۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۵
کد خبر: ۸۰۴۰۹۸
یادداشت؛

فرعونِ زمان؛ چرا تاریخ دوباره تکرار می‌شود؟

فرعونِ زمان؛ چرا تاریخ دوباره تکرار می‌شود؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تبیین سنت قطعی الهی درباره سرنگونی مستکبران، تأکید کردند که غرور و ظلم سرآغاز سقوط قدرت‌های ظالم است و امروز نیز فرعون‌های مدرن با ظاهر متمدن محکوم به نابودی‌اند. ایشان رمز پیروزی مؤمنان را در مقاومت و انتظار فرج دانسته و تأکید کردند که آینده متعلق به جریان حق و عدالت است.

به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، تاریخ، صحنه تکرار انسان‌هاست؛ نه تکرار اشخاص بلکه تکرار روحیات، الگوهای رفتاری و سنن حاکم بر قدرت. در این میان یکی از پرتکرارترین چهره‌های تاریخ «فرعون» است؛ نه به‌عنوان یک فرد بلکه به‌مثابه یک الگوی حکمرانی متکبرانه. از همین روست که قرآن کریم فرعون را نه صرفاً برای عبرت بنی‌اسرائیل بلکه برای همه تاریخ روایت می‌کند؛ چراکه فرعون‌ها می‌آیند و می‌روند اما سنت الهی درباره آنان ثابت است.

در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی فرعون یک شخصیت تاریخیِ دفن‌شده در گذشته نیست؛ بلکه «جریان» است. جریانی که هرگاه قدرت، ثروت و سلطه با غرور، ظلم و بی‌تقوایی گره بخورد، بازتولید می‌شود؛ ولو با چهره‌ای مدرن، ادبیاتی بزک‌شده و ظاهری متمدن.

غرور؛ نقطه آغاز سقوط تمدن‌ها

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که رهبر معظم انقلاب در تحلیل سرنوشت مستکبران بر آن تأکید دارند، «غرور قدرت» است. غروری که انسان یا نظام سیاسی را به این توهم می‌رساند که از قواعد عالم استثناست. چنین نظامی،نه هشدار می‌پذیرد نه اصلاح می‌شود و نه آینده را می‌بیند. در نگاه توحیدی، همین نقطه، آغاز سقوط است، رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «غرور ملازم با سقوط است و وقتی انسان غرور پیدا کرد، ساقط می‌شود.» (۱۳۸۵/۰۳/۲۹)

تمدن‌هایی که در اوج اقتدار نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی تصور می‌کنند تاریخ به پایان رسیده و آنان آخرین نسخه حاکمیت بشرند، دقیقاً در همان لحظه وارد سراشیبی فروپاشی می‌شوند. این یک تحلیل سیاسی صرف نیست بلکه بیان یک سنت قطعی الهی است؛ سنتی که از نمرود و فرعون آغاز شده و تا استعمارگران مدرن امتداد یافته است.

بعثت پیامبران پیش از آنکه یک دعوت فردی یا اخلاقی باشد یک حرکت تمدنی ضد استکباری است. پیامبران نخستین مخالفان نظم‌های ظالمانه زمان خود بوده‌اند. پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز در عصری مبعوث شد که ساختار قدرت جهانی بر پایه زور، تبعیض و تحقیر انسان بنا شده بود.

در این چارچوب بعثت به‌معنای شکستن هیمنه حاکمانی است که خود را «ربّ اعلی» مردم می‌دانند؛ حاکمانی که انسان‌ها را ابزار تولید ثروت و قدرت خود می‌خواهند. از همین روست که رهبر معظم انقلاب، بعثت را نه یک واقعه تاریخی بلکه یک نقشه راه همیشگی بشر برای مقابله با سلطه می‌دانند.

فرعون‌های مدرن؛ با کراوات و لبخند

یکی از خطاهای تحلیلی رایج در جهان معاصر این است که فرعون را صرفاً با شلاق و اهرام مصر می‌شناسند. درحالی‌که فرعون امروزممکن است با کت‌وشلوار، لبخند دیپلماتیک و شعار حقوق بشر ظاهر شود، اما همان کارکرد را داشته باشد: سلطه، تحقیر ملت‌ها و غارت منابع.

رهبرمعظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که تفاوت مستکبران امروز با مستکبران دیروز، تفاوت در ادبیات و ظاهر است نه در ماهیت. همان ظلم ادامه دارد، همان تکبر برقرار است و همان فساد ساختاری، فقط با زبانی بزک‌شده عرضه می‌شود. به همین دلیل، رؤسای جمهور آمریکا و نظام سلطه جهانی در امتداد همان زنجیره تاریخی فرعون‌ها قابل تحلیل‌اند. ایشان در بیانی روشن فرموده‌اند: «همان ظلم آن روز، امروز هم هست؛ آن تکبر، امروز هم هست؛ آن فساد، امروز هم هست... بشر همان بشر است منتها ادبیّاتش فرق کرده، ظاهرش فرق کرده. امروز با اُدکلن و کراوات و کت و شلوار و لباس قشنگ می‌آید وسط میدان؛ همانها هستند، فرقی نکرده‌اند.» (۱۴۰۴/۱۰/۲۷)

یکی از ویژگی‌های مشترک مستکبران تاریخ، اعتماد بیش از حد به محاسبات مادی است. آنان گمان می‌کنند تا زمانی که ارتش، رسانه و سرمایه در اختیار دارند، سقوط ناممکن است. اما تاریخ انقلاب اسلامی ایران، نمونه‌ای روشن از شکست این محاسبات است.

تحلیل‌های رسمی آمریکا تا روزهای پایانی رژیم پهلوی، از «ثبات» سخن می‌گفت؛ ثباتی که کمتر از چند هفته بعد در طوفان انقلاب مردمی فرو ریخت. این تجربه تاریخی نشان داد که قدرت واقعی نه در کاخ‌ها بلکه در اراده ملت‌ها نهفته است؛ اراده‌ای که اگر با ایمان و مقاومت پیوند بخورد، معادلات به‌ظاهر قطعی را به‌هم می‌ریزد.

چرا مستکبران سقوط می‌کنند؟

پاسخ این پرسش، صرفاً سیاسی یا اقتصادی نیست. از منظر قرآن و اندیشه اسلامی، سقوط مستکبران نتیجه مستقیم «بی‌تقوایی» است. بی‌تقوایی به‌معنای حذف اخلاق از سیاست، حذف عدالت از اقتصاد و حذف کرامت از حکمرانی است. چنین نظامی، شاید مدتی دوام بیاورد اما از درون دچار پوسیدگی می‌شود.

فساد ساختاری، تبعیض، خشونت، دروغ و تحقیر ملت‌ها، نشانه‌های پیش از سقوط‌اند. این همان مرحله‌ای است که قرآن از آن با عنوان «فساد فی‌الارض» یاد می‌کند؛ مرحله‌ای که دیگر اصلاح‌پذیر نیست و باید جای خود را به نظمی جدید بدهد.

در مقابل این فرعونیت تاریخی قرآن یک راهبرد روشن ارائه می‌دهد: صبر و مقاومت. داستان موسی علیه‌السلام و بنی‌اسرائیل، الگویی همیشگی برای همه ملت‌های تحت ستم است. مقاومت، به‌معنای انفعال نیست؛ بلکه ایستادگی آگاهانه، هزینه‌دادن و امید به آینده‌ای الهی است.

رهبر معظم انقلاب مفهوم «انتظار فرج» را دقیقاً در همین چارچوب معنا می‌کنند؛ انتظاری فعال، تاریخی و تمدنی. انتظاری که ملت‌ها را در سخت‌ترین شرایط زنده نگه می‌دارد و آنان را از تسلیم‌شدن در برابر قدرت‌های ظاهری بازمی‌دارد.

فروپاشی از درون؛ ضربه از دل خانه فرعون

یکی از ظریف‌ترین سنت‌های الهی ضربه‌زدن به مستکبران از درون ساختار خودشان است. همان‌گونه که موسی علیه‌السلام در خانه فرعون پرورش یافت، انقلاب اسلامی نیز از دل یکی از وابسته‌ترین رژیم‌های جهان به آمریکا سربرآورد.

این قاعده امروز نیز جاری است. بحران‌های اجتماعی، شکاف‌های عمیق سیاسی، فرسایش مشروعیت و ناتوانی در مدیریت افکار عمومی، نشانه‌هایی از همان فروپاشی درونی است. فرعون‌ها معمولاً نه با حمله بیرونی، بلکه با پوسیدگی درونی سقوط می‌کنند.

در نهایت، تاریخ داور بی‌رحمی است. نام فرعون‌ها یا با نفرت یاد می‌شود یا در زباله‌دان تاریخ دفن می‌گردد؛ اما نام مقاومان، ماندگار می‌شود. شهیدان، به‌دلیل اتصال به حقیقت، از زمان عبور می‌کنند و به تاریخ می‌پیوندند.

در این نگاه آینده نه متعلق به مستکبران بلکه متعلق به جریان حق است. این نه یک شعار احساسی، بلکه یک قانون الهی است؛ قانونی که بارها آزموده شده و باز هم تکرار خواهد شد. فرعونِ امروز نیز، هر که باشد و هر نامی داشته باشد، از این سنت مستثنا نخواهد بود.

ارسال نظرات