعتماد جلوه کند.

قربانی زواره با اشاره به سوءاستفاده از مفاهیمی مانند زیبایی، آزادی و حقوق زنان گفت: این مفاهیم به دلیل بار عاطفی و مشروعیت اجتماعی بالا، به کانال‌های اصلی جنگ شناختی تبدیل شده‌اند. القای استانداردهای غیرواقعی زیبایی، اعتمادبه‌نفس زنان را تضعیف می‌کند و آنان را به سمت مصرف‌گرایی و اضطراب سوق می‌دهد. همچنین آزادی و حقوق زنان گاه در قالب روایت‌های تحریف‌شده و شعارهای ظاهراً حقوق‌بشری مطرح می‌شود تا زمینه نفوذ فرهنگی و سیاسی فراهم شود؛ رویکردی که در نهایت می‌تواند اعتماد عمومی به مطالبات واقعی زنان را خدشه‌دار کند.

وی درباره نقش شبکه‌های اجتماعی در این فرآیند اظهار داشت: شبکه‌های اجتماعی با بازنشر تصاویر، روایت‌ها و سبک‌های زندگی خاص، معیارهای جدیدی برای زیبایی، موفقیت و نقش اجتماعی زنان می‌سازند و فشار روانی ناشی از مقایسه دائمی را افزایش می‌دهند. با این حال، همین فضا می‌تواند بستری برای توانمندسازی و شکل‌گیری روایت‌های بدیل باشد و زنان قادرند از آن برای ایجاد شبکه‌های حمایتی و تقویت مقاومت فرهنگی بهره ببرند.

این نویسنده حوزه جنگ شناختی تأکید کرد: جنگ شناختی آثار عمیقی بر هویت، اعتمادبه‌نفس و نقش اجتماعی زنان بر جای می‌گذارد و این تأثیرات به سطح فردی محدود نمی‌ماند، بلکه شبکه‌های خانوادگی و اجتماعی را نیز دربرمی‌گیرد. بحران هویت، احساس ناکافی بودن و محدودسازی یا انحراف مشارکت اجتماعی، از پیامدهای این نبرد نرم است که می‌تواند مسیرهای توانمندسازی را تضعیف کند.

قربانی زواره، جنگ شناختی را شکلی از استعمار نوین فرهنگی علیه زنان دانست و گفت: این نوع استعمار بدون اشغال سرزمین و از طریق نفوذ در ذهن و هویت عمل می‌کند. تحمیل الگوهای فرهنگی وارداتی و تضعیف نظام ارزشی، وابستگی فرهنگی را افزایش می‌دهد. مقابله مؤثر با این تهدید، نیازمند ارتقای سواد رسانه‌ای، بازتعریف آگاهانه هویت زن ایرانی و تولید روایت‌های اصیل و بومی است؛ روایت‌هایی که بتواند کرامت، نقش تمدن‌ساز و جایگاه اجتماعی زنان را حفظ و تقویت کند.

تقویت سواد رسانه‌ای، اصلی‌ترین راه مقابله زنان با جنگ شناختی است

این متخصص حقوق بین الملل با بیان اینکه جنگ شناختی شکل جدیدی از استعمار نوین است، گفت: در این نوع استعمار، به‌جای سلطه نظامی، کنترل فرهنگی و روانی جوامع دنبال می‌شود و زنان به دلیل جایگاه اجتماعی و نمادین خود، در مرکز این راهبرد قرار دارند.

قربانی زواره اظهار داشت: جنگ شناختی با هدف نفوذ در ذهن و نظام ارزشی جوامع طراحی می‌شود و تغییر نگرش زنان، به‌واسطه نقش محوری آنان در خانواده و جامعه، می‌تواند آثار گسترده و ماندگاری به همراه داشته باشد. به همین دلیل، زنان یکی از اهداف اصلی این نبرد نرم محسوب می‌شوند.

وی با تأکید بر راه‌های ایستادگی زنان در برابر جنگ شناختی افزود: مهم‌ترین ابزار مقابله، ارتقای سواد رسانه‌ای و تقویت آگاهی انتقادی است. آموزش اصولی و هدفمند، با تمرکز بر مهارت تحلیل محتوا، شناخت اخبار جعلی و درک سازوکارهای دستکاری ذهن، می‌تواند قدرت مقاومت زنان را به‌طور چشمگیری افزایش دهد. در کنار آن، رسانه‌های بومی با تولید روایت‌های معتبر و همسو با فرهنگ و ارزش‌های جامعه، نقش مؤثری در خنثی‌سازی روایت‌های تحریف‌شده ایفا می‌کنند.

این کارشناس جنگ ترکیبی ادامه داد: نهادهای فرهنگی نیز با ایجاد شبکه‌های حمایتی، ترویج ارزش‌های مشترک و فراهم‌سازی بستر گفت‌وگو، زمینه توانمندسازی زنان و بازتعریف هویت زنانه را فراهم می‌آورند. در مجموع، آموزش، رسانه‌های بومی و نهادهای فرهنگی، سه رکن اساسی مقاوم‌سازی زنان در برابر جنگ شناختی به شمار می‌روند.

قربانی زواره با اشاره به تجربه‌های داخلی و خارجی در این حوزه گفت: در داخل کشور، فعالیت زنان روزنامه‌نگار، پژوهشگر و فعال اجتماعی در زمینه افشای اخبار جعلی و آموزش سواد رسانه‌ای در دانشگاه‌ها و انجمن‌های مدنی، نقش مهمی در ارتقای آگاهی عمومی داشته است. همچنین کمپین‌های اجتماعی زنان در حوزه سلامت، خانواده و فرزندآوری، با تولید محتوای معتبر و مقابله با شایعات، توانسته‌اند اعتماد عمومی را حفظ کنند.

وی افزود: در عرصه بین‌المللی نیز نمونه‌های موفقی وجود دارد. در آمریکای لاتین، جنبش‌های زنان با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، روایت‌های بومی خود را بازتعریف کرده و در برابر الگوهای تحمیلی فرهنگی مقاومت نشان داده‌اند. در اروپا، گروه‌های فعال زنان در حوزه حقوق دیجیتال با راه‌اندازی پلتفرم‌های آموزشی و کارزارهای مقابله با اطلاعات نادرست، به افزایش آگاهی عمومی کمک کرده‌اند. همچنین در کشورهایی مانند هند و برخی مناطق آفریقا، زنان با ایجاد شبکه‌های محلی و رسانه‌های کوچک، روایت‌های فرهنگی خود را تقویت کرده و مانع نفوذ روایت‌های خارجی شده‌اند.

وی با بیان اینکه مقاومت در برابر جنگ شناختی یک کنش فردی نیست، تصریح کرد: تجربه‌ها نشان می‌دهد که مقابله مؤثر با این پدیده، حرکتی جمعی، عمیق و فرهنگی است که بر آموزش، روایت‌سازی مستقل و شبکه‌های حمایتی استوار است.

قربانی زواره با تأکید بر ضرورت بهره‌گیری هم‌افزا از ظرفیت‌های فرهنگی، دینی و اجتماعی گفت: فرهنگ با بازتولید روایت‌های بومی و معرفی الگوهای موفق زنانه، می‌تواند هویت اصیل را تقویت کند. دین نیز با تأکید بر کرامت انسانی و ارزش‌های اخلاقی، چارچوبی معنوی برای مقاومت در برابر فشارهای رسانه‌ای فراهم می‌آورد. در کنار این دو، جامعه با ایجاد شبکه‌های حمایتی و تقویت مشارکت اجتماعی زنان، بستر توانمندسازی و ایستادگی جمعی را مهیا می‌سازد. هم‌افزایی این ظرفیت‌ها می‌تواند سپری پایدار و کارآمد در برابر جنگ شناختی علیه زنان ایجاد کند.

ارسال نظرات