خطر ورود اندیشه های غیر دینی به معارف اسلامی
به گزارش خبرگزاری رسا در مشهد، حجتالاسلام مصباح یزدی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، در پیشهمایش «منشور روحانیت» با تمرکز بر موضوع «بازاندیشی در مسئله التقاط» که به همت دبیرخانه همایش منشور روحانیت حوزه علمیه خراسان و در مدرسه علمیه سلیمانیه برگزار شد، به تبیین ابعاد مختلف پدیده التقاط در اندیشه دینی پرداخت.
وی با اشاره به انتخاب موضوع التقاط بهعنوان محور همایش، اظهار داشت: منشور روحانیت حضرت امام(ره) یکی از ماندگارترین آثار ایشان در سالهای پایانی عمر شریفشان است که نقشه راه روشنی برای آینده روحانیت و نسبت آن با انقلاب اسلامی و اهداف و آرمانهای بلند آن ترسیم میکند. در این منشور، نسبت به خطراتی که میتواند کیان روحانیت، اسلام و نظام اسلامی را تهدید کند هشدار داده شده و راههای برونرفت از این آسیبها نیز مورد توجه قرار گرفته است.
حجتالاسلام مصباح یزدی، بازخوانی مستمر منشور روحانیت را ضرورتی اجتنابناپذیر برای طلاب و روحانیت دانست و گفت: چالشهایی که روحانیت با آن مواجه است، امری مقطعی و محدود به یک دوره خاص نیست؛ این مشکلات همواره با چهرهها و صورتهای جدید خود را نشان میدهد و اگر نسبت به آنها غفلت شود و برای آینده اسلام و روحانیت چارهاندیشی صورت نگیرد، چهبسا خود ما نیز ناخواسته در دام همان آسیبها گرفتار شویم و مسئولیت انحراف در اسلام، انقلاب و نظام اسلامی بر دوش ما قرار گیرد.
منشور روحانیت؛ متنی زنده و راهگشا برای امروز و فردای حوزه
وی با اشاره به نگاه آیندهنگر حضرت امام(ره) در تنظیم منشور روحانیت تصریح کرد: اگرچه این منشور ناظر به مسائل و مشکلات زمان صدور خود بوده است، اما همچون دیگر بیانات امام خمینی(ره)، با نگاهی وسیع و افقگشا تنظیم شده و نکاتی را در بر دارد که در هر زمان تازه و زنده است؛ بهگونهای که انسان احساس میکند این پیام برای امروز جامعه و حوزههای علمیه صادر شده و درمان زخمهای کنونی جامعه، نظام و روحانیت در آن نهفته است.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تأکید بر لزوم دقت علمی در عبارات منشور روحانیت، افزود: لازم است بر تکتک واژهها و چینش مباحث در این منشور تأمل و مباحثه صورت گیرد؛ اینکه چرا برخی مفاهیم تکرار شده، چرا امام(ره) از واژهای خاص استفاده کردهاند و چه نسبتی میان اجزای مختلف متن برقرار است، همگی میتواند در شناخت بهتر مسیر آینده حوزهها و وظایف روحانیت نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
التقاط در دینشناسی؛ پیامد فقدان مبنای عقلانی منسجم
حجتالاسلام مصباح یزدی در تبیین مفهوم التقاط اظهار داشت: در اصطلاح مباحث علمی و دینی، هنگامی که از التقاط سخن گفته میشود، مقصود آن است که فردی بدون برخورداری از یک مبنای منسجم و نظریه بنیادین، از مکاتب و دیدگاههای مختلف، گزارههایی را برمیگیرد و آنها را به دین نسبت میدهد؛ گزارههایی که گاه نهتنها ارتباط منطقی با یکدیگر ندارند، بلکه ممکن است در تعارض یا تناقض آشکار نیز باشند.
وی افزود: چنین فردی معمولاً با رویکردی عملگرایانه و هدفمحور، هر آنچه را که در مسیر رسیدن به هدفش مفید میبیند میپذیرد و به نام اسلام عرضه میکند، بیآنکه نسبت این دیدگاهها با مبانی اصیل دینی روشن باشد. نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری نوعی دینداری التقاطی است که اجزای آن از منابع گوناگون اخذ شده و پیوند روشنی با اصول اعتقادی اسلام ندارد.
این استاد حوزه با اشاره به ریشههای گرفتارشدن در دام التقاط تصریح کرد: عامل اصلی بروز این انحراف در دینشناسی، نداشتن مبنای عقلانی قابل دفاع و اثباتپذیر برای اصل دین و دینداری است. در چنین شرایطی، انگیزههای متنوعی از انگیزههای نفسانی گرفته تا عوامفریبی یا میل به اظهار نظر بدون پشتوانه علمی میتواند فرد را به اظهار دیدگاههایی سوق دهد که فاقد انسجام نظری و دلیل معتبر است.
وی تأکید کرد: زمانی که چنین افرادی مورد نقد علمی قرار میگیرند و از آنان مطالبه دلیل میشود، ضعف مبنایی آنها آشکار میگردد؛ چراکه بسیاری از این دیدگاهها بدون فهم عمیق و تحلیل روشمند پذیرفته شده و صرفاً بر اساس ذوق، سلیقه یا مصلحتسنجیهای شخصی به دین نسبت داده شده است.
حجتالاسلام مصباح یزدی، در ادامه سخنان خود با اشاره به ریشههای انحراف در فهم دین اظهار داشت: آنچه میتواند فرد را دچار مشکل در دینشناسی کند، نواقصی است که در معرفت او وجود دارد. گاهی انسان گمان میکند که میداند و بر اساس همان تصور، اقدام به اظهار نظر کرده و امری را به اسلام نسبت میدهد، در حالی که این نقص معرفتی موجب انحراف در فهم میشود و همین انحراف، زمینه انحراف دیگران را نیز فراهم میکند.
وی با بیان اینکه این مشکل معرفتی قابل تقسیم به دو شاخه است، افزود: دستهای از افراد بر اساس مبنای صحیح و استواری حرکت نمیکنند و صرفاً بر پایه برخی برداشتهای شخصی یا آموزههایی که بهصورت سنتی از پدر و مادر شنیده و پذیرفتهاند، پیش میروند؛ بدون آنکه نسبت به آن کنجکاوی کنند، شبهات خود را رفع نمایند یا خلأهای معرفتیشان را پر کنند. این رویکرد میتواند فرد را دچار افراط یا تفریط کند.
افراط در دینشناسی و انتظار حداکثری از دین
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) افراط در دینشناسی را چنین تبیین کرد: افراط به این معناست که فرد تصور کند تمام نیازهای معرفتی، عملی، عاطفی و هر نوع نیازی که انسان در این جهان دارد، باید بهصورت جزئی و موردی در دین پاسخ داده شده باشد. بر اساس این نگاه، اگر انسان با بیماری، نیاز صنعتی، کشاورزی، غذایی یا دارویی مواجه شد، انتظار دارد پاسخ همه این مسائل را بهطور مستقیم در قرآن و روایات بیابد؛ نگاهی که از آن به «دین حداکثری» تعبیر میشود.
وی ادامه داد: اگر کسی چنین توقعی از دین داشته باشد، بهزودی دچار یأس و ناامیدی خواهد شد، زیرا بسیاری از این مسائل را در دین نخواهد یافت و اساساً دین نیز چنین ادعایی ندارد. البته در فرمایشات خدای متعال، پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و ائمه معصومین(علیهمالسلام) درباره برخی نیازهای مادی و دنیوی انسانها نکات صحیح، محکم و قابل اتکایی بیان شده است، اما این نکات باید بر اساس معیارهای فقهی، اصولی و رجالی بررسی شوند.
حجتالاسلام مصباح یزدی تصریح کرد: اگر نکاتی در این زمینهها بهصورت معتبر ثابت شود، قطعاً مطابق با واقع است و لازمه ایمان آن است که آنها را بهعنوان حقایق واقعی مرتبط با هستی بپذیریم و به آن عمل کنیم، اما باید توجه داشت که دین برای آموزش کشاورزی، صنعت، موشکسازی یا امور مشابه نازل نشده است. پیامبر اعظم(ص) برای این اهداف مبعوث نشدند، بلکه هدف اصلی بعثت، تحقق و تبیین «مکارم اخلاق» بوده است.
وی با اشاره به گستره مفهوم مکارم اخلاق بیان کرد: مکارم اخلاق، دایرهای وسیع دارد و به یک معنا تمام رفتارهای فردی و اجتماعی انسان را در بر میگیرد و نسبت هر رفتار، گفتار، کردار، ترک فعل و انجام فعل انسان را با سعادت بشر روشن میسازد. این همان حقیقتی است که پیامبر مأمور به تبیین آن بودهاند؛ اینکه هر لحظه از زندگی انسان و هر انتخاب او میتواند او را یک گام به خدا نزدیکتر یا از او دورتر کند و تبیین این رابطه، جز از طریق وحی و پیامبر ممکن نیست.
وی افزود: اینکه چه عواملی موجب چاقی یا لاغری میشود، چه چیزهایی باعث راحتی یا سختی زندگی است، کدام مواد معدنی مفیدتر یا کدام کمتر مفید است، اساساً در حوزه مأموریت پیامبر نبوده است. انتظار چنین اموری از دین، ناشی از یک نقص در دینشناسی است.
تفریط در دینشناسی و رواج نگاه حداقلی به دین
حجتالاسلام مصباح یزدی در ادامه، تفریط در دینشناسی را یکی دیگر از انحرافات رایج دانست و گفت: در مقابل نگاه حداکثری، برخی به «دین حداقلی» قائلاند؛ یعنی دین را به بخشی محدود میکنند و بسیاری از کارکردها، اهداف و آرمانهایی که دین برای آنها نازل شده است را نادیده میگیرند یا انکار میکنند. این نگاه امروز در جهان و حتی در جامعه ما، متأثر از فضای فرهنگی جهانی، رواج قابل توجهی یافته است و البته پدیدهای مختص امروز و دیروز هم نیست.
وی خاطرنشان کرد: یکی از عوامل اصلی این انحراف، عوامل معرفتی است؛ اینکه دین در جامعیت خود شناخته نشود، برخی ابعاد آن مورد غفلت قرار گیرد و به بخشهایی محدود از دین اکتفا شود. این رویکرد، از خطرناکترین انحرافات در دینشناسی است و زمینهساز بسیاری از مشکلات و انحرافات دیگر میشود.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به پیامدهای نگاه حداقلی به دین اظهار داشت: نتیجه چنین نگاهی آن است که دین به ارتباط شخصی فرد با خدا و عبادات فردی محدود میشود و سایر ابعاد دین، از جمله ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بینالمللی آن نادیده گرفته میشود. بخش مهمی از رواج این نگاه، ناشی از شبهاتی است که از غرب وارد فضای فکری مسلمانان شده است.
وی افزود: این شبهات در ابتدا در فضای مسیحیت مطرح شد و متفکران مسیحی تلاش کردند با ارائه راهحلهایی، هم با تحریفهای رخداده در مسیحیت کنار بیایند و هم نوعی دین حداقلی را حفظ کنند تا دین بهطور کامل از جامعه حذف نشود. همان شبهات و همان پاسخهای نادرست، بعدها به فضای فکری برخی روشنفکران مسلمان نیز راه یافت و منجر به ترویج نگاهی شد که دین را به امری محدود به عبادات فردی و مراسم خاص تقلیل میدهد.
حجتالاسلام مصباح یزدی در ادامه با اشاره به تأثیر اندیشههای مارکسیستی گفت: بخشی از این شبهات از سوی مارکسیسم مطرح شد؛ جریانی که اصل دین را انکار میکرد و آن را ساخته حکومتها برای توجیه ظلم به مردم میدانست. تعبیر مشهور «دین افیون تودههاست» ناظر به همین تحلیل است؛ تحلیلی که دین را ابزاری برای آرامکردن مردم و بازداشتن آنان از مقاومت در برابر ظلم معرفی میکرد.
وی تصریح کرد: بر اساس این دیدگاه، به مردم القا میشود که تحمل ظلم در دنیا با پاداش اخروی جبران خواهد شد و بنابراین نیازی به مقابله با بیعدالتی وجود ندارد. چنین تفسیری از دین، موجب شد برخی افراد نسبت به دین در عرصههای اجتماعی و سیاسی دچار انفعال شوند و دین را تنها در حد یک تجربه شخصی و فردی بپذیرند؛ تجربهای که به عبادات فردی و راز و نیاز شخصی محدود میشود و هیچ نسبتی با مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ندارد.
وی تأکید کرد: این برداشتهای انحرافی، چه متأثر از مارکسیسم و چه برخاسته از مکاتب فکری غربی، در عمل به حذف دین از عرصههای مهم زندگی اجتماعی منجر شده و لازم است با بازشناسی جامع و صحیح دین، از افتادن در دام افراط و تفریط در دینشناسی پرهیز شود.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه سخنان خود با اشاره به ریشههای نگاه حداقلی به دین اظهار داشت: این رویکرد ناشی از همان نگاه غلطی است که در ذهن برخی القا شده و دین را صرفاً به نماز، روزه، حج و عبادات فردی محدود میکند؛ نگاهی که حتی درباره جهاد نیز کمتر سخنی به میان میآورد.
وی افزود: بر اساس این نگاه، زندگی بشر به دو ساحت و دو قلمرو تقسیم میشود؛ یک بخش، نیازهای معنوی و فردی انسان است که گفته میشود دین فقط در این حوزه سخن دارد و برای آن دستورالعملهایی همچون نماز، روزه و دعا ارائه میکند. اما بخش دیگر، زندگی اجتماعی بشر است؛ جایی که دادوستد، بیماری، روابط بینالملل، مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مطرح میشود و ادعا میشود که این حوزهها باید به کسانی سپرده شود که اهلش هستند.
پیامدهای نگاه حداقلی به دین در عرصه اجتماعی
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: بر اساس این تفکر، اگر امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به دست غیرمسلمانان یا افراد غیرمتخصص در دین بیفتد، گفته میشود که این مسئله لزوماً به دینداری فردی آسیب نمیزند. حال آنکه اگر این حوزهها بهدرستی مدیریت نشود، حتی ابعاد عبادی دین نیز تحت تأثیر قرار میگیرد؛ برای مثال، اگر کسانی نخواهند سهم امام، خمس و زکات به مصارف اصلی خود برسد، با نماز و روزه فردی نمیتوان مانع آن شد.
وی تصریح کرد: این تصور که میتوان بخشی از دین را از سایر بخشها جدا کرد و امور عبادی را به علما و حوزهها سپرد و سایر مسائل را به دیگران واگذار کرد، در نهایت به تعارض میانجامد. در چنین شرایطی، این طرز فکر حاضر میشود برای حفظ بخشی از آنچه دین میپندارد، از بخشهای دیگر کوتاه بیاید و به سازشکاری تن دهد.
حجتالاسلام مصباح یزدی با اشاره به مصادیق این رویکرد گفت: چشم بستن بر ظلمهایی که در داخل کشور یا در عرصه بینالملل به مردم میشود، ناشی از همین نگاه حداقلی به دین است. برخی با این توجیه که این مسائل به دینداری فردی آسیب نمیزند، نسبت به فجایع انسانی بیتفاوت میشوند و تصور میکنند تا زمانی که مراسم عبادی، زیارت، روضه و مناسک شخصی برقرار است، دین محفوظ مانده و سایر امور ارتباطی با آنان ندارد؛ حال آنکه این نتیجه مستقیم دین حداقلی است.
خطر التقاط و نسبتدادن امور غیردینی به دین
وی در ادامه خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، این نگاه میتواند گرایش خطرناکتری را نیز ایجاد کند؛ به این معنا که فرد احساس میکند دین نمیتواند بهطور کامل از مسائل اجتماعی کنار بکشد و ناگزیر باید در این حوزهها نیز اظهار نظر کند. اما چون در مبنا، دین را فاقد نظریه اجتماعی میداند، در هنگام ورود به این عرصهها دچار اضطراب و ناچار به وامگیری از مکاتب و نظریات دیگر میشود.
این استاد حوزه علمیه افزود: در چنین وضعیتی، فرد ناچار میشود اموری را که اساساً جزو دین نیست، به دین نسبت دهد؛ خطایی که خطر آن از دین حداقلی بیشتر است. این همان اشتباهی است که در تاریخ مسیحیت رخ داد و همچنان هزینههای آن پرداخت میشود؛ جایی که برخی نظریات علمی یا فلسفی زمانه، مانند مسائل نجومی، به تفاسیر کتاب مقدس وارد شد و بهعنوان وحی یا الهام الهی به مردم عرضه گردید. هنگامی که علم، نادرستی آن نظریات را آشکار کرد، اصل دین زیر سؤال رفت.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)تأکید کرد: این خطرِ التقاط، یعنی وارد کردن گزینشی نظریات مختلف به نام دین، امروز نیز وجود دارد؛ بهگونهای که بخشی از اندیشههای مارکسیستی و سوسیالیستی، مثلاً در حوزه اقتصاد و عدالت، و بخشهایی از اندیشههای لیبرالی، مانند مسئله رأیگیری و حاکمیت مردم، بدون مبنای منسجم دینی کنار هم قرار میگیرند و مجموعهای التقاطی به نام «اسلام» ارائه میشود.
حجتالاسلام مصباح یزدی ادامه داد: در این نگاه، اقتصاد اسلامی گاه سوسیالیستی معرفی میشود، سیاست اسلامی لیبرالی تلقی میگردد و اخلاق اسلامی از پلورالیسم اخلاقی وام گرفته میشود؛ در نهایت، مجموعهای ناهمگون شکل میگیرد که همه نواقص و اشکالات مکاتب مختلف به حساب اسلام گذاشته میشود.
وی افزود: هنگامی که این الگوها به بنبست میرسند، اینگونه القا میشود که اسلام توان اداره جامعه امروز را ندارد.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، در ادامه به تشریح خطرات تفکراتی پرداخت که به ظاهر دینی هستند اما در باطن با مبانی اسلام ناسازگارند و پیامدهای آنها بر جامعه و نظام جمهوری اسلامی را بررسی کردند. ایشان تأکید داشتند که انتخاب گزارههایی از منابع مختلف و ارائه آنها به نام اسلام، بدون توجه به تطابق با دین، منجر به ناترازیهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی میشود و برخی با استناد به این نتایج غلط، خواهان تغییر پارادایم جمهوری اسلامی میشوند.
به گفته حجتالاسلام مصباح یزدی، این نوع تفکر، که ظاهری دینی دارد اما باطن آن منافقانه است، خطرش برای اسلام و جامعه اسلامی بیشتر از تفکری است که صراحتاً در امور اجتماعی دخالت نمیکند.
ضرورت شناخت مبنایی دین
حجتالاسلام مصباح یزدی در ادامه به راهکارهای مواجهه با این پدیده اشاره کردند و بر ضرورت شناخت مبنایی دین توسط طلبهها تأکید نمود و اظهار داشت: طلبهها باید با ادله کافی و توجه به شبهات موجود، پایههای دینشناسی را محکم کنند تا بتوانند آن را به دیگران عرضه کرده و جامعه را در برابر شبهات مصون سازند.
وی تأکید کرد: شناخت دقیق ریشه شبهات، نه تنها پاسخ به سوالات فعلی را ممکن میسازد، بلکه از بروز شبهات جدید جلوگیری میکند.
اهمیت دقت و صحت در نسبت دادن مسائل به دین
وی سپس به اهمیت شناخت مسائل نوپدید و تحلیل درست ابعاد آنها اشاره کردند و گفت: برای ارائه پاسخهای دینی به مسائل اقتصادی، خانوادگی، سیاسی و بینالمللی، ابتدا باید مسئله را درست شناخت و با مبانی علمی و دینی آشنا شد.
حجتالاسلام مصباح یزدی تأکید کرد: در نسبت دادن امری به اسلام، به ویژه در مسائل مهم و اجتماعی، باید از روشهای صحیح علمی و دقت در مقدمات اطمینان حاصل شود.
وی افزود: اسلام در مسائل مختلف، قواعد و روشهای مشخصی دارد و نمیتوان بدون بررسی جامع و سندیت معتبر، نظریهای را به نام دین مطرح کرد.
وی در پایان، بر ضرورت شناخت صحیح اسلام، عمل به آن و تبیین درست آموزههای دینی تأکید کرد و گفت: امیدواریم در اصلاح جامعه و پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی، بتوانیم وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهیم.