داستان فرماندهی که ظاهری خشن، اما قلبی مهربان داشت!
کتاب «مقاومت شرهانی» نوشته محمدمسعود بهمنی،به ۴۰ خاطره درباره دوستان شهید و همرزمان نویسنده در منطقه عملیاتی شرهانی در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میپردازد.
به گزارش خبرگزاری رسا، در ابتدای کتاب، کتاب «مقاومت شرهانی» نوشته محمدمسعود بهمنی، به ۴۰ خاطره درباره دوستان شهید و همرزمان نویسنده در منطقه عملیاتی شرهانی در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میپردازد.
شرح مختصری از کارنامه خدمتی نگارنده آمده و در ادامه ۴۰ خاطره با عنوانهایی، چون تله انفجاری، استعداد دشمن بعثی در جبهه چم هندی در سال ۱۳۶۳، اسامی نفرات گشتی شناسایی، نامه سرباز نجفی، سرباز علوی، سال تحویل ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی فکه، باشگاه ورزشی علی بلبل، جن، جشن ۲۲ بهمن در منطقه عملیات فکه، یادم در رفت، ورزشگاه شهید تاتار، کادر فرماندهی گروهان در منطقه عملیات، عملیات پدافندی شرهانی (۱۹ / ۱ / ۱۳۶۵)، مقاومت شرهانی (۱۹/ ۲/ ۱۳۶۵)، نامههای مردمی به جبهه جنگ، دشمن دارد با ساز و دهل میآید، سرباز شهید بوجارزاده، شهید قهرمان جمشید جاودانیان، سرباز شهید یعقوبی، بستنی کجایی، تخلیه مجروحین، استحمام در منطقه عملیات، پشتیبانی از عملیات کربلای ۵، اشکهای مادر و خانواده، نجات از مرگهای صد در صد، تصادف در منطقه عملیات، درگیری مهران و نجات از رودخانه کنجا نچم، عملیات فتحالمبین، ارسال نامه به خانواده از جبهه شوش، پسر شجاع، گل پردِسَر، جدال مار با عقرب و رتیل، تعویض در خط مقدم، طوفان شن و رمل در منطقه عملیات، تقابل دو طرز تفکر در منطقه عملیات، اصابت ترکش به پاشنه پا، انجام واجبات در منطقه عملیات، مرخصی تشویقی در منطقه برای ترک سیگار، آب آشامیدنی گل آلود و قطار مسافربری عناوین خاطراتی است که از جنگ تحمیلی و منطقه عملیاتی شرهانی در این کتاب ذکر شده است.
پسر شجاع یکی از خاطرات کوتاه این کتاب است که به زندگی فرمانده تیپ سوم همدان از لشگر ۱۶ زرهی قزوین اشاره دارد و میگوید: «یکی از فرماندهان دلیر و شجاع، فرمانده تیپ سوم همدان از لشگر ۱۶ زرهی قزوین بود که ایشان سرهنگ اکبر رضایی نام داشت و به علت شهامت و دلاوریهایی که در طول جنگ و صحنه نبرد از خود نشان داده بودند بین پرسنل تیپ به پسر شجاع معروف بودند.
ایشان در سال ۱۳۶۵ که جناب سرهنگ شهرگان مجروح گردیدند بهعنوان فرمانده تیپ ۳ لشگر ۱۶ معرفی شدند. ظاهراً ایشان بسیار خشن و اخمو بود، ولی در چندین برخورد که با این فرمانده دلاور داشتم مشاهده نمودم که انسانی بسیار مهربان و با وقار هستند. چندینبار در منطقه شرهانی جناب سرهنگ رضایی جهت بازدید از خط مقدم و گروهان من به منطقه و خط مقدم آمدند و از رهنمودهای ایشان استفاده کردیم. در طول مسیر بازدید از گروهان، ایشان همان رفتار خشن و کم حرف بودن را داشتند. ولی هنگام راهنمایی و بیان اشکالات با دلسوزی کامل مطالب را عنوان مینمودند.
ایشان دارای هیکلی ورزیده و تا حدودی چاق بودند، ولی کوچکترین ترسی از دشمن در وجود ایشان نبود و مسئله را درگیری مختلف از جمله درگیری شرهانی و ... برای همه ثابت کرده بودند. بدون کمترین به گشتی میرفتند و حرکات دشمن را از نزدیک زیر نظر میداشتند. این انسان بزرگوار در سال ۱۳۶۷ به افتخار بازنشستگی نایل گردیدند و تیپ ۳ همدان را به جناب سرهنگ مرتضی عنبری تحویل دادند.»
این کتاب نثری ساده دارد و با ویرایش تازه و آوردن تصاویری از جبهه شرهانی در سالهای دفاع مقدس به چاپ پنجم رسیده است.
«مقاومت شرهانی» از سوی انتشارات نظری با شمارگان هزار نسخه، قطع رقعی، مصور در ۱۶۰ صفحه و به بهای ۳۶ هزار تومان به چاپ پنجم رسیده و روانه بازار نشر شده است. /۹۹۸/د ۱۰۱/ش
شرح مختصری از کارنامه خدمتی نگارنده آمده و در ادامه ۴۰ خاطره با عنوانهایی، چون تله انفجاری، استعداد دشمن بعثی در جبهه چم هندی در سال ۱۳۶۳، اسامی نفرات گشتی شناسایی، نامه سرباز نجفی، سرباز علوی، سال تحویل ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی فکه، باشگاه ورزشی علی بلبل، جن، جشن ۲۲ بهمن در منطقه عملیات فکه، یادم در رفت، ورزشگاه شهید تاتار، کادر فرماندهی گروهان در منطقه عملیات، عملیات پدافندی شرهانی (۱۹ / ۱ / ۱۳۶۵)، مقاومت شرهانی (۱۹/ ۲/ ۱۳۶۵)، نامههای مردمی به جبهه جنگ، دشمن دارد با ساز و دهل میآید، سرباز شهید بوجارزاده، شهید قهرمان جمشید جاودانیان، سرباز شهید یعقوبی، بستنی کجایی، تخلیه مجروحین، استحمام در منطقه عملیات، پشتیبانی از عملیات کربلای ۵، اشکهای مادر و خانواده، نجات از مرگهای صد در صد، تصادف در منطقه عملیات، درگیری مهران و نجات از رودخانه کنجا نچم، عملیات فتحالمبین، ارسال نامه به خانواده از جبهه شوش، پسر شجاع، گل پردِسَر، جدال مار با عقرب و رتیل، تعویض در خط مقدم، طوفان شن و رمل در منطقه عملیات، تقابل دو طرز تفکر در منطقه عملیات، اصابت ترکش به پاشنه پا، انجام واجبات در منطقه عملیات، مرخصی تشویقی در منطقه برای ترک سیگار، آب آشامیدنی گل آلود و قطار مسافربری عناوین خاطراتی است که از جنگ تحمیلی و منطقه عملیاتی شرهانی در این کتاب ذکر شده است.
پسر شجاع یکی از خاطرات کوتاه این کتاب است که به زندگی فرمانده تیپ سوم همدان از لشگر ۱۶ زرهی قزوین اشاره دارد و میگوید: «یکی از فرماندهان دلیر و شجاع، فرمانده تیپ سوم همدان از لشگر ۱۶ زرهی قزوین بود که ایشان سرهنگ اکبر رضایی نام داشت و به علت شهامت و دلاوریهایی که در طول جنگ و صحنه نبرد از خود نشان داده بودند بین پرسنل تیپ به پسر شجاع معروف بودند.
ایشان در سال ۱۳۶۵ که جناب سرهنگ شهرگان مجروح گردیدند بهعنوان فرمانده تیپ ۳ لشگر ۱۶ معرفی شدند. ظاهراً ایشان بسیار خشن و اخمو بود، ولی در چندین برخورد که با این فرمانده دلاور داشتم مشاهده نمودم که انسانی بسیار مهربان و با وقار هستند. چندینبار در منطقه شرهانی جناب سرهنگ رضایی جهت بازدید از خط مقدم و گروهان من به منطقه و خط مقدم آمدند و از رهنمودهای ایشان استفاده کردیم. در طول مسیر بازدید از گروهان، ایشان همان رفتار خشن و کم حرف بودن را داشتند. ولی هنگام راهنمایی و بیان اشکالات با دلسوزی کامل مطالب را عنوان مینمودند.
ایشان دارای هیکلی ورزیده و تا حدودی چاق بودند، ولی کوچکترین ترسی از دشمن در وجود ایشان نبود و مسئله را درگیری مختلف از جمله درگیری شرهانی و ... برای همه ثابت کرده بودند. بدون کمترین به گشتی میرفتند و حرکات دشمن را از نزدیک زیر نظر میداشتند. این انسان بزرگوار در سال ۱۳۶۷ به افتخار بازنشستگی نایل گردیدند و تیپ ۳ همدان را به جناب سرهنگ مرتضی عنبری تحویل دادند.»
این کتاب نثری ساده دارد و با ویرایش تازه و آوردن تصاویری از جبهه شرهانی در سالهای دفاع مقدس به چاپ پنجم رسیده است.
«مقاومت شرهانی» از سوی انتشارات نظری با شمارگان هزار نسخه، قطع رقعی، مصور در ۱۶۰ صفحه و به بهای ۳۶ هزار تومان به چاپ پنجم رسیده و روانه بازار نشر شده است. /۹۹۸/د ۱۰۱/ش
ارسال نظرات