چرا نهادهای امنیتی با انجمن حجتیه برخورد نمیکنند؟
یکی از پرسشهایی که بهطور مکرر در فضای عمومی و رسانهای مطرح میشود این است که اگر انجمن حجتیه جریانی خطرناک یا مسئلهدار تلقی میشود، چرا نهادهای امنیتی با آن برخورد مستقیم و علنی نمیکنند؟ آیا برخورد امنیتی کار دشواری است؟ یا صرفاً به یک تصمیم نیاز دارد؟
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، یکی از پرسشهایی که بهطور مکرر در فضای عمومی و رسانهای مطرح میشود این است که اگر انجمن حجتیه جریانی خطرناک یا مسئلهدار تلقی میشود، چرا نهادهای امنیتی با آن برخورد مستقیم و علنی نمیکنند؟ آیا برخورد امنیتی کار دشواری است؟ یا صرفاً به یک تصمیم نیاز دارد؟
پاسخ به این پرسش، بدون درک منطق مواجهه با انحرافات فکری و تشکیلاتی، پاسخی ناقص و گمراهکننده خواهد بود.
واقعیت آن است که برخورد امنیتی، غالباً نخستین گام نیست؛ بلکه آخرین مرحله مواجهه است؛ بهویژه زمانی که با جریاناتی مواجه هستیم که ریشه اصلی آنها نه در اقدام مسلحانه یا خشونت عینی، بلکه در انحراف فکری، قرائت نادرست از دین و سازماندهی نرم اجتماعی نهفته است.
جریانهایی از جنس انجمن حجتیه را نمیتوان صرفاً با بازداشت، برخورد فیزیکی یا اقدامات قهری ریشهکن کرد. تجربه تاریخی نشان داده است که در چنین مواردی، اقدام امنیتی زودهنگام نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه گاه به بازتولید و تقویت آن میانجامد.
گام اول: روشنگری، نه بازداشت
نخستین و مهمترین مرحله مواجهه با اینگونه جریانها، روشنگری فکری و آگاهیبخشی اجتماعی است. باید برای جامعه تبیین شود که:
- این نوع تفکر چرا شکل گرفته است؛
- چه مبانی اعتقادیای دارد؛
- چه نسبت و تعارضی با منظومه فکری اسلام ناب، انقلاب اسلامی و ولایت فقیه پیدا میکند؛
- و چه خطراتی، ولو غیرمستقیم، برای پویایی اجتماعی و تاریخی جامعه اسلامی ایجاد میکند.
زمانی که جامعه نسبت به یک جریان «شناخت» پیدا کند، خودبهخود فاصلهگذاری اجتماعی شکل میگیرد؛ بیآنکه نیاز به مداخله سخت باشد.
خطر جابهجایی مظلوم و جلاد
اگر این مرحله نادیده گرفته شود و برخورد قهری در اولویت قرار گیرد، نتیجه میتواند معکوس باشد. تشکیلات مورد نظر با بهرهگیری از فضاسازی رسانهای و مظلومنمایی مصنوعی، خود را قربانی معرفی میکند؛ آن هم در شرایطی که بخشهایی از جامعه هنوز «بدی عینی» از آن جریان ندیدهاند.
در چنین وضعیتی، خطر بزرگی رخ میدهد:
جای جلاد و مظلوم عوض میشود.
جامعه بهجای فاصله گرفتن، دچار همدلی احساسی با جریانی میشود که اساساً ریشه مسئله است.
سوءاستفاده از مفاهیم مقدس
مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که با جریانی مواجه هستیم که بهطور مستمر از مفاهیم مقدس دینی سوءاستفاده میکند؛ از انتظار، تقوا، پرهیز از سیاست، خلوص دینی و حتی مبارزه با انحراف. این پوشش قدسی باعث میشود مرزبندی با آن، نیازمند چندبرابر دقت، صبر و درایت باشد.
برخورد شتابزده با چنین جریانی، بدون اقناع نخبگان و افکار عمومی، میتواند به تقدیس ناخواسته آن منجر شود.
برخورد امنیتی؛ مرحله نهایی
در نهایت باید توجه داشت که برخورد امنیتی، زمانی معنا پیدا میکند که مراحل اقناع، روشنگری و تفکیک اجتماعی طی شده باشد و شواهد متقن از:
- سازمانیافتگی خطرناک،
- پیوندهای مسئلهدار،
- یا اثرگذاری مخرب در سطح ملی
وجود داشته باشد.
در غیر این صورت، برخورد امنیتی نهتنها درمان نیست، بلکه میتواند به پیچیدهتر شدن مسئله و بازتولید انحراف در قالبهای جدید بینجامد.
در نهایت سکوت ظاهری نهادهای امنیتی به معنای بیتوجهی یا نادیده گرفتن خطر نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، نشاندهنده انتخاب هوشمندانه زمان و ابزار مواجهه است. در میدان انحرافات فکری، عجله بزرگترین خطاست و روشنگری، پیشنیاز هر اقدام قاطع محسوب میشود.
ارسال نظرات